درود مهمان گرامی! ثبت نام

اولين دوره مسابقات کشوري سازه هاي ماکاروني کاپ آذربايجان

کاپ آذربايجان

ثبت نام کارگاه ثبت نام مسايقات پوستر

>بستن اين پنجره<

این یک اطلاعیه همگانی است!


امتیاز موضوع:
  • 4 رأی - میانگین امتیازات: 4.25
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سال نو 92 مبارک
#1
Rainbow 
يا مقلب القلوب و الابصار
يا مدبر اليل و النهار
يا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الي احسن الحال

" نوروز یعنی هیچ زمستانی ماندنی نیست

اگر چه کوتاهترین ترین شبش یلدا باشد . . .
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد!

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت!

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی ، دم گرم و چموشش را در گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند هردم سکوت مرگبارم را...
پاسخ
 سپاس شده توسط رضا اله ورن ، علی رنود ، حمید رضا نظری ، اشکان رستگارمنش ، فاطمه اسمعیلی سوره ، سعید قاسم پور ، حسین ترکی ، مرضیه شریعتی ، سلمان توکل ، zahra refahi zadeh ، محمد طیبی ، زهراماجد
#2
خداي مهربان و صبورم....
يك سال ديگه رو برام رقم زدي...
هر چه بود گذشت...

خداي خوبم...
بخاطر تمام لحظه هايي كه منتظرم بودي و نيومدم من و ببخش...
بخاطر تمام لحظه هايي كه من و ديدي و من نديدمت من و ببخش...
بخاطر تمام لحظه هايي كه برام خوب خواستي و من بد كردم من و ببخش...
بخاطر تمام لحظه هايي كه اميدت و نا اميد كردم من و ببخش...
بخاطر تمام لحظه هايي كه برام وقت گذاشتي و من وقت نداشتم من و ببخش...
بخاطر تمام لحظه هايي كه تنهام نگذاشتي و من خودم و تنها ديدم
بخاطر تمام لحظه هايي كه به
مهربون بودنت ،
بخشنده بودنت ،
آمرزنده بودنت ،
بزرگ بودنت و
بودنت ...
شك كردم .... من و ببخش..

بخاطر تمام لحظه هايي كه اشكهام براي كسي جز تو بود....
بخاطر تمام لحظه هايي كه خواهش ها و التماسام براي كسي جز تو بود...
بخاطر تمام لحظه هايي كه لذتها و شادي هام براي كسي جز تو بود...
من و ببخش..
من و ببخش..
..
يكسال ديگه هم گذشت و من باز به اين رسيدم كه...
خيلي ها به دعوت دل ساده ي من...
اومدند..
نشستند...
خنديدند ...
اما خيلي زود
شكستند و گسستند و رفتند....
تنها تو بودي كه
بريدم و نبريدي...
شكستم و نشكستي
گسستم و نگسستي...
خدايا...
دلم خيلي هواتو كرده...
به حق وقت عزيز
امسال هم در دلم بنشين
و آنچه را كه شايسته خدايي توست...
برايم بنويس
نه آنچه سزاوار من است.....

ا لتماس دعا....



در ابتدا عید و سال نو رو به همه دوستان عزیز تبریک میگم
امیدوارم سال آینده براشون ادامه موفقیت های زندگیشون رقم بخوره و در کنار خانواده سلامت و سرزنده 1392 رو به پایان برسونن

متن بالا رو 8 سال پیش وقتی مدیر یک سایت فوتبالی بودم دوست عزیزی که مبتلا به سرطان بود و بعدها هم شنیدم که متاسفانه فوت کردن ، اونجا منتشر کرد . دقیقا نمی دونم نوشته برا خودشون بود یا از جای دیگه کپی کرده بودن ولی انقدر اون موقع برام زیبا بود که 8 ساله تو سایتهایی که فعال هستم هنگام تبریک سال نو این نوشته رو هم منتشر میکنم
ولی واجبه که در کنار این نوشته چند جمله رو اضافه کنم

