درود مهمان گرامی! ثبت نام

اولين دوره مسابقات کشوري سازه هاي ماکاروني کاپ آذربايجان

کاپ آذربايجان

ثبت نام کارگاه ثبت نام مسايقات پوستر

>بستن اين پنجره<

این یک اطلاعیه همگانی است!


امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آشنایی با تاریخ معماری ایران وجهان
#1
Star 
زادگاه تمدن:

از شروع تاریخ نگاشته و مدون تاکنون حدود شش هزار سال می گذرد. درنیمی از این مدت، برطبق شواهد و مدارک، خاور نزدیک مرکز امور و شکل گیری تمدن بشری بوده است. منظور از خاورنزدیک مناطق امروزی سوریه – عراق – ایران – لبنان – ترکیه و اسراییل ویا به عبارتی تمام مناطق جنوب باختری آسیاست که در جنوب روسیه و دریای سیاه و مغرب هندوستان و افغانستان قرار دارد. در این گستره که تحدید حدود دقیق آن مقدور نیست و در آن مردم و فرهنگ های مختلف وجود داشته، کشاورزی و بازرگانی، ضرب سکه، خط و نوشتار، قانون گذاری و حکمرانی، ریاضیات و پزشکی، هندسه ونجوم، معماری و حجاری و... بسیاری از مظاهر تمدنی دیگر برای نخستین بار پیدا شده و رشد کرده است.
تاریخ تشکیلات اجتماعات کشاورزان روستانشین مانند جارمو درعراق و چتل هویوک درآناتولیای جنوبی ( ترکیه ) به اواسط هزاره هفتم پیش ازمیلاد برمی گردد و شهر مستحکم و معروف اریحا ازآنها نیز کهن تر است .
پس بدون شک بین النهرین یا ( میان رودان ) یعنی منطقه بین دو رود دجله وفرات ، باید در صدر مطالعات تاریخ تمدن و تاریخ معماری جهان قرار داده شود

چتل هویوک، شروع یکجانشینی

[تصویر:  ?di=3133804955610]



--------------------------------------------------------------------------------
بقایای بجای مانده از شهر باستانی چتل هویوک، واقع در آناتولی ترکیه، نشان از استقرار انسان و شروع یکجانشینی در حدود 7000ق.م دارد.
--------------------------------------------------------------------------------



معماری نوسنگی، معماری است مربوط به دوران نوسنگی در جنوب غرب آسیا دوران نوسنگی حدود 10000 سال قبل از میلاد مسیح قدمت دارد.

تا سال 7000 پیش از میلاد ، دست کم در سه منطقه خاور نزدیک یعنی اردن ، ایران ، و آناتولیا ( ترکیه ) کشاورزی به خوبی استقرار یافته بود . با آنکه چیزی از بقایای غلات پیدا نشده است که به دوره ای کهن تر از تاریخ یاد شده تعلق داشته باشد ، کشاورزی پیشرفته آن روزگار مستلزم تکاملی طولانی بوده است ؛ در واقع وجود شهری چون اریحا ، و چتل هویوک دلیل محکمی در تأیید این فرض است .

چتل هویوك
شاید چشمگیر تر از یافته های اریحا ، کشفیات اخیر در آناتولیا باشد . حفریات حاجیلار و چتل هویوک ثابت کرده است که نه فقط فلات آناتولیا در فاتصله هفت هزار تا پنج هزار پیش از میلاد محل پیدایش و رشد یک فرهنگ پر رونق نوسنگی بوده است ، بلکه این احتمال وجود دارد که فلات مزبور از لحاظ فرهنگی پیشرفته ترین منطقه آن زمان بوده باشد .

وجود خانه های به هم چسبیده در این شهر، بافت اقلیمی آن را نفوذ ناپذیر کرده و شهری بمانند یک دژ ساخته است. این شهر که از نظر شکل و شمایل بسیار شبیه به ماسوله امروزی است، از قدیمی ترین محلهای استقرار بشر در دوران شروع یکجانشینی و پس از انقلاب نوسنگی است.

دوازده سطح پیاپی ساختمانی که در فاصله سالهای 1961 و 1963 در چتل هویک حفاری شدند ، از 6500 تا 5700 پیش از میلاد تاریخ گذاری شده اند . در این محل تنها به وسعت 13000 هزار متر مربع ( که فقط چهار هزار متر مربعش حفاری شده است . ) ردیابی ناگسسته و دوباره تکامل یک فرهنگ نوسنگی در یک دوره هشتصد ساله ممکن شده است ، تکاملی که از اقتصاد متکی بر شکار و گردآوری خوراک به اقتصادی کاملا" کشاورزی منجر شده است .

در کنار اریحا چتل هویک را « یکی از نخستین تلاشهای بشر برای پی ریزی زندگی شهری نامیده اند . » نظم موجود در نقشه شهر نشان می دهد که آن را بر طبق نقشه ای نظری یا غیر تجربی ساخته اند . ویژگی این شهر آنست که هیچ خیابانی ندارد ، خانه ها به یکدیگر چسبیده اند و از پشت بام به یکدیگر راه دارند . این طرز خانه سازی با آنکه ممکن است امروزه کاری غیر عملی به نظر آید ( هرچند در بخشهایی از آناتولیای مرکزی و ایران غربی به حیات خود ادامه دارد ) ، امتیازاتی داشت :

ساختمانها که حائل یکدیگر بوده اند استحکامی بیش از ساختمانهای تک ایستاده پیدا می کردند ، و چون دور تا دور شهر را حلقه پیوسته ای از ساختمانهای دارای دیوارهای یکسره و رو به دهکده محاصره کرده بودند دفاع از ان بسیار آسان بود .

در کنار اریحا چتل هویک را « یکی از نخستین تلاشهای بشر برای پی ریزی زندگی شهری نامیده اند . » نظم موجود در نقشه شهر نشان می دهد که آن را بر طبق نقشه ای نظری یا غیر تجربی ساخته اند . ویژگی این شهر آنست که هیچ خیابانی ندارد ، خانه ها به یکدیگر چسبیده اند و از پشت بام به یکدیگر راه دارند
بدین ترتیب اگر دشمنی می توانست دیوار بیرونی را بشکند و از آن بگذرد به جای آنکه داخل یک شهر شود داخل اتاقی می شد که مدافعانش روی پشت بام ایستاده بودند و این برای او ملال آور بود . در پاره ای نقاط فضای باز یا حیاتی در میان انبوه متراکم آن ساختمانها باز می شد که به عنوان آشغال دانی مورد استفاده قرار می گرفت . مقادیر کلانی از خاکستر را با زباله ها مخلوط می کردند و به عنوان کود مورد استفاده قرار می دادند ، ولی این کار احتمالا" بوی ناخوشایند آشغال دانی را از میان نمی برد . خانه ها گرچه به اندازه های متفاوت ساخته می شدند نقشه ای واحد داشتند و دیوارهاشان از خشت خام بودند و با کلافهای محکم چوبی تقویت می شدند .