تیر ماه سال گذشته بواسطه رسول علیزاده و یه بنده خدای دیگه با مهندس قاسم پور آشنا شدم تا در خدمت جناب قاسم پور باشم تا این مجموعه رو تشکیل بدیم . یادش بخیر تا 2 هفته همش 10 تا کاربر بودیم Smile خدا رو شکر میکنم در روزی دارم از مجموعه itssa خداحافظی می کنم که 2200 کاربر واقعی داریم ! جمع کردن 2200 نفر علاقه مند به شبیه سازی در این انجمن کار راحتی نبود ولی بواسطه همت مدیر محترم و مشاور عالی و همه کاربران فعال انجمن محقق شد

همه کارهای صورت گرفته توسط انجمن بواسطه تیم مدیریتی انجمن و کاربران فعال بوده که بنده سهم کوچکی از این فعالیت ها دارم. ولی برا اون زحمت و تلاشی که 20 ماه شبانه روزی در خدمت تیم مدیریتی و دوستان بودم تعصب و ارزش قائلم . و از تمام دوستان میخوام که کارهای انجام شده برا تشکیل این مجموعه رو قدر بدونن و نزارن که زمین بمونه . خوشبختانه من امسال تو مسابقات زنجان دوستان زیادی رو با سال تولد 71-72 دیدم که میدونم میتونن نیروی تازه نفسی باشند برا ادامه فعالیت های این انجمن .

itssa بهانه بود تا بشناسم دوستانی که تو این مدت در کنارشون بودم : سعید قاسم پور ، مسعود شفقی ، احسان ترکی ، احسان نظری ، علی رنود ، فاطمه اسمعیلی سوره ،رسول علیزاده ، محمد جواد رضایی ، ساجده نوروزی ، ابوذر عظیمی ، حجت الله صفر پور ، حسن شیخ ، رضا الله ویرن ، علیرضا جاودانیان ، محمد رضا شارعی ، بهروز کریمی ، حمید پور ملک ، مجید جلیلی ، مرضیه شریعتی ، محمد رضا خشنودی ، مجید نیک نیاز ، سید ادریس عصاران و دیگر دوستانی که ممکنه اسمشون رو فراموش کنم و امیدوارم همه این دوستان بدانند که یادشون همیشه در خاطر من هست و امیدوارم من رو از یاد نبرند .
جا داره یاد کنم از مرحوم محمد فیض خمبر و امیدوارم روحشون شاد باشه

حدودا 2 ماه پیش بود که به مهندس قاسم پور اعلام کردم که تا آخر سال سعادت دارم که در خدمتشون باشم . واقعیتش به نظرم یک مقدار فضای فعالین سازه ماکارونی شلوغ شده و به نظرم این لوح سفید که باید پر بشه از اتفاقات خوب برای فعالین سازه ماکارونی بس که نوشتیم و با پاک کن پاکش کردیم خاکستری شده !
حس میکنم یک مقدار خسته شدم و مثل سابق اون شور و هیجانی که داشتم که همراه با جمع فعالین باشم بواسطه خستگی عملی نیست و ممکنه برا منی که مسئولیت ناظم انجمن رو دارم باعث اتفاقاتی بشه که خوشایند نیست و از جناب قاسم پور تشکر میکنم که با تغییر عنوان کاربریم به همکار بازنشسته موافقت کردن و میدونم با مدیریتی که ایشون داشته و دارند قطعا انجمن روال رو به رشد خودش رو طی خواهد کرد

از سال 1382 تو وبسایت های زیادی مدیر یا همکار بودم که خیلی هاشون امروز فقط یک خاطره شدن و از امروز به برنامه های دیگم که تو سایت های دیگه میپردازم ، ادامه میدم . به احتمال زیاد یک پست هم تو تاپیک مسابقات زنجان بزنم که تا یکی دو هفته دیگه میزنمش . هنوز به محتوای اون پست فکر نکردم Wink
یک کار دیگم هم دارم اونم اینکه به یکی از دوستان کمک میکنم که یک مسابقه برگزار کنه . اینها 2 کار باقی موندمه که از سازه ماکارونی مونده و دیگه وقت بازنشستگیه !

اصولا ناظم ها آدم های خوش اخلاقی نیستن . اگر بداخلاقی از من دیدید حلال کنید .
امروز بعد از 20 ماه پر التهاب از itssa برای همیشه میرم . ولی میدونم که همچنان ITSSA هست ، هست ، هست ! Heart

دوستتون دارم - خدانگهدار

29 اسفند 1391 - حمید رضا نظری
ناظم سابق این انجمن Heart
بیردا گوزل خاطیره لر یاتیپدی !
خداحافظ
Heart

این طرفها کمتر میام . کاری داشتید :
sabz_daar_sabz@yahoo.com
www.facebook.com/hamidreza.nazari.775
پاسخ
 سپاس شده توسط sajadsari ، محمدرضا نوروزي ، محمد رضا شارعی ، علی رنود ، اشکان رستگارمنش ، فاطمه اسمعیلی سوره ، رضا اله ورن ، سعید قاسم پور ، حسین ترکی ، مرضیه شریعتی ، سلمان توکل ، zahra refahi zadeh ، محمد طیبی
#3
Rainbow 
دکتر حسابی و عید نوروز ایرانیها

در زمان تدريس در دانشگاه پرينستون دکتر حسابي تصميم مي گيرند سفره ي هفت سيني براي انيشتين و جمعي از بزرگترين دانشمندان دنيا از جمله "بور"، "فرمي"، "شوريندگر" و "ديراگ" و ديگر استادان دانشگاه بچينند و ايشان را براي سال نو دعوت کنند.. آقاي دکتر خودشان کارتهاي دعوت را طراحي مي کنند و حاشيه ي آن را با گل هاي نيلوفر که زير ستون هاي تخت جمشيد هست تزئين مي کنند و منشا و مفهوم اين گلها را هم توضيح مي دهند. چون مي دانستند وقتي ريشه مشخص شود براي طرف مقابل دلدادگي ايجاد مي کند.

دکتر مي گفت: " براي همه کارت دعوت فرستادم و چون مي دانستم انيشتين بدون ويالونش جايي نمي رود تاکيد کردم که سازش را هم با خود بياورد. همه سر وقت آمدند اما انيشتين 20دقيقه ديرتر آمد و گفت چون خواهرم را خيلي دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ايرانيان را ببيند. من فورا يک شمع به شمع هاي روشن اضافه کردم و براي انيشتين توضيح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضاي خانواده شمع روشن مي کنيم و اين شمع را هم براي خواهر شما اضافه کردم.

به هر حال بعد از يک سري صحبت هاي عمومي انيشتين از من خواست که با دميدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ايراني ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنايي را نگه داشته اند و از آن پاسداري کرده اند.

براي ما ايراني ها شمع نماد زندگيست و ما معتقديم که زندگي در دست خداست و تنها او مي تواند اين شعله را خاموش کند يا روشن نگه دارد."

آقاي دکتر مي خواست اتصال به اين تمدن را حفظ کند و مي گفت بعدها انيشتين به من گفت: " وقتي برمي گشتيم به خواهرم گفتم حالا مي فهمم معني يک تمدن 10هزارساله چيست. ما براي کريسمس به جنگل مي رويم درخت قطع مي کنيم و بعد با گلهاي مصنوعي آن را زينت مي دهيم اما وقتي از جشن سال نو ايراني ها برمي گرديم همه درختها سبزند و در کنار خيابان گل و سبزه روييده است."

بالاخره آقاي دکتر جشن نوروز را با خواندن دعاي تحويل سال آغاز مي کنند و بعد اين دعا را تحليل و تفسير مي کنند.. به گفته ي ايشان همه در آن جلسه از معاني اين دعا و معاني ارزشمندي که در تعاليم مذهبي ماست شگفت زده شده بودند.

بعد با شيريني هاي محلي از مهمانان پذيرايي مي کنند و کوک ويلون انيشتين را عوض مي کنند و يک آهنگ ايراني مي نوازند. همه از اين آوا متعجب مي شوند و از آقاي دکتر توضيح مي خواهند. ايشان مي گويند موسيقي ايراني يک فلسفه، يک طرز تفکر و بيان اميد و آرزوست. انيشتين از آقاي دکتر مي خواهند که قطعه ي ديگري بنوازند. پس از پايان اين قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انيشتين که چشمهايش را بسته بود چشم هايش را باز کرد و گفت" دقيقا من هم همين را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سين را ببيند.