دیوارها و کف اتاقها را گچ کاری و رنگ آمیزی می کردند و از سکوهایی کنار دیوارها برای خوابیدن ، کارکردن و غذا خوردن استفاده می کردند . تعداد زیادی زیارتگاه پیدا شده است که با خانه های عادی و یکنواخت در هم آمیخته بوده اند . با توجه به تفاوتهای موجود در سطوح گوناگون به طور متوسط برای هر چهار خانه یک زیارتگاه وجود دارد . البته ممکن است این نسبت برای سراسر شهری فقط یک سی ام آن حفاری شده است درست نباشد .

زیارتگاهها رااز روی تزیینات سرشار داخل شان – نقاشیهای دیواری،گچ بریهای برجسته ،سردیسای جاموران ،جمجمه گاو،و پیکره های کوچک اندام مقدس – می توان از خانه های عادی باز شناخت .


شاخ گاو که زینت بخش بسیاری از زیارتگاههاست ، گاهی به تعداد بسیار زیاد،روی سردیسهای ساختگی واز نو قالبگیری شده گاویا برلبه نیمکتها وستونها نصب می شد،و احتمالا"بدین معنی بودهاست که از ساکنان خانه محافظت وشیطان را دفع می کند. لیکن هیچنشانه ای دال بر پرستیده شدن گاو یا هر جانور دیگری به عنوان یک خدا به دست نیامده است . از پیکره های کوچک اندام مقدسیکه در چتل هویوک پیدا شده اند چنین بر می آید که مردم گمان می کرده اند خدای ایشان ،چه مذکر چه مونث ،شکلی انسانی دارد. وقتی خدایان را در کنار جانوران نشان می دادند – خدای مونث در کنار پلنگ و خدا مذکر در کنار گاو – جانوران همیشه فرمانبر خدایان هستند . این پیکره های کوچک اندام از سنگ یا رس پخته ساخته شده اند وخیلی کوچکند ،طول بیشترشان بین 5 و 20 سانتی متر و تعداد انگشت شماری 30سانتی متر است .

بیشتر پیکره های مونث ،که اکثریت دارند، ضاهرا"تجسمی از یک الهه مادرند ولی از دیدهای متفاوت :جوان ، پیر ، در مراسم ازدواج ، در دوران بارداری ، در زاییدن ، و به عنوان فرمانروای جانوران وحشی . این حالتها صریحا"توصیف شده اند، و با آنکه شکلهای گوی وار الهه نشسته بی سر ممکن است پیکره ونوس ویلندورف را به یا ماآورد ( واحتمال دارد که از آن منشعب شده باشد) ، برخورد هنرمند با موضوع کارش کاملا"رئالیستی است ، پیکر تراش عصر نوسنگی برخلاف پیک تراش و هنر مند عصر دیرینه سنگی که می کشید مفهوم انتزاعی (الهه )را با پیکری انسانی می نمایاند.

سینه ها به طرزی ظریف قالب گیری شده اند ، دستها با دقت نمایاند. سینه ها به طرزی ظریف قالب گیری شده اند ، دستها با دقت نمایانده شده اند ، و اگر بخواهیم از روی نمونه ها ی دیگر قضاوت کنیم به درستی می توان چنین فرض کرد که سر گم شده این پیکره با نقشهای ضربدری گل مانندی رنگ آمیزی شده است که در رنگ آمیزی دیوارها نمادی کشاورزی بوده اند و در این جا نیز نقش ویژه خدای کشاورزی را به این الهه واگذار کرده اند.

[تصویر:  ?di=413380496085]

زیارتگاهها رااز روی تزیینات سرشار داخل شان – نقاشیهای دیواری،گچ بریهای برجسته ،سردیسای جاموران ،جمجمه گاو،و پیکره های کوچک اندام مقدس – می توان از خانه های عادی باز شناخت .
نمادهای باروری وکشاورزی بر هنرسطوح فوقانی (متاخر) چتل هویوک مسلط اند . ولی شکار نیز نقش مهمی در اقتصاد اولیه نو سنگی ایفا می کرد ،و مراسم شکار در عصر دیرینه سنگی تا عصر نوسنگی به حیات خود ادامه داد.تعداد بسیار زیادی پیکره کوچک اندام خام جانوران ، که عمدا" شکسته و آسیب دیدهاند وهمراه با چند تیر دفن شده اند ، در چتل هویوک پیدا شده است ،این پیکره ها ظاهرا"نقش جانشین جانوران در جریان برگزاری مراسم شکار را بر عهده داشته اند و پس از اجرای این نقش در گودالها دفن می شده اند. اهمیت شکار به عنوان منبع تامین خوراک ( تا حدود 5700ق.م ) در نقاشیها زیارتگاههای کهن که بیشتر ین بخش آنها را صحنه های شکار گوزن از لحاظ سبک و مفهوم ، یاد آورنقاشیهای پناهگاهی شرق اسپانیاست ، ولی پیکره های این نقاشی ها کاملترند و با واقع بینی بیشتری نمایش داده شده اند.
بير اوچايديم بو چيرپينان يئلينن
باغلاشايديم داغدان آشان سئلينن

آغلاشايديم اوزاق دوشن ائلينن

بير گؤرئيديم آيريليغي كيم سالدي

اؤلكه ميزده كيم قيريلدي كيم قالدي !؟

پاسخ
 سپاس شده توسط رحمان مولایی
#2
اریحا(اولین شهرجهان)
[تصویر:  ?di=3133813451614]

قدمت این شهر در تاریخ بسیار بالا بوده و آن را یکی از قدیمی ترین شهرهای جهان می نامند که آثار تاریخی آن به 9000سال قبل از میلاد بر می گردد.
شهر اریحا در نزدیکی "بحر المیت" همچنین دارای اماکن تاریخی بسیار زیبایی است که سالانه تعداد زیادی گردشگر از نقاط مختلف جهان برای بازدید از این منطقه به این شهر سفر می کنند.

اریحا ، شهری با 10000 سال قدمت در فلسطین


[تصویر:  ?di=513381348365]

[تصویر:  ?di=12133813483714]

[تصویر:  ?di=1113381348373]

[تصویر:  ?di=613381348373]

[تصویر:  ?di=1513381348379]

[تصویر:  ?di=1513381348378]

[تصویر:  ?di=16133813483711]

[تصویر:  ?di=1013381348372]

[تصویر:  ?di=5133813483716]




همانطوری که در طبیعت حیوانات به غیر از هم نوع خود با حیوان دیگری معاشرت نمی کند و سعی دارند خود را از حیوان های بیگانه دور نگه دارند این قانون در مورد انسان ها هم صادق است .هیتلر
پاسخ
 سپاس شده توسط حمید رضا نظری ، بهروز کریمی ، احسان نظری ، مهدی بیات
#3
تپه سیلک کاشان
اولین تمدن دشتیِ تاریخ بشر


پیشتر مقالات تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم و ایران پیش از آریایی ها از مجموعه تاریخ ایران باستان به شما تقدیم شد. امیدواریم سومین بخش که به تپه سیلک اختصاص دارد رضایت شما را جلب کند.

تپه سیلک اولین زیست گاه بشر در دشت، با قدمتی بیش از 7000سال معرف بخشی از تمدن این سرزمین می باشد. به تصریح گریشمن، "سیلک" اولین تمدن دشتیِ تاریخ بشر است، بدین معنا که قدیم ترین محل سکونت بشر که در دشت ساخته شده، منطقه "سیلک" در نزدیکی کاشان است. در واقع سیلک دارای دوره های مختلف تاریخی می باشد که از 5000 سال قبل از میلاد آغاز می شود. امروزه بقایایی از این تمدن به دست آمده است که به کمک آن می توان به دورنمایی هر چند تاریک، از میزان تمدن و پیشرفت در آن زمان دست یافت. زندگی یکجانشینی بشر از زمانی آغاز شده است که آدمی به دنبال پایان یافتن دوره بارندگی های فراوان، و بیرون آمدن خشکی ها از دل آب، از کوهستان ها به دشت آمد و کم کم با زندگی یکجا نشینی در کنار رودخانه ها و کشاورزی آشنا شد. در این دوره به تدریج با توجه به نیاز های جدید، اشکال جدیدی از زندگی نیز پدید آمد. تپه جنوبی " سیلك " با مساحتی بیش از دو هكتار در سه كیلومتری جنوب شرقی شهر كاشان معرف بخشی از این تمدن باستانی است.
[تصویر:  ?di=2133813615410]

تپه سیلک در کاشان، محل اولین زیست گاه بشر در دشت، با قدمتی بیش از 7000سال معرف بخشی از تمدن این سرزمین می باشد.
منطقه مسکونی سیلک اولین زیست گاه بشر در دشت، در جوار بقایای دریای تتیس ( دریای عظیمی که تمام فلات مرکزی ایران و افغانستان را در برگرفته بوده ) قرار گرفته است . با خشک شدن آرام دریا و پدید آمدن خشکی های حاصلخیز ،بومیان ایران زمین که از سال ها قبل در ارتفاعات زاگرس زندگی می کرده اند ، به بیشه زار های آمده و در تپه سیلک تمدنی عظیم را به وجود آوردند. در این تمدن جدید خانه ها از چوب درختان و به صورت کاملا ابتدایی، بدون حفاظ و در ساخته می شد اما به عادت دوران کوه نشینی هنوز از ابزار سنگی و استخوانی استفاده می شد.

آثار به جا مانده در تپه سیلک نشان می دهد که این ساکنان بومی ایران، از زمان های خیلی دور و حتی هنگامی که در غار زندگی می کردند، به صورت بسیار ابتدایی با سفال و پختن گِل آشنا بوده اند. پس از انتقال به دشت و زندگی یکجانشینی سفال گری توسعه بیشتری یافت و به علت افزایش تقاضا برای سفال و گسترش مبادلات تجاری كه نیاز به وسایل حمل و نقل كالا را بیشتر می كرد، سفالگران سیلك برای تولید سفال انبوه دست به اختراع چرخ سفالگری زدند. این زمان در حدود 4500 ق.م. بود. نکته قابل توجه این است که این سفالینه های ایرانی، با ذوق و هنر خاصی تزیین شده اند. با رنگ مشکی بر زمینه قرمز تیره حیواناتی مثل گراز، آهو و پرندگان در حال پرواز و جست و خیز به تصویر کشیده شده است. در هیچ جای دیگر نظیر این فن شناخته نشده و این می رساند که ایران، زادگاه اصلی ظروف منقوش است.
[تصویر:  ?di=1613381361547]

اما، بزرگترین رویداد در ایجاد تحولات صنعتی، تجاری، سیاسی و اجتماعی در عصر باستان كه راهگشای پیدایش تمدنهای بزرگ و ظهور امپراتوری ها شد، كشف فلز و ذوب آن بود. این تحول عظیم صنعتی نخستین بار و به طور تقریبا" همزمان در دو منطقه مركزی آناتولی در تپه " چایونو " و در فلات مركزی ایران در تپه " قبرستان " قزوین در حدود اواخر نیمه اول هزاره پنجم ق.م. و یكی دو قرن بعد در " تل ابلیس " در استان كرمان به وقوع پیوست. در"سیلك" نیز صنعتگران، با ذوب مس و ریختن آن در قالبهای باز، ابزارها و ادوات متعدد و گوناگون مانند تبر، چكش، كلنگِ یك سر، كلنگِ دو سر، تیغ خنجر، سوزن و سنجاق تولید كردند و آنها را جایگزین نوع مشابه سنگی یا استخوانی آن نمودند.
[تصویر:  ?di=0133813615411]
بير اوچايديم بو چيرپينان يئلينن
باغلاشايديم داغدان آشان سئلينن

آغلاشايديم اوزاق دوشن ائلينن

بير گؤرئيديم آيريليغي كيم سالدي

اؤلكه ميزده كيم قيريلدي كيم قالدي !؟

پاسخ
 سپاس شده توسط رحمان مولایی ، مهدی بیات
#4
بررسی هنر معماری ماد با کمبود مدارک موجود کاری سهل و آسان نیست قطعا مادها هم مانند اسلاف خویش برخوردار از آثار معماری قابل بحثی بوده اند . موید این مطلب آثار بدست آمده از کاوشهای اخیر باستان شناسی تپه هگمتانه و همچنین معماری صخره ای است که از آنها به جای مانده است . بر همین اساس معماری مادی را در دو بخش بررسی می کنیم.



الف)معماری صخره ای : که در دامنه کوهها و صخره ها ایجاد گردیده اند .



ب)معماری معمولی به این آثار در محلهایی بنام تپه نوشیجان ملایر گودین تپه باباخان تپه هگمتانه زیویه و ... قرار دارند که در کاوشهای باستان شناسی بدست آمده است.
معماری صخره ای :ایجاد حفره و وسعت دادن آن فضای مورد احتیاج مثلا خانه و یا آرامگاهی ایجاد شود . حاصل این عمل مبارزه جویانه انسان با کوه و صخره را که برای دستیابی به فضایی استوار و ماندگار انجام می شود معماری صخره ای می نامیم .



به عبارت دیگر معماری صخره ای از مصالح آزاد و معمولی ساختمان به وجود نمی آید بلکه از صخره طبیعی است و در جهت عکس معماری آزاد ومعمولی عمل می کند .



آثار معماری صخره ای مادها اکثرا در نواحی غرب ایران (کردستان – آذربایجان غربی – کرمانشاهان)و همچنین در بخشی از خاک عراق (کردستان عراق)پراکنده است اغلب جنبه مذهبی دارند . آنها با عناوین آرامگاهها (مقابر)صخره ای مادی شناخته شده اند و این آرامگاههای صخره ای بر حسب نوع نمای ورودبشان به ترتیب زیر تقسیم بندی می شوند.



1- آرامگاههایی که در نمای ورودی آنها ستونهای آزاد نمایان است مانند :فخریکا(فقره قا)

[تصویر:  ?di=413382781235]



[تصویر:  ?di=413382781230]
نزدیک اندیرکاش در حدود پانزده کیلومتری شمالشرقی مهاباد فرهاد و شیرین در نزدیکی صحنه در کرمانشاه دکان داود در سرپل ذهاب و کور و کچ (پسر و دختر) در نزدیکی سورداشی سلیمانیه عراق.



2- آرامگاههایی که در دو طرف نمای ورودی آنها دو نیم ستوم قرار دارد. سر سستون آنها مبدل به قسمت برجسته ای می گردد . مانند:داو دختر در نزدیکی فهلیان فارس و آخور رستم در 8 کیلومتری جنوب تخت جمشید و مقبره قیزقاپان در نزدیکی شهر زور در سورداشی سلیمانیه عراق در این زمره اند.



از نقش نمای این مقابر صخره ای می توان تا اندازه ای به شکل ساختمانهای آن زمان پی برد. اگر این آرا مگاهها را از نظر اصول ساختمانی مطا لعه کنیم درمی یا بیم که نمای آنها شباهت به درون سا ختما ن میگردد ودر زمستان بر عکس نور خورشید به علت تا بش متمایل خود وارد ساختمان می شود و این ایوان به صورت پناهگاهی برای جلوگیری از برف وباران است. کاخهای تخت جمشید نیز از روی همین اصل ساخته شده اند واین اصل حتی امروز هم در ساختمانهای ایران رعایت می شود .



این آرامگاهها شامل یک مدخل ورودی و یک یا دو اتاق بودند . گاهی این دو اتاق روی هم قرار می گرفتند مانند آرامگاه ((فرهاد و شیرین)) و گاهی درکنار هم قرار داشتند و بوسیله ستونهایی درداخل آرامگاه از یکدیگر جدا می شدند مانند آرامگاه (( فخریکا)) (فقره قا) . در این نوع بناها یک یا دو یا سه قبر کنده می شد و در بعضی از آنها مانند آرامگاه ((دکان داوود)) تاقچه هایی نیز برای قرار دادان نذریها و هدایا در دیوار اتاق ها تراشیده می شد.



ستون های این آرامگاهها گرد هستند و پایه آنها نیز به صورت بشقاب مدور و وارونه است و گاهی در زیر آن بشقاب نیز پایه مربعی قرار داده می شود و بعضی اوقات یک نوار کوچک آن دو نوار را از هم جدا می کند . سر ستونها نیز به صورت لوحه های مربعی هستند و گاهی به تقلید از سر ستونهای چوبی به شکل برگ خرمای چهار پر در می آیند. گاهی ستون به دیوار می چسبد و صورت نیم ستون به خود می گیرد.



نقشهای تمامی این آرامگاهها به صورت برجسته است و به همین دلیل روی آن یک نوع سایه و روشن به وجود می آید . در پایین نمای آرامگاه ((دکان داوود)) پیکر انسانی در حال ایستاده با خصوصیات قومی روی تخته سنگی نشان داده شده که ((برسمی))در دست چپ دارد و دست راست خود را برای نیایش بلند کرده است . در قسمت بالای نمای آرامگاه ((فرهاد و شیرین )) در صحنه بین کرمانشاه و همدان خورشید به شکل دایره ای بالدار تصویر شده است.



سقف آرامگاه قیز قاپان (رباینده دختر) که در کوههای استان سلمانیه عراق در سنگ تراشیده شده تقلیدی است از سقف ساختمانهای چوبی. در بالای نیم ستونها که مقابل در ورودی آرامگاه قرار گرفته است سه نقش دیده می شود که نقش آنها خیلی برجسته نیستند و گیرشمن معتقد است که احتمالا نشانه های ((اهورامزدا))و ((ماه)) و((آناهیتا)) باشند . در بالای مدخل دو مرد در حال ایستاده نقش شده اند و در میان آنها آتشدانی است . در دست این مردان کمانهایی قرار دارد شاید این رسم در میان ایرانیان بود که کمان را علامت نیروی پادشاهی می دانستند.



آرامگاههای صخره ای سکاوند در فاصله کرمانشاه و لرستان قرار دارند. شکل این آرامگاهها



از نظر معماری ساده تر از بقیه است و شاید بتوان تصور کرد که ((استودان)) باشند. بالای یکی از آنها نقش برجسته ای است با هیکل بزرگ و دو هیکل کوچکآدمی درپیرامون آتشدان.



این آرامگاهها از نظر معماری بسیار ساده اند و فاقد هر گونه ستون یا نیم ستون درنما هستند.



آرامگاه صخره ای ((دآو و دختر)) که در ارتفاع تقریبی 300 متر واقع شده در سنگ کوه تراشیده شده و مرکب از دو اتاق است. نمای آن از هر طرف مدخل ورودی یا دو نیم ستون تزیین شده . پایه این ستون ها مرکب از بالش ضخیمی است که روی دو سکو قرار گرفته است. ساقه ستونها فاقد تزیین و صاف است و حماله سنگی ستون از هر طرف به مارپیچی منتهی می گردد.پروفسور رومن گیرشمن این مقبره را متعلق به امرای نخستین سلسله هخامنشی می داند.



آرامگاه صخره ای (( دکان داوود)) که در سه کیلومتری جنوب شرقی سرپل ذهاب واقع شده در هر طرف مدخل ورودی آن یک سر ستون دیده می شود ولی ساقه ستونها شکسته و از بین رفته است در قسمت پایین دخمه در محلی که برای ایجاد نقشه برجسته آماده شده نقشی دیده می شود که مربوط به تشریفات مذهبی است و مردم آنرا (( کل داوود)) یا ((سنگ یادگار داوود)) میدانند.



آثار معمولی (آزاد):از آثار معماری دوران حاکمیت مادها آثار سالم و کاملی به جای نمانده به جز مواردی که از طریق کاوشهای باستان شناسی در چند دهه گذشته یافت شده است . البته این آثار از اهمیت قابل توجهی برخوردارند. و در واقع می توان آنها را به دو گروه تقسیم کرد گروهی که از روی نقوش برجسته های آشوری بجای مانده و از آنها به صراحت یاد شده و گروه دیگر هم آثار آنها از زیر لایه های خاک بیرون کشیده شده است.



اگر بپذیریم آثار معماری تپه سیلک کاشان متعلق به مادها باشد شاید بتوان گفت که قدیمیترین اثر معماری این دوره است و گیرشمن معتقد است که :یکی از امرا مقر باشکوهی در قله تپه ای مصنوعی بنا کرد و آن بوسیله دیواری محاط و دارای برجها بوده است.



تپه نوشیجان : این تپه در 60 کیلومتری جنوب همدان و 20 کیلومتری غرب ملایر واقع شده است.در این تپه آثاری کشف گردید که بنا به اعتقاد دیوید استروناخ متعلق به زمان مادها است و بقایای این آثار عبارتند از :1-بنای قدیمی جبهه غربی 2-تالار ستوندار آپادانا 3-تالار مرکزی یا معبد مرکزی 4-اتاقها و انبارها 5-تونل 6-حصار دژ نوشیجان



بنای قدیمی جبهه غربی :این بخش از احداث تالاری ستوندار ساخته شده است با دو بخش که ورودی آنها از جبهه شرقی است.اتاق اصلی مستطیل شکل است و دسترسی آن از اتاق مجاور امکان پذیر است.مدخل این اتاق پس از تالار ستوندار توسط دیوار غربی تالار ستوندار مسدود شده است.بقایای آتشدانی در ضلع جنوبی اتاق مستطیل شکل نشانگر مراسم نیایش آتش است.و تا این تاریخ می توان پذیرفت که اولین مراسم نیایش آتش در فضای بسته در تپه نوشیجان انجام می گرفته است.تاقچه ها و سکوهای این اتاقها قابل ملاحظه هستند.



تالار ستوندار(آپادانا):این بنا بر روی صفه ای از خشت ایجاد گردیده و شالوده آن بر بنیاد شفته ریزی با ملات و گل و کف سازی نهاده شده است.ابعاد 10*20 متر است و سه ردیف 4 تایی ستون چوبی داشته که بار سقف را تحمل می کرده است.اثری از ستونها باقی نمانده به نظر حفار احتمالا اطراف تمام ستونها را با خشت خام و با ملات اندود کرده بوده اند . هر یک از پای ستونها از 6 عدد خشت خام که به صورت مضاعف چیده شده بوجود آمده که ارتفاع آن حدود 105 سانتی متر بوده است . در ضلع جنوبی داخل تالار بقایای یک سکوی نشیمن به چشم می خورد . این نوع تالار ستوندار بعدها در معماری هخامنشی به عنوان اصلی ترین پلان مشخصه معماری کاخها مورد استفاده قرار گرفته است.



-معبد اصلی :فرم این معبد به صورت چلیپاست و مصالح مورد استفاده در آن مشابه سایر ساختمان های مورد اشاره است. این بنا مهمترین ساختمان دژ نوشیجان است. معبد از دو اتاق مجاور و مقابل و در ارتباط با یکدیگر ساخته شده است.در گوشه شمالی سرسرا و در داخل بنای اصلی پایه آتشدان و محراب معبد قرار دارند. در داخل معبد در سطوح دیوارها پنجره نماهایی دیده می شوند که اصطلاحا پنجرههای کور(دروغین) نامیده می شوند و شباهت تمام عیاری با پنجره های کور کعبه زردشت در نقش رستم (دوره هخامنشی) دارند.



-اتاق و انبارها: این بخش که در ضلع شرقی تپه قرار گرفته دارای چهار اتاق طویل و در اتاق در مبادی مدخل ورودی است و به نوعی همه اتاقها از نظر عملکرد به هم وابسته هستند.



-تونل : در بخش شمالی مجموعه تالار ستوندار و در امتداد شرق و غرب حفره ای سردابی شکل کنده شده که در عمق 3 متری به صخره منتهی می شود. ارتفاع این حفره یا تونل پله دار 170 سانتی متر و در پهنا 180 سانتی متر است این تونل از سطح طبیعی تپه به طرف غرب به صورت شیب دار و در طول 20 متر حفر شده است.احتمالا احداث آن مربوط به آخرین دوره سکونت در دژ مادی نوشیجان است و ایجاد آن بیشتر جنبه امنیتی داشته است.



آثار معماری تپه نوشیجان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.به کارگیری مصالح بوم آورد (محلی)استفاده از قوسهای نیم بیضی در بخشهای مختلف بنا ایجاد یک مجموعه منسجم و زیبا که بعدها بویژه در معماری زمان هخامنشیان تاثیر قابل ملاحظه ای را گذاشت.



معماری گودین تپه: این محل در 6 کیلومتری شهر کنگاور واقع شده است . آثار طبقه اول این تپه متعلق به دوران مادها است. آثار مکشوف در آن نشان می دهد که این تپه احتمالا یکی از قلعه های بزرگ دفاعی بوده است.



قلعه از خشت خام ساخته شده و دارای دیوار ستبری است که در آن دو برج دفاعی قابل ملاحظه است . این برجهای دفاعی درست در کنار تپه مشرف به رودخانه ساخته شده بوده است که ارتفاع آن از سطح رودخانه در حدود سی متر است و در زمان آبادانی منظره باشکوهی داشته است . در داخل قلعه درست پشت برج غربی بقایای یک آشپزخانه و انبار دیده می شود. با خمره های بزرگ ذخیره غلات اجاق و تنور در آن . این اتاق بزرگ دلالت بر این دارد که در روزگار آبادانی پذیرائیهای بزرگ و باشکوهی در سالن بزرگ قلعه (دژ) انجام می گرفته است و غذای آنها در این آشپزخانه بزرگ و وسیع تهیه می گردیده است.



تالار بزرگ دژ یا سالن تشریفات حداقل در حدود 28 مترطول و 24 متر عرض دارد سه طرف آن توسط دیوار محصور گردیده و در کنار دیوارها سکوهائی برای نشستن مدعوین یا حکام مادی که با فرمانروای خود کارهائی داشته اند. ساخته شده است. سکوی فرمانروا در ضلع شمالی با بقیه سکوها متفاوت است. و در مقابل آن بخاری یا آتشدان جهت گرمایش تعبیه می شده است .سقف این تالار عظیم توسط 31 ستون چوبی که دارای پایه سنگی خشن و نامنظمی هستند نگاهداری می گردد. ستونهایی در پنج ردیف و در هر ردیف 6 ستون و یک ستون اضافی دیگر در گوشه جنوب شرقی . شباهت این تالار و تالار ستوندار نوشیجان کاملا هویداست.



از آثار معماری دوره ماد باید از تپه هگمتانه و تپه زیویه در سقز (کردستان) و باباجان تپه در نزدیکی نورآباد لرستان نام برد. آثار باباجان شامل یک مجموعه ساختمانی بزرگ است که نوع و شیوه معماری ماد را بخوبی نشان می دهد.



شایان ذکر است که برخی از مورخین بویژه هردوت پدر تاریخ درباره آثار هگمتانه مطالبی نوشته اند که در جای خود بسیار ارزشمند است. اما اکتشافات باستان شناختی و مستندات عینی بسیار معتبرتر از گفته هایی است که تنها مسموعات صرف اند آن به گونه ای که گاه قابل انکارند . به هر حال گفته های هردوت و پولی بی را نقل می کنیم که در توصیف هگمتانه است. هردوت می نویسد دژ مرکزی اکباتانه (همدان) با هفت دیوار متحد المرکز محاط بوده که هر یک بلندتر از قبلی و به رنگهای مختلف ملون بوده(سفید و سیاه و سرخ و آبی و زرد و قهوه ای و کنگره ها نقره فام و زرین فام ساکنان شهر خارج از این حصارها منزل داشتند. برخی از محققان معتقدند که ناقل ومخبری که افسانه ساختمان شهر قدیم را-که در اساطیر ایران شایع است برای هردوت نقل کرده. وی خود آن افسانه را مربوط به شهر اکباتانه (همدان) پنداشته و نقل کرده است. اما نقش های برجسته آشوری نشان می دهند که دژهای محاط به دیوارهای متحدالمرکز در خاک ماد وجود داشته و به تقریب همان تناوب رنگها - که مذکور شد- نیز در اشکبوهای برجهای معابد آشوری بروجی که متدرجا یکی از دیگری کوتاهتر بوده مشهود است.



((پولی بی)) نویسنده قرن دوم ق.م درباره اکباتانه اطلاعاتی ارائه می دهد که با ماهیت داستان هرودوت مغایرت ندارد. به گفته او اکباتانه از لحاظ شکوه و زیبایی وصف پذیر نبوده و درون آن شهر کاخی قرار داشت که محیطش بیش از یک کیلومتر بود.تمام قسمتهای چوبی بنا از چوب سدر یا سرو بود... تیرهای سقف و ستونهای سردرها و دالان ها از طلا پوشیده شده بودو سفالها از نقره خالص بود این گفته پولی بی شاید سخن گزاف آمیزی نباشد که کاخهای زیبای اکباتانه شاهد ثروت عظیم بانیان نخستین آن است و این بانیان کسانی جز شاهان مادی نبودند.



با توجه به مطالب فوقالذکر در محدوده فعلی تپه 25 هکتاری هگمتانه یک شهر یا دژ باستانی قرار دارد که تاکنون جبهه شرقی آن و نیز قسمتی از منطقه جنوبی آن شناسایی و کاوش گردیده است. شهر دارای حصاری خشتی به عرض 9 متر وارتفاع 10 متر است. حصار از بیرون دارای جرز و نمای بسیار زیبا که طول و عرض آن بین 1*2-3 متر است .بدنه خارجی حصار با گچ اندود شده است ولی بخش داخلی حصار ساده است. در فاصله نیم متری حصار و در قسمت داخل شهر جوی آبی با آجر احداث شده است.



شهر دارای معابر متعددی است به عرض 5/3 متر است که موازی هم هستند و در جهت شمال غربی – جنوب شرقی احداث شده است . هفت معبر شناسایی شده است. معابر شهر در فاصله 35 متری هم قرار دارند و ابنیه در دو ردیف در حد فاصل آنها ایجاد گردیده اما معابری نیز در فاصله 5/17 متری کشف گردید که مجموعه معماری آنها در یک ردیف کنار هم ساخته شده بدین ترتیب شهر دارای دو منطقه معماری است



منطقه ای که دارای دو ردیف ابنیه معماری متصل به هم است



منطقه ای دیگر که دارای یک ردیف ابنیه معماری است.



سبک بناها در دو منطقه هیچگونه تغییری ندارد.



آثار معماری مادی در نقوش برجسته آشوری: در نقش برجسته های آشوری به تعداد زیادی دژ اشاره شده است که آنها را بر روی سنگهای دورو شاردکین نقش کرده اند . این مسئله حکایت از این امر دارد که آشوریان در نبردها و حملات ویرانگرانه ای که به سرزمین ماد داشتند آثار معماری آنها بویژه دژهای مادی را ویرا و برای اطلاع و عبرت ملل همجوار به آنها اشاره می کردند و حتی شرحی درباره چگونگی تسخیر و ویرانی آنها ارائه می دادند. این دژها کم نیستند شاید روزی در لای خروارها خاک آثار معماری جالب توجه آنها کشف گردد دیگر اینکه شاید همین تپه زیویه باباجان تپه گودین تپه هر کدام یکی از آنها باشند . این دژها که در نقوش برجسته آشوری به آنها اشاره شد عبارتند ازSad(دژ کیشه سو)) دژ خارخار و ...

بير اوچايديم بو چيرپينان يئلينن
باغلاشايديم داغدان آشان سئلينن

آغلاشايديم اوزاق دوشن ائلينن

بير گؤرئيديم آيريليغي كيم سالدي

اؤلكه ميزده كيم قيريلدي كيم قالدي !؟

پاسخ
 سپاس شده توسط رحمان مولایی ، مهدی بیات
#5
شنایی با معماری جهان (تمدن بین النهرین -مصر باستان)
آشنایی با معماری جهان (تمدن بین النهرین -مصر باستان) به نام خدا معماری دوره بین النهرین باستانSad3500ق.م) دوره بین النهرین باستان دارای تمدن سومر-بابل -آشور وایلام که محل آن بین دجله وفرات است و مهد تمدن عراق کنونی است . تمدن مهم در این دوره تمدن سومر است .سومریها ابداع کننده خط میخی هستند . مهمترین شهر ایلامیها از نظر معماری شهر اور است . قبل از اور سه شهر دیگر داریم اریحا -چتل هویرک-شهر سوخته شهر اور به دو قسمت مسکونی و مذهبی تقسیم شده که به قسمت مذهبی آن تمنوس می گویند. سومریها مهرپرست بودند و معبدهای آنها زیگورات نام داشت.زیگورات از جنس خشت خام بود که از سه طرف دارای 100پله بود وبا یک قیر مخصوص عایق کاری شده بود .بقیه قسمتهای شهر اور بافت ارگانیک داشته و به صورت روستایی برای سکونت مردم بوده است.(ارگانیک یعنی جایی که طرح هندسی مشخصی نداشته باشد) آشوریها زندگی نظامی داشتند و کل شهر شکل نظامی داشت . بابلیها خدای ایشتار را می پرستیدند و معبدی دارند به اسم ایشتار و دروازه ایشتار. ایلامیها هم مانند سومریها دارای زیگورات بودند .زیگورات چغازنبیل در ایلام است. دوره مصر باستانSad3000تا300ق.م) دوره مصر باستان دارای 3دوره است: 1.مصرکهن 2.مصر میانه 3.مصر جدید مصریها قومی ابدیت گرا بودند .در مصر هر معماری که مربوط به آن دنیا باشد سنگی است و هر معماری که مربوط به این دوران باشد خشتی وفانی است. بنابراین آنها برای مرده قبری سنگی ومحکم می ساختندو مرده را مومیایی می کردند. معبدهای مصریان همه از سنگ بود.وآنها خدای آفتاب را می پرستیدند.میل منار مصری (یادمان خدای آفتاب )مظهر خدای مصر است.و به نام ابلیس معروف می باشد.مقبره ابلیس در واشنگتن می باشد. اولین مقبره هایی که در مصر ساخته شد مصطبه نام داشت که مقبره های انفرادی بودند و شکل آنها از تلماسه های بیابان الهام گرفته شده بود. و از سنگ ساخته شده و ارتفاع آنها از سطح زمین حدود 2/5متر بوده است. اولین مقبره ای که برای فرعون ساخته شده است یک زیگورات 5طبقه از خشت برای فرعونی به نام زوسر است .که معماری به نام ایم هوپت آن را ساخته. اما سپس در زمان رامسس دوم اولین هرم به ارتفاع 146متر با سنگهای نتراشیده در سایتی به نام جیزه ساخته شد.و سپس برای 2فرزند او هرمهایی به ارتفاع 64متر ساخته شد. ارتفاع مقبره رامسس 1/5 فاصله ماه با زمین بود (البته نسبت به علم آم زمان) مفهوم زیگورات و اهرام هردو به معنی از خاک به افلاک است و چون مثلث نقطه اوج دارد از مثلث استفاده می کردند. در دوره مصر میانه ساخت کلا عوض شد و ساخت معبد و مقبره سنگی و صخره ای صورت گرفت یعنی صخره را سوراخ کرده و داخل آن مقبره می ساختند.مشهورترین آنها مقبره بنی حسن می باشد. ستونها در این معابد اصلا جنبه سازه ای ندارند و فقط نما هستند در دوره جدید مصر معابد ومقابر جدید ساخته می شوند مثل معبد آمن-معبد کارناک در دین البهانی ومقبره ملکه حتشپ سوت ومعبد هوراس. معابد مصری به خصوص معبد آمن و هوراس 2قسمت مهم دارند یک سر در ورودی به اسم پایلون که جلو آن 2 مجسمه از رامسس است و سپس مجسمه های دیگری از رامسس که به ردیف پشت سر هم قرار دارند.(پرستایل) بعد از آن یک حیاط با ستون قرار گرفته بخش اصلی معبد یک سایت سر پوشیده به همراه ستون است .(هی پوستایل) ستونهای مصری: 1.ستون نخل (palm) 2.ستون با سر ستون نیلوفر آبی (لوتوس) 3.سر ستون غنچه گل پاپیروس 4.سر ستون گل پاپیروس در معبد آمن قسمتی وجود دارد که سقف شکسته است.در این قسمت ستونهایی با سر ستون گل پاپیروس است و یک پنجره داریم که نور از آن وارد می شود و آن ستونها که در معرض نور قرار می گیرند سر ستونهای گل پاپیروس روی ستونهاست وآن ستونها که در تاریکی قرار دارند سر ستون غنچه گل پاپیروس دارند.
اهرام ثلاثه مصر

هزاران سال از عمر اولین هرم بزرگ فراعنه که به دستور جوزر (Djoser) , دومین پادشاه از سلسه سوم فراعنه ساخته شد, می گذرد بنای این اهرام که به عنوان یکی از عظیم ترین عجایب هفت گانه جهان به شمار می آیند تا امروز نیز یکی از شاهکار های تکنیک مهندسی, طراحی و معماری محسوب می شوند. این اهرام از۲۰۰ سال پیش مورد کاوش های فراوانی قرار گرفته و در طول این سال ها بسیاری از گنجینه های آن به سرقت رفته است. در مورد ساخت بنایی چنین عظیم که ساخت آن۵۰۰ سال به طول انجامید, سوالات بسیاری بی جواب مانده است.
اما آنچه از کل این سوالات مشهود است این که همگی در پی یافتن پاسخ این سئوال هستند که: این مصر بود که اهرام را ساخت یا اهرام مصر را ؟ !
از سال۲۳۰۰ تا۲۷۰۰ قبل از میلاد(۴۰۰سال)،۸۰ هرم در مصر ساخته شد. اولین هرم بزرگ را دومین پادشاه از سلسه سوم فراعنه بنام جوزر (Djoser) بر پا کرد و این سنت تا سلسه هجدهم ادامه یافت. بعد از آن تا بیست و پنجمین فرعون دیگر هرمی ساخته نشد.
مصری ها زندگی کوتاه این جهان را فانی و مرگ را آغاز یک حیات نوین و جاویدان در دنیای دیگر می شناختند. به همین دلیل منازل خود را با مصالحی مانند خشت و گل و مقابر را از مصالح با دوامی مانند سنگ می ساختند. بر اساس اعتقاد و تفکر آنان هر انسان علاوه بر جسم دارای یک روح بنام «بع»، ویک پیکر شبه گونه بنام «کا» است. «بع» پس از مرگ در زمین مانده و هر شب به جسد باز می گردد ولی «کا» می تواند مابین این دوجهان در حرکت باشد. به اعتقاد اینان، شرط جاودانه بودن زندگانی آن بوده که بع و کا هر دو بتوانند جسد خود را شناخته و به آن بازگردند. به همین علت برای از بین نرفتن اجساد مردگان آنان را مومیایی کرده و کلیه اشیا و متعلقات آنان را در کنار شان قرار می دادند. هم چنین برای محافظت از جسد، مقابر را محکم و غیر قابل نفود می ساختند تا «کا» بتواند در آنجا سکونت کند و از بلاهای طبیعی و سرقت اموال در امان باشد. درهای کاذب در کنار مقابر به منظور ورود و خروج «بع» و «کا» ساخته شده بود تا آنها بتوانند تردد کنند.
هر چقدر مقام مردگان بالاتر بود، مقبره بزرگتری برای او ساخته می شد.
مصریان قدیم اعتقاد داشتند که فراعنه پس از مرگ به خدایی می رسند و بنابراین مقابرشان می بایست بسیار عظیم و غیرقابل نفوذ ساخته می شد. چهار مثلث جانبی هرم در اهرام مصر به گونه ای طراحی شده اند که پرتوهای خورشید بر جسد فرعون تابیده شود و رابطه جاودانی او را با خدای آفتاب که «رع» نام دارد، حفظ کند. در کنار این اهرام مقابر کوچک تر مکعب شکلی بنام «مصطبه» (Mastababa) به تعداد زیادی ساخته شده است. فراعنه مراسم خاکسپاری خود را به شکل یک سنت ملی درآورده بودند به طوری که مذهب، هنر و تفکر مصریان آن زمان به شدت به سمت پرستش آنان سوق یافته بود.

اولین هرم :
در حدود۲هزار و۶۳۰ سال قبل از میلاد فرعون «جوزر» تصمیم گرفت تا اولین هرم غول پیکر را به عنوان مقبره خود بنا کند. معمار و مغز متفکر طراحی این مقبره غول پیکر، راهب و مجسمه ساز معروفی بنام ایم هوتپ (Imhotep) بود. مکان این مقبره در۱۰ مایلی شهر فینکس در محله ساکارا و۶۱ متر بالاتر از شن های روان صحرا در کنار رود نیل تعیین و کار نقشه برداری، احداث کانال های آب و حمل سنگ های آهکی و گرانیت در فاصله۹۰۰ کیلومتری از معادن آغاز شد. در آن زمان اکثر جمعیت کشور که به ۲/۱ میلیون نفر می رسید جهت ساخت این مقبره بسیج شد. پس از تایید و تعیین مختصات جغرافیایی این مکان و انجام مراسم مذهبی- سنتی قربانی کردن، کار خاک برداری آغاز شد. این اولین و عظیم ترین ساختمانی بود که بشر توانسته بود آن را بنا کند. هرم به صورت شش پله ای ساخته شد. مصریان اعتقاد داشتند روح فرعون به وسیله این پله ها به آسمان رفته و به خدا می پیوندد. یک راه اصلی برای وارد شدن به آن و۱۳ در ورودی مجازی برای بازگشت بع و کا به آن ساخته شد. در این زمان زبان نوشتاری خاصی برای ثبت موضوعات، سوابق، موارد اداری، نقشه ها، شماره گذاری و مشخصات مکان نصب سنگ ها و نظایر آن ابداع شد که برای نوشتن تاریخ و موضوعات اجتماعی معمول به کار نمی رفت.

چگونگی ساخت اهرام
بنا، مساح، سنگتراش، نجار، ملات ساز و سر کارگر از جمله افرادی بودند که در ساخت این بنا شرکت داشتند. سنگ های بریده شده پس از شماره گذاری توسط سورتمه هایی که بر روی الوارهای موازی، شبیه تراورس های زیر راه آهن حرکت می کردند به سمت مکان ساختن هرم حمل می شدند. آنان برای روانکاری سورتمه ها بر روی تراورس ها از آب، خاک نرم و روغن استفاده می کردند.
در اکتشافات جدید بر روی این آثار، حدود۶۰۰ مقبره دیگر از کارگران نزدیک هرم خئوپس کشف شد. مطالعه بر روی اسکلت این افراد، ضایعات بسیاری در ستون فقرات آنها بریدگی انگشتان دست و پا و نقص عضوهای شدیدتری را که به واسطه حمل سنگ های سنگین در آنها پدید آورده بود نشان می داد. بیشتر ابزارهای اندازه گیری آن زمان مسی یا سنگی و دارای دسته چوبی بودند. ابزارهای اندازه گیری نیز شامل تراز، شاقول و امثال آن می شد. برای بالا بردن سنگ ها بر روی هرم از خاکریزهایی با شیب مناسب استفاده می شد. پس از پایان کار و نصب آخرین سنگ بر بام هرم، مراسم مذهبی و قربانی کردن حیوانات انجام و خاکریزهای بالای هرم تا۹ متر برداشته می شد. با استقرار داربست، کار اتمام و مسطح کردن و صیقل دادن سطح خارجی هرم به وسیله سنگ تراشان انجام شد. این عملیات تا پایین سطح هرم ادامه پیدا می کرد .
هرم توسط یک راهروی سربسته به رودخانه نیل متصل بود. این راهرو با چندین قسمت مختلف شامل معبد ساحلی، راهروی سربسته، محل دفن کشتی های حامل جسد فرعون، معبد مردگان، اهرام جانبی و پرستشگاه برای آوردن فرعون به مقبره اصلی در نظر گرفته شده بود.

خاکسپاری فرعون .
زمانی که فرعون درسال۲هزار و۴۳۹ قبل از میلاد مُرد، کارگران هنوز مشغول فرش کردن کف معبد با سنگ های مرمرین سفید بودند. جسد فرعون سوار بر زورق شاهی شد. ملکه و پسرفرعون سوار بر زروق دیگری در این مراسم حضور داشتند. پس از ورود به اسکله معبد ساحلی اجزای کشتی از همدیگر جدا و در حفره ششم هرم دفن شد.
قبل از دفن جسد فرعون، آن را به محلی در نزدیکی رودخانه نیل برده و مایعی به مغز وی تزریق کردند. سپس به وسیله چنگک از سوراخ های بینی آن را خارج و بعد کبد، شش ها، معده و روده هایش را از شکافی در قسمت چپ بدنش در آورده و هر عضو را جداگانه مومیایی و در کوزه های مخصوصی قرار دادند. بدین ترتیب فقط قلب در داخل بدن ماند. پس از کاربرد
روغن ها و مواد متعدد دیگر و خشک نمودن جسد، آن را با رشته های پارچه ای پیچیدند، که در حین این کار و پس از هر بار پیچیدن طلسم مقدسی از طلا و جواهرات را میان آن می گذاشتند. بعد از آن کل جسد را آغشته به صمغ کردند. این عملیات بر روی سه تخت سنگی یک تکه به مدت۴۵ روز انجام شد. پس از انجام عملیات مومیایی، مراسم مذهبی انجام و جسد را با تابوت به آرامگاه اصلی برده و در تابوت سنگی خود قرار دادند و آن را با در سنگی اش پوشانیدند. کوزه های حامل اعضای بدن فرعون را در جعبه های چوبی قرار داده و آن را پایین تابوت سنگی گذاشتند. هم چنین در دو انبار وسایل شخصی، خوراک، پوشاک، زینت آلات، اسلحه و حتی وسایل سرگرم کننده نیز برای فرعون انباشتند. پس از اجرای مراسم مذهبی، کاهنان محل را ترک و با بستن درب های ورودی راه پشت سر مسدود و غیر قابل ورود شد. جسد فرعون در میان بیش از دو میلیون قطعه سنگ مدفون شد.

اهرام ثلاثه .
در ادامه سلسه پادشاهی فراعنه، اهرام دیگری ساخته شد. یکی از عجایب هفت گانه جهان اهرام ثلاثه «گیزا» بنام های خئوپس (Khufu) ، خفر (Khafr) و منکاری (Menkaure) واقع در چند کیلومتری جنوب شهر قاهره است. اهرام ثلاثه مصر شاهکار تکنیک مهندسی، طراحی و معماری هستند. برش و اندازه گیری سنگ ها در حد اعجاب انگیزی دقیق بوده، به طوری که کوچکترین خطایی باعث بر هم خوردگی اشکال هندسی و حتی فرو ریختن بنا می شد. این بناها بزرگترین بناهای ساخت بشر تاکنون هستند.
عظیم ترین هرم بنام خئوپس در ابعادی به ضلع۲۳۰ و ارتفاع۱۴۶/۵۹ متر ساخته شده است. در ساخت این هرم، حدود۲ میلیون و۳۰۰ هزار سنگ به کار رفته که وزن هر کدام از آنها به طور متوسط۲/۵ تن بوده است. در جمع در حدود۵/۸ میلیون تن سنگ در این بنا استفاده شده است.
هرودوت مورخ یونانی، زمان احداث مسیر جاده و آبراه برای شروع این بنا را۱۰ سال، زمان ساخت هرم را۲۰ سال و تعداد کارکنان آن را۱۰۰ هزار نفر تخمین زده است. راه ورودی آن از شمال به ارتفاع۱۸ متر بالاتر از سطح زمین و راهروی آن با یک شیب تا۲۰ متر زیر کف هرم ادامه دارد. از آنجا با یک راهروی دیگر به اطاق ملکه ارتباط دارد. ولی ملکه پس از مرگ در آنجا مدفون نشد. راهروی دیگری به ارتفاع ۵/۸ و طول ۵/۴۶ متر به محل مقبره فرعون که به ابعاد ۲۱/۵ و ۴۳/۱۰ و ارتفاع ۸۲/۵ متر است ختم می شود. مقبره فرعون در ارتفاع ۲۸/۴۲ متری از کف هرم قرار دارد. کلیه راه های ورودی به آن پس از دفن فرعون توسط سنگ های عظیم بسته و هیچ گونه امکان ورود به آن وجود نداشته است.
دومین هرم بنام «خفری» به ابعاد ۲۵/۲۱۵ و ارتفاع ۵/۱۴۳ مترساخته شده است و سومین هرم از اهرام ثلاثه به ارتفاع ۵/۶۶ متر در حدود نصف دو هرم دیگر ساخته شده است.
در نزدیکی رودخانه نیل مجسمه ابوالهول برای نگهبانی از مقبره ساخته شد که نیمی شیر و نیمه دیگر خود فرعون بوده است. این مجسمه در زمان مرگ فرعون نیمه تمام ماند و مانند بقیه آثار تمام نشده که با آمدن یک فرعون دیگر ناتمام می ماند ساخت آن دیگر به اتمام نرسید
اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست او جانشين همه نداشتنهاست
پاسخ
 سپاس شده توسط رحمان مولایی ، بهروز کریمی


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 2 مهمان