آقاي دکتر تمام وسايل آزمايشگاه فيزيک را که نام آنها با "س" شروع مي شد توي سفره چيده بود و يک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرينستون گرفته بود. بعد توضيح مي دهد که اين در واقع هفت چين يعني 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع مي شود به نشانه ي رويش.. ماهي با "م" به نشانه ي جنبش، آينه با "آ" به نشانه ي يکرنگي، شمع با "ش" به نشانه ي فروغ زندگي و ...

همه متعجب مي شوند و انيشتين مي گويد آداب و سنن شما چه چيزهايي را از دوستي، احترام و حقوق بشر و حفظ محيط زيست به شما ياد مي دهد. آن هم در زماني که دنيا هنوز اين حرفها را نمي زد و نخبگاني مثل انيشتين، بور، فرمي و ديراک اين مفاهيم عميق را درک مي کردند.

بعد يک کاسه آب روي ميز گذاشته بودند و يک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقاي دکتر براي مهمانان توضيح مي دهند که اين کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ي فضاست و نارنج نشانه ي کره ي زمين است و اين بيانگر تعليق کره زمين در فضاست. انيشتين رنگش مي پرد عقب عقب مي رود و روي صندلي مي افتد و حالش بد مي شود.

از او مي پرسند که چه اتفاقي افتاده؟

مي گويد : "ما در مملکت خودمان 200 سال پيش دانشمندي داشتيم که وقتي اين حرف را زد کليسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پيش اين مطلب را به زيبايي به فرزندانتان آموزش مي دهيد. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"

خيلي جالب است که آدم به بهانه ي نوروز يا هر بهانه ي خوب ديگر ، فرهنگ و اعتبار ملي خودش را به جهانيان معرفي کند.
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد!

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت!

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی ، دم گرم و چموشش را در گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند هردم سکوت مرگبارم را...
پاسخ
 سپاس شده توسط محمدرضا نوروزي ، علی رنود ، اشکان رستگارمنش ، فاطمه اسمعیلی سوره ، سعید قاسم پور ، مرضیه شریعتی ، رضا اله ورن ، سلمان توکل ، zahra refahi zadeh ، محمد طیبی
#4
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد

یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم

چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش
لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید

رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن

روزهایت رنگارنگ

سال 1392 مبارک . . .

مهندس نظری جان امیدوارم آخرین مسابقه رو در کنار هم به نحو احسن انجام بدیمSmile
انشاالله همیشه موفق باشی. داور از نوع ناظمش..Smile
[تصویر:  tabrik-web.com_.jpg]
قـرار نـیـسـتــــــ مـن طـوری زنـدگی کـنـم کـه دنـیـا دوسـت داره ،
خـب طـبـعـا قـرارهـم نـیـست دنـیـا هـمـونطـوری بـچـرخـه کـه مـن دوسـتــــــ دارم.
پاسخ
 سپاس شده توسط sajadsari ، حمید رضا نظری ، علی رنود ، فاطمه اسمعیلی سوره ، مرضیه شریعتی ، سعید قاسم پور ، سلمان توکل ، zahra refahi zadeh
#5
ایبابا به قوله عادل فیلم هندی شد که ...
آقا حجت که رفت،
آقا نظری که رفت،
آقا رسول که رفت،
آقا قاسم پور که رفت،
مهدی مهدوی کیا که رفت،
یحیی گل محمدی که رفت

عجبا .... اشکمونو درووردید که........
To live is the rarest thing in the world, Most people exist, that is all
*
*
Oscar Wilde
**************************************
Let no man pull you low enough to hate him
*
*
Martin Luther King
**************************************
پاسخ
 سپاس شده توسط sajadsari ، حمید رضا نظری ، فاطمه اسمعیلی سوره ، رضا اله ورن ، سعید قاسم پور ، مرضیه شریعتی ، zahra refahi zadeh
#6
نوروز پاسداشت عشقهای کوچکی است که زنده مانده اند و روز تعظیم در برابر عشق های
بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی . .
عزت از خداست و اوست که به ما عزت می دهد ،اگر بخواهد ابروی کسی رابریزد به دست خودش می ریزد و اگر بخواهد به کسی عزت دهد توسط دشمنان او را عزیز می کند .
پاسخ
 سپاس شده توسط سعید قاسم پور ، sajadsari ، حسین ترکی ، مرضیه شریعتی ، حمید رضا نظری ، zahra refahi zadeh
#7
به نام خدایی که همیشه با ماست.
با سلام خدمت همه دوستان عزیز
از حمید رضای نظری معذرت میخوام، چون بهم گفت که این پست رو نزن ولی من به حرفش گوش نکردم. بعضی از پستای من رو به دلیل صلاح دید پاک کرد و امیدوارم این یکی رو پاک نکنه.Blush
شاید این ذهنیت پیش بیاد که چون حمید رضا نظری رفت، منم جوگیر شدم و دارم این کار رو میکنم.
با تمام احترامی که برای همه دوستان قائلم باید بگم که من با کسی به این سایت نیومدم که بخوام بخاطر کسی هم برم. این تصمیم رو خیلی وقت بود گرفته بودم و فقط دنبال موقعیت مناسب بودم.Idea
فقط بخاطر این میرم چون کمکی به سازه ماکارونی نکردم و احساس کردم که این وسط یه جایی رو اشغال کردم. ولی دوستان عزیز باید با قدرت این نهضت رو ادامه بدن.Smile
حقیقتا وقتی اینجا اومدم اصلا نیت اینکه بخوام از سازه ماکارونی به جایی برسم رو نداشتم. هیچ ادعایی هم ندارم که سازه سازم.Exclamation
توی این یک سال و نیم که هم اینجا بودم روزای خوب و بدی رو سپری کردم.Angel
من میرم، اما مواظب تک تک لحظه هاتون باشید.
از همه دوستان عزیزی که توی این مدت باهاشون بودم تشکر میکنم. امیدوارم همتون رو در تمام مراحل زندگی موفق ببینم. اسم کسی رو نمیارم.
من رفتم اما دوستی ها پا برجاست.
واسه همتون لحظه های خوبی رو آرزو میکنم. همتون رو دوست دارم.HeartHeartHeart
عیدتونم مبارک.
من رفتم E.T
91/12/29
پاسخ
 سپاس شده توسط علی رنود ، sajadsari ، سعید قاسم پور ، حمید رضا نظری ، رضا اله ورن ، zahra refahi zadeh ، مرضیه شریعتی ، اشکان رستگارمنش ، فاطمه اسمعیلی سوره ، محمد خدایی
#8
سلام
منم به نوبه خودم عید نو رو به همه سازه سازهای عزیز تبریک میگم انشالله سال پیش رو سال پر باری براتون باشه
r.alizade@live.com

من مسئول گفتار خود هستم اما مسئول برداشت اشتباه نیستم
Big Grin
پاسخ
 سپاس شده توسط علی رنود ، sajadsari ، سعید قاسم پور ، حمید رضا نظری ، رضا اله ورن ، سلمان توکل ، مرضیه شریعتی ، فاطمه اسمعیلی سوره
#9
سلام
فرا رسیدن سال یکهزار و سیصد و نود و دو را به همه کاربران حاضر و غایب از صمیم قلب تبریک میگم
دنیای من در شجاعتم غرق شده...کاش من هم کمی میترسیدم تا دیگران زیبایی های دنیایم را میدیدند...Idea
پاسخ
 سپاس شده توسط sajadsari ، سعید قاسم پور ، حمید رضا نظری ، رضا اله ورن ، سلمان توکل ، رسول عليزاده ، zahra refahi zadeh ، محمد طیبی ، مرضیه شریعتی ، اشکان رستگارمنش ، فاطمه اسمعیلی سوره ، محمد خدایی
#10
Rainbow 
سلام مجدد در سال 1392 هجری شمسی

حالا دیگه واقعا سال نو بر همگان مبارک باد.

به قول حافظ : ما را ز دعا کاش فراموش نسازند / رندان سحر خیز که صاحب نفسانند
التماس دعا
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد!

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت!

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی ، دم گرم و چموشش را در گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند هردم سکوت مرگبارم را...
پاسخ
 سپاس شده توسط علی رنود ، مرضیه شریعتی ، اشکان رستگارمنش ، فاطمه اسمعیلی سوره


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان