درود مهمان گرامی! ثبت نام

اولين دوره مسابقات کشوري سازه هاي ماکاروني کاپ آذربايجان

کاپ آذربايجان

ثبت نام کارگاه ثبت نام مسايقات پوستر

>بستن اين پنجره<

این یک اطلاعیه همگانی است!


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
موسیقی در معماری
#1


+موسیقی
موسیقی تراوش احساسات و اندیشه های آدمی ومبین حالات درونی وی می باشد. واژه موسیقی که در عربی قی تلفظ می شود ریشه یونانی دارد.بر اساس مدارک موجود واژه موسیقی و هم خانواده های آن در مفتاح العلوم خوارزمی و رساله موسیقی اخوان الصفا دیده می شود که هردو متعلق به سده چهارم هجری (دهم میلادی)است. خوارزمی در تعریف موسیقی می گوید: موسیقی به معنی پیوند آهنگ هاست . تعریف ساده موسیقی یا صداهای موسیقایی ،صداهای خوشایندی می شود که انسان از شنیدن آنها احساس لذت می کند.با بالا رفتن سطح فرهنگ و هنر معلوم شد صداهای خوشایند ، صداهایی هستند که از نظمی خاص پیروی می کنند،وبین آنها نسبت های معینی وجود دارد برای همین عدد در موسیقی دارای اهمیت بسیاری است. تا جائی که فیثاغورث معتقد است که عدداصل وجود در آفرینش است.
ابوعلی سینا می گوید: موسیقی علمی است ریاضی که در آن از چگونگی نغمه ها ، از نظرملایمت وتنافر وچگونگی زمان های بین نغمه ها بحث می شود تا معلوم شود که لحن را چگونه باید تالیف کرد.
ابونصر فارابی در احصاالعلوم موسیقی را علم شناسایی الحان می داند که شامل دو علم است: یکی علم موسیقی عملی و دیگری علم موسیقی نظری. امروزه نیز این تقسیم بندی در موسیقی وجود دارد . افلاطون در تعریف موسیقی می گوید : موسیقی یک ناموس اخلاقی است که روح و جهانیان و بال به تفکر،وجهش به تصور، وربایش به غم وشادی ،وحیات به همه می بخشد.
موسیقی و معماری
معماری موسیقی جامد است . همان موسیقی است كه در عالم غیر مادی جریان دارد و معماری ایرانی مصداق بارز و عینی در جهان مادی دستگاهها و نغمه های موسیقی ایرانی است . میتوان عنوان نمود که هر بنایی علی الخصوص بناهایی که جایگاه ویژه ای را در فرهنگ ما دارا می باشند هر کدام تداعی کننده موسیقی در دستچاه خاص خود می باشد.
از سردر بازار قیصریه كه وارد میدان می شوید اگر با موسیقی ایران آشنا باشید احساس مس كنید كه دستگاه شور را برای شما زمزمه میكند اول طاقنماهای موزون را میبینید و این در آمد شور است كه در چند پرده نزدیك به هم نواخته میشود آرام آرام پیش می روید تا به عالی قاپو می رسیم كه همان شهناز است بعد به زیر افكن و قرود می آید و میرسد به مسجد شاه كه همان گوشه اوج است و بعد مسجد شیخ لطف الله كه گوشه سلمك را تداعی میكند تا دوباره میرسد به سر در قیصریه .بی شك یكی ار عمده دلایل سحر انگیزی فضاهای ایرانی همین پیوند با موسیقی است.
گوته روزی گفته بود یک فیسلوف برجسته، از معماری به مثابة موسیقی منجمد سخن می گوید. ادعای او باعث شد بسیاری اظهار عدم رضایت کنند.همانگونه که در موسیقی، اجرای نت روان، سیال و متصل و یا اجرای مقطع و ناپیوسته نت ها داریم، در بافت موسیقی نیز معماران در صورت ساختمان و نصب بازشوها با فواصل گوناگون، گاهی همچون هنر گوتیک در جستجوی کاهش آرتیکولاسیون بواسطة تداوم بوده اند و گاهی نیز همچون اکسپرسیونیسم آلمان در آغاز قرن بیستم در جست و جوی پیوستگی و تداوم کامل
معماري و موسيقي هنرهايي هستند که در صورت «انتزاعي» و در مفهوم «مجرد» شناخته مي شوند و برخورد روزمره با آنها نيز «مجزا» و «مجرد» مي باشد. «انتزاعي» بودن خصيصه اي مشترک در بين هنرهاست؛ کليد و مثال روشن گفتگوي ما نيز در اين مجموعه اشتراک و اسباب انتزاعي بودن اين دو هنر است كه قطعاً راه را براي بررسي ساير هنرها مي گشايد. موسيقي، هنري شنيداري مي باشد و در مرحله آغازين «ارتباط با مخاطب»مي تواند با ايجاد حالات صوتي، حس او را در لحظه بسازد و يا «ضمير ناخودآگاه» را به تداعي معاني وادارد.حالات موسيقي پيرو قواعد مشخصي منبعث از رياضيات و فيزيک که از نظم طبيعت پديد مي آيد، قواعد رياضي شناخته شده اي همچون"اعداد طلایی"و «فرمول معروف فيبوناچي » و اصول کشف شده تناسبات هندسي در تحليل هندسي طبيعت جانداران در موسيقي به وفور يافت مي شود.
از خصايص آدميان به قالب در آوردن و قالبي کردن عناصر موجود براي ثبت و ضبط و استفاده مجدد از آنهاست و همين امر باعث شده در موسيقي اصول شناخته شده با اصول «موضوعه» زمينه ثبت , ضبط و اجراي مجدد موسيقي ايجاد شود. عدم ديدن «نفحات» , لمس و تفکر بر روي آنها از عوامل مهم انتزاعي بودن اين هنر است.
معماري نيز «انتزاعي» است؛ چه عناصر طبيعي در معماري آنگونه که بايد باشند نيستند و تغيير شکل يافته اند. ثبت و نگهداري معماري براي بوجود آوردن آن نيز در بستر «هندسه» و به نوعي «هندسه در بعد دادن به عناصر رياضي» صورت مي گيرد.
هر چند در هر طبقه از ساختمان ما می توانیم با نظاره گری بر پنجره ها و بازشوها و فضاهای خالی (سکوت) به ملودی آن گوش فرا دهیم، توأمان هم می توانیم با نگریستن به بدنة ضلع یک ساختمان، دو یا سه طبقه را به شکل یک هارمونی به یک چشم انداز دریافت کنیم. به زبان دیگر، همانگونه که دانش هارمونی ما را به خصیصه های آکوردها و توانایی پیوندشان با یکدیگر، با توجه به ارزش های ساختمانی، ملودیک و وزنی آنها آگاه می*سازد، کاوشگر نیز می*تواند هارمونی بافت موسیقی را برداشت کند.همه هنرها به طور عرضی با همدیگر ارتباط دارند، چراکه منشا همه آنها تجلی زیبایی است. این زیبایی در معماری و مجسمه سازی به شکل نسبت های طول و عرض و ارتفاع اتفاق می افتد. در یک چهره، تناسبات هستند که زیبایی می آفرینند. گاهی هم تناسبات رنگ ها باعث ایجاد زیبایی می شوند که در آنجا هم مجموعه فرکانس های نوری، تناسبات دلپذیری را به وجود می آورند. در موسیقی هم نسبت های صوتی به زیبایی منجر می شوند؛ نسبت هایی که به تناسب می رسند. تناسب گاهی در وجه دیداری است و گاهی در وجه شنیداری. در مورد بویایی و بساوایی هم چیزهایی ذکر می شود، بنابراین همه هنرها یک وجه دارند و آن وجهی است که با هندسه دل ما از قبل طراحی شده است
ما روی یک پاره خط به طول یک، تنها یک نقطه را پیدا می*کنیم که موجزترین نسبت را به ما بدهد. در همه هنرها ایجاز، یکی از شروط است. در نقطه ای که ما پیدا می کنیم، نسبت کل پاره خط به بخش بزرگ، برابر است با نسبت بخش بزرگ به بخش کوچک و این نسبت، عدد فی را به ما می دهد که اصطلاحا به آن نسبت الهی گفته می شود، یعنی اینکه ما با این قاعده توحیدی مواجه هستیم که هرچیزی از یک یعنی وجه حقیقی عالم و وحدت حقیقی عالم نشات بگیرد، برای ما زیباست. بعد از عدد یک عددهای دو و سه هستند. تمام گام های موسیقی ازاین دو عدد حاصل می شوند. وقتی که وارد مبحث ریتم می شویم، با دوضربی یا سه ضربی مواجه هستیم. اصلا ریتمی ازاین قاعده خارج نیست. وقتی ریتم ترکیبی می شود، حاصل ضرب عددهای دو و سه است و موقعی که ریتم مختلط می شود، حاصل جمع این دو عدد است (البته با ترتیب های متنوع و مختلف). وقتی ما از یک که نقطه توحیدی عالم است به سمت کثرت حرکت می کنیم، ابتدا با دو و سه مواجه هستیم. در معماری هم با فرکانس های نوری که طول و عرض و ارتفاع را تعریف می کنند، سروکار داریم و موقعی که این سه به موجزترین شکل واقع شود، شما احساس زیبایی می کنید و این تناسبات در اکثر آثار بزرگ معماری وجود دارد. جالب اینکه این تناسبات در بدن انسان، آناتومی پرندگان و درختان و همه جای طبیعت به همان نسبت الهی وجود دارد.
ریتم در موسیقی
ریتم تابعی از زمان بوده و در نمودهای گوناگون بصری، صوتی، همانند اسم معنی در دستور زبان است. مانند نور در داخل شعله و عطر در غنچه گل . ریتم پدیده پیچیده ای است که در تمام اثار هنری جریان دارد.در واقع نبض تنفس است، که حیات می بخشد، و به حرکت در می اورد. قلب ناپیدای است که از درون میطپد برای وی و تنها برای وی است، که در یک سلسله پدیده ها نظم بر قرار میگردد تا بتواند به طور موزون معرفی شود .
در موسیقی ، آهنگ سازان بر حسب قوائد معین صداها را با هم ترکیب کرده و آثار را به وجود می آورند . در تمام قطعات ، پس از دادن نت صدای موسیقی ، ریتم آن را مشخص می نمایند . اهمیت ریتم در موسیقی به حدی است که اگر در آهنگ آشنایی ، تمام نت های آن را در فواصل زمانی یکسان بنوازند ، یا به عبارت دیگر ، ریتم را از آهنگ جدا نمایند ، شناسایی آهنگ بسیار مشکل خواهد بود . حال اگر ریتم همان آهنگ را بدون ور نظر گرفتن نت هایش بنوازند ، شاید بتوان آهنگ را شناسایی کرد . یعنی یک آهنگ را بیشتر می توان از ریتم آن شناخت تا از نت هایش . موسیقی دانان بر آنند که ریتم عنصر لاینفک موسیقی بوده ، و به آن نظم و معنی می بخشد ، و جزء مهمی از آهنگ را تشکیل داده و بر احساس و درک موسیقی ما اثر می گذارد
ریتم در معماری
ساده ترین نوع آن تکرار منظم عناصر معماری در امتداد یک خط مستقیم است . سکون و توقف با مفهوم مکث در معماری جنبه ای کاربردی دارد. پاگرد پله ها ، میادین و گره های شهری از نمودهای کاربردی آن است. گاهی با ایجاد یک عامل یا عنصر در فضای معماری و جلب توجه بیننده ، عامل مکث و سکون را می توان به خوبی پدید آورد.
احاطه آدمي بر معماري با شناخت (هندسه) و قواعد آن و «تعريف اشکال و کنار هم گذاشتن آنها» در روي کاغذ با نام «نقشه و طرح معماري» به نوعي تعريف شده است و کنکاش آدمي در طبيعت نيز مصالح مورد نياز را در ايجاد يک اثر معماري خوب به او مي دهد. حالات موسيقي پيرو قواعد مشخصي منبعث از رياضيات و فيزيک است .معماري هندسه مکان است و موسيقي رياضي زمان و مي تواند بدينگونه نيز باشد که معماري رياضي مکان است و موسيقي هندسه زمان!موسيقي ايستا نيست ولي معماري ايستا است. در مورد نقاشي, ايستايي در بطن كار معرفي مي شود. برخورد دو علم مشترک البنيه (هندسه و رياضي) که هر دو هنرهاي ذهني منبعث و مشتق از طبيعت هستند در موسيقي و معماري به نحوي سازگاري ايجاد نموده است که «حس مشترک بودن معماري و موسيقي» را تقويت مي کند و راه را براي ارزيابي اين دو هنر مهيا مي سازد.



.

+در هر 3 ثانیه یکی تو دنیا می میره ...

1،2،3 الان یکی مرد!!!

یادت باشه یکی از این سه ثانیه ها سهم ماست !!!

پس قبل از اینکه به 3 برسی قدر همه اون چیزایی که تو زندگیت داری و بدون"

یک . . . دو . . . سه . . .



.
پاسخ
 سپاس شده توسط محمد جواد رضایی ، سجاد مقدس پور ، احسان نظری ، farzaneh
#2
رابطه موسیقی و معمار ی . این دو هنرهایی هستند که در صورت «انتزاعی» و در مفهوم «مجرد» شناخته می شوند و برخورد روزمره با آنها نیز «مجزا» و «مجرد» می باشد. «انتزاعی» بودن خصیصه ای مشترک در بین هنرهاست؛ کلید و مثال روشن گفتگوی ما نیز در این مجموعه اشتراک و اسباب انتزاعی بودن این دو هنر است که قطعاً راه را برای بررسی سایر هنرها می گشاید. موسیقی، هنری شنیداری می باشد و در مرحله آغازین «ارتباط با مخاطب»می تواند با ایجاد حالات صوتی، حس او را در لحظه بسازد و یا «ضمیر ناخودآگاه» را به تداعی معانی وادارد.حالات موسیقی پیرو قواعد مشخصی منبعث از ریاضیات و فیزیک که از نظم طبیعت پدید می آید، قواعد ریاضی شناخته شده ای همچون"اعداد طلایی"و «فرمول معروف فیبوناچی » و اصول کشف شده تناسبات هندسی در تحلیل هندسی طبیعت جانداران در موسیقی به وفور یافت می شود. از خصایص آدمیان به قالب در آوردن و قالبی کردن عناصر موجود برای ثبت و ضبط و استفاده مجدد از آنهاست و همین امر باعث شده در موسیقی اصول شناخته شده با اصول «موضوعه» زمینه ثبت , ضبط و اجرای مجدد موسیقی ایجاد شود. عدم دیدن «نفحات» , لمس و تفکر بر روی آنها از عوامل مهم انتزاعی بودن این هنر است. اینک با بررسی و با شناخت عناصر مادی و طبیعت معماری, توجه به حالات درونی و تفکر مخاطب می توان گفت:معماری نیز «انتزاعی» است؛ چه عناصر طبیعی در معماری آنگونه که باید باشند نیستند و تغییر شکل یافته اند. ثبت و نگهداری معماری برای بوجود آوردن آن نیز در بستر «هندسه» و به نوعی «هندسه در بعد دادن به عناصر ریاضی» صورت می گیرد. عدم درک معماری و ایجاد حالت روحی و تفکر برانگیز برای مخاطبان و استفاده کنندگان از آن ، به نوعی « مجرد رمزگونه » منتهی می شود که در نهایت «هندسه» خاصی را در ذهن شکل می دهد. احاطه آدمی بر معماری با شناخت (هندسه) و قواعد آن و «تعریف اشکال و کنار هم گذاشتن آنها» در روی کاغذ با نام «نقشه و طرح معماری» به نوعی تعریف شده است و کنکاش آدمی در طبیعت نیز مصالح مورد نیاز را در ایجاد یک اثر معماری خوب به او می دهد. دوست هنرمندی گفته است:معماری موسیقی مکان است؛ موسیقی, معماری زمان است. حالات موسیقی پیرو قواعد مشخصی منبعث از ریاضیات و فیزیک است معماری هندسه مکان است و موسیقی ریاضی زمان و می تواند بدینگونه نیز باشد که: معماری ریاضی مکان است و موسیقی هندسه زمان! موسیقی ایستا نیست ولی معماری ایستا است. در مورد نقاشی, ایستایی در بطن کار معرفی می شود. برخورد دو علم مشترک البنیه (هندسه و ریاضی) که هر دو هنرهای ذهنی منبعث و مشتق از طبیعت هستند در موسیقی و معماری به نحوی سازگاری ایجاد نموده است که «حس مشترک بودن معماری و موسیقی» را تقویت می کند و راه را برای ارزیابی این دو هنر مهیا می سازد. اساس معماری به نوع دید طراح اثر و نوع نیاز استفاده کننده برمی گردد و اساس موسیقی نیز بر نوع نگاه موسیقیدان و خالق اثر و نوع (شنود) مخاطب بنا می شود.(اصولاً هنر, گفت و شنود هنرمند است با مخاطب؛ هنر, گفت است و نقد مخاطبان, شنود.)از نظم طبیعت پدید می آید، گوته روزی گفته بود: « یک فیسلوف برجسته، از معماری به مثابة ” موسیقی منجمد “ سخن می گوید .ادعای او باعث شد بسیاری اظهار عدم رضایت کنند. به اعتقاد ما این اندیشه واقعاً زیبا را نمی توان بهتر از نامیدن معماری چونان موسیقی ”خاموش “ بیان کرد» . همانگونه که ما در موسیقی، اجرای نت روان، سیال و متصل ( = لگاتو) و یا اجرای مقطع و ناپیوسته نت ها (= استاکاتو) داریم، در بافت موسیقی نیز معماران در صورت ساختمان و نصب بازشوها (=نت ها) با فواصل گوناگون، گاهی همچون هنر گوتیک در جستجوی کاهش آرتیکولاسیون بواسطة تداوم بوده اند و گاهی نیز همچون اکسپرسیونیسم آلمان در آغاز قرن بیستم در جست و جوی پیوستگی و تداوم کامل ( = لگاتو). هر چند در هر طبقه از ساختمان، ما می توانیم با نظاره گری بر پنجره ها و بازشوها و فضاهای خالی / سکوت به ملودی آن گوش فرا دهیم، توأمان هم می توانیم با نگریستن به بدنة ضلع یک ساختمان، دو یا سه طبقه را به شکل یک هارمونی به یک چشم انداز دریافت کنیم. به زبان دیگر، همانگونه که دانش هارمونی ما را به خصیصه های آکوردها و توانایی پیوندشان با یکدیگر، با توجه به ارزش های ساختمانی، ملودیک و وزنی آنها آگاه می سازد، کاوشگر نیز می تواند هارمونی بافت موسیقی را برداشت کند. ارتباط معماری و موسیقی همه هنرها به طور عرضی با همدیگر ارتباط دارند، چراکه منشا همه آنها تجلی زیبایی است. این زیبایی در معماری و مجسمه سازی به شکل نسبت های طول و عرض و ارتفاع اتفاق می افتد. در یک چهره، تناسبات هستند که زیبایی می آفرینند. گاهی هم تناسبات رنگ ها باعث ایجاد زیبایی می شوند که در آنجا هم مجموعه فرکانس های نوری، تناسبات دلپذیری را به وجود می آورند. در موسیقی هم نسبت های صوتی به زیبایی منجر می شوند؛ نسبت هایی که به تناسب می رسند. تناسب گاهی در وجه دیداری است و گاهی در وجه شنیداری. در مورد بویایی و بساوایی هم چیزهایی ذکر می شود، بنابراین همه هنرها یک وجه دارند و آن وجهی است که با هندسه دل ما از قبل طراحی شده است. ما روی یک پاره خط به طول یک، تنها یک نقطه را پیدا می کنیم که موجزترین نسبت را به ما بدهد. در همه هنرها ایجاز، یکی از شروط است. در نقطه ای که ما پیدا می کنیم، نسبت کل پاره خط به بخش بزرگ، برابر است با نسبت بخش بزرگ به بخش کوچک و این نسبت، عدد فی را به ما می دهد که اصطلاحا به آن نسبت الهی گفته می شود، یعنی اینکه ما با این قاعده توحیدی مواجه هستیم که هرچیزی از یک یعنی وجه حقیقی عالم و وحدت حقیقی عالم نشات بگیرد، برای ما زیباست. بعد از عدد یک عددهای دو و سه هستند. تمام گام های موسیقی ازاین دو عدد حاصل می شوند. وقتی که وارد مبحث ریتم می شویم، با دوضربی یا سه ضربی مواجه هستیم. اصلا ریتمی ازاین قاعده خارج نیست. وقتی ریتم ترکیبی می شود، حاصل ضرب عددهای دو و سه است و موقعی که ریتم مختلط می شود، حاصل جمع این دو عدد است (البته با ترتیب های متنوع و مختلف). وقتی ما از یک که نقطه توحیدی عالم است به سمت کثرت حرکت می کنیم، ابتدا با دو و سه مواجه هستیم. در معماری هم با فرکانس های نوری که طول و عرض و ارتفاع را تعریف می کنند، سروکار داریم و موقعی که این سه به موجزترین شکل واقع شود، شما احساس زیبایی می کنید و این تناسبات در اکثر آثار بزرگ معماری وجود دارد. جالب اینکه این تناسبات در بدن انسان، آناتومی پرندگان و درختان و همه جای طبیعت به همان نسبت الهی وجود دارد. به قول حافظ: "یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب کز هر زبان که می شنوم نامکرر است" الهامات موسیقایی مولانا می فرماید: سایه دیوار و سقف هر مکان / سایه اندیشه معمار دان . نسبت در ساختمان به دو گونه اتفاق می افتد؛ گاهی ما نمای ساختمان را می بینیم و گاهی ما در داخل ساختمان واقع می شویم و حس داخلی ساختمان را درک می کنیم که به آن حس محیطی گفته می شود. معماری، ایجاد فضای مادی و معنوی می کند، ولی موسیقی فقط فضای معنوی ایجاد می کند. به عبارت دیگر موسیقی، معماری زمان است و معماری، موسیقی مکان. بر همین اساس از بناهای ایرانی می توان به مسجد شیخ لطف الله اشاره کرد. اکثر افراد صاحبنظر در باب معماری هم اذعان کرده اند که تناسبات، رنگ و نور در این مسجد، انسان را مسحور می کند. همانگونه که ما می توانیم با شنیدن قسمت پایانی « بهار جاودانه » از جادة ابریشم 2، اثر کیتارو، آهنگساز ژاپنی، صدای بلورین آب زلال و روان، روی سنگریزه های غژغژ کننده، که پرتوهای زرین خورشید پس از عبور از لابه لای درختان جنگل کاملاً در آن نفوذ کرده اند را تجسم کنیم با نگریستن بر ساختمان های بافت عرفانی – سنتی نیز می توانیم آهنگ های ماورایی آن را نیز زمزمه کنیم و به جهان فراسوی میل کنیم. از معماری تا موسیقی واقعیت این است که آنچه یک شنوده موسیقی ـ شنونده‌ای که بر حسب اتفاق خود موسیقیدان نیست! ـ از موسیقی دریافت می‌کند، در واقع بیشتر احساسی است تا تعقلی؛ در این بین البته اگر این شنونده باز هم بر حسب اتفاق معمار هم باشد تاثیر تعاملی و تقابلی که وی می‌تواند از آنچه که آنرا « سازماندهی نوا در سرزمین ایران» می‌نامند، دریافت ‌کند، در بهترین شرایط ممکن این معمار غیر موسیقیدان را، به تناسب آگاهی‌های نیم بند موسیقاییش، نزدیک تر به احساس آفریننده آن قطعه موسیقی که او می‌شنود، خواهد کرد! خوب البته نمی‌توان انتظار داشت همه معمار ها موسیقیدان هم باشند ولی انتظار اینکه در یک قرن میان گستره یک خالق معماری یک شنوده خوب موسیقی هم باشد دور از ذهن نیست. شعر در معماری شعرا در تمامی ادوار زیباترین و پرمایه ترین احساسات انسانی رادر قالب کلام موزون و آهنگین خویش انعکاس می دادند و از سرچشمه غنی معارف بشری برای خلق موسیقی مکتوب سود جسته و گفتگویی بی زمان را در سناریوی تاریخ رقم زده اند . شعر واقعیت را به تجرید می کشد و معماری از تجریدها به سمت واقعیت حرکت می کند و یک احساس متعالی را از پس خطوط به یک فضای ملموس مبدل می سازد, همانگونه که افراد گوناگون می توانند برداشت های متفاوتی از شعر یکسانی داشته باشند مخاطبان یک اثر معماری هم می تواننداحساسات متفاوتی را دریک فضای عینی تجربه کنند ؛ در واقع همانگونه که سراینده ابیات,سعی در به اشتراک گذارندن مفاهیمی با خوانندگان خویش داردولی هربار که شعری خوانده می شود در واقع شعرجدیدی سروده می شود موفقیت معماران هم (اگر موفقیت را عامه پسند بودن یک اثر بدانیم ) صرفاً به میزان پختگی خطوط طراحی وابسته نیست بلکه هر مخاطب معماری بتنهایی شاعرفضایی نو است. قافیه و ردیف در شعر فضا حرکات موزون خطوطی ست که آهنگ زیستن را زمزمه می کنند. شعرا بارها توانسته اند ایده هایی برای خلق آثاری ماندگاردر اختیار معماران قرار دهندو در مقابل معماری و معماران هم بارها دستمایه های شاعرانه ای را فراهم آورده اندکه یافتن و برگزیدن آنها دردیوان های بجا مانده آنچنان سهل و ساده نمی نماید. موسیقی را روح زمان و معماری را روح مکان نامیده اند. هارمونی تصویری یا صوتی تضمینی برای لذت زیباشناسی است. معماری معنای مکان است .سکوت را منعکس می کند و بازگشت به فضای آغازین را بشارت می دهد .سکوت وظیفه ی معماری است تا صدای فضا در آن طنین افکند. در نهایت باید گفت اگر بررسی تطبیقی معماری و موسیقی به حد مقایسه حرکت تناوبی در نواختن گوشه های یک ردیف و تبدیل این گوشه ها به یکدیگر در بداهه نوازی نوازنده، با تقسیمات فضایی موجود در معماری ایران، تنزل یابد، باید گفت نتیجه چنین تطبیقی آنچنان که در ذات سطحی خود آنرا فریاد می‌زند، یک بازی صوری و یک ارتباط از نوع بافتن آسمان و ریسمان به هم است، حال هر چقدر هم بافنده متبحر باشد
بير اوچايديم بو چيرپينان يئلينن
باغلاشايديم داغدان آشان سئلينن

آغلاشايديم اوزاق دوشن ائلينن

بير گؤرئيديم آيريليغي كيم سالدي

اؤلكه ميزده كيم قيريلدي كيم قالدي !؟

پاسخ
 سپاس شده توسط رضا اله ورن ، حمید رضا نظری ، سجاد مقدس پور
#3
ارتباط هنرها با یکدیگر مسئله ایست که همواره از آن میان هنرمندان صحبت می شود. تأثیر گذاری و تأثیر پذیری هنرها بر یکدیگر همواره در طول تاریخ هنر، امری ایده پرور و پیشبرنده بوده است. با اینکه عده ای معماری را از هنرهای هفتگانه نمی دانند و برخی آن را مجموعه ای از هفت هنر به اضافه هنر هشتم (عکاسی) می دانند، همواره هنر بر معماری و معماری بر هنر تأثیر بسیار چشمگیری داشته اند. در دانشگاه ها و مدارس معماری اغلب گفته می شود از جمله هنرهایی که با آن درگیر و سهیم هستند، موسیقی است ولی اینکه چگونه از آن بهره برده شود کمتر بیان شده است. مقالات و مطالبی که در این باب به نگارش در آمده اند تا میانۀ راه ما را به جلو می برند و تنها دیدی شماتیک و پوسته ای در جلوی چشمانمان پدیدار می سازند. با بیان مثال و تجربیات می توان ذهن را تا سکوی حرکت جلو برد. همانگونه که مارتین هایدگر میگوید، هرگاه فلسفه و علم مدرن از گشایشِ راز هستی باز بماند، هنر آن را می گشاید و بر آن داناست و به گفته بابک احمدی، در حالی که علم با محاسبات سعی در پرده برداری از اسرار جهان دارد و گاهی از انجام آن عاجز می ماند، هنر به کشف و شهود رازها می پردازد و آن را در می یابد. برای دریافت معنی تأثیر موسیقی بر معماری و بالعکس، باید آنرا تجربه و مزه کرد.




افراد و اساتید زیادی برای پرده برداری از چگونگی بهره بردن از این رابطه دست به کار شدند. برای مثال آقای مهندس حشمتی، استاد درس “انسان، طبیعت، معماری” دانشگاه آزاد اسلامی بوشهر، با هدف باز کردن دید دانشجویان به معماری، هنر، فلسفه و تأثیرات آنها بر یکدیگر، از دانشجویان خواسته بودند که رابطه بین هنرها و معماری را بررسی و نتیجه گیری کنند. موسیقی یکی از این هنرها بود. در جلسه اول این آزمایش ابتدا دانشجویان به اینکه موسیقی با معماری مرتبط است، اذعان داشتند ولی وقتی از آنها خواسته شده بود توضیحی برای این مسئله بیابند، کار قدری مشکل شده بود و احساسات درک شده بر زبان جاری نمی شد. دانشجویان برای پیدا کردن این سوال که واقعا موسیقی چه نقشی در معماری دارد، جستاری در فلسفه، ادبیات، تئاتر و سینما زدند. در پایان نتایج جالبی بدست آمد و شعار موسیقی در معماری به معنی واقعی خود رسید.

ساده ترین و پوسته ای ترین رابطه، که اتفاقا اغلب از آن سخن به میان می آید، شباهت ها، فصل های مشترک و اصطلاحات مشابه موسیقی و معماری است. برای مثال می گویند چون موسیقی دارای ریتم و ضرب آهنگ است و معماری هم از آنها بهره می گیرد پس از موسیقی بهره برده است. ولی موضوع به این سادگی و پیش پا افتادگی نیست. مسئله خیلی عمیق تر و ریشه ایست. درک بصری از اصوات و امواج محیط پیرامون و طبیعت، در آفریدن هر دو دخیل هستند. اگر از این منظر به بحث بنگریم حتی به این نتیجه می رسیم که بیشتر، موسیقی از معماری بهره برده است. اینجا معاری با اقلیم و اکوسیستم درگیر است و موسیقی با هر دو. حجم در اقلیم ها و نواحی گوناگون کاملا در شکلگیری موسیقی آن ناحیه نقش ایفا کرده. برای گشودن این راز باید به تاریخ موسیقی نگاهی موشکافانه و دقیق داشت. این که موسیقی فلان منطقه در چه دوره ای از تاریخ و چگونه شکل گرفته است تنها ۴۰% از پاسخ ما را تشکیل می دهد. آب و هوا، شرایط اقتصادی و اجتماعی، تکنولوژی روز، دین و باورها، سنت و حکومت، نوع روابط و خیلی از مواردی که نهایتا ایجاد فرهنگ می کنند، هر کدام جداگانه بر معماری و بالاخره موسیقی تأثیر مستقیم و غیر مستقیم داشته اند. حتی وضع توپوگرافی، پوشش گیاهی، و ساختمانها در شکل گیری موسیقی نواحی مؤثر بوده اند. مسئله جالب اینجاست که اگر یک موسیقی فولکلور را روی کاغذ بیاوریم، و توسط خطوطی نتها را به یکدیگر وصل کنیم به صورت اتفاقی و شاید عمدی، برجستگی ها و پستی های این خطوط، با خط آسمان آن منطقه مشابهت می کند. احتمالا ابتدا موسیقی از اقلیم و سپس معماری از هر دو تأثیر گرفته است.
برای مثال موسیقی بودائی هایی که در فراز قله های چین و میان انبوهی از درختان آنرا خلق کرده اند و امروز حتی به عنوان موسیقی ریلَکسِیشِن (‏relaxation‏) از انها استفاده می شود، به نوعی به وزش باد، یا ابری که میان دره ها پرواز می کند، شباهت دارد. چشمان خود را ببندید و تصور کنید در قله ای از کوههای پیر که با انبوهی از درختان پوشیده شده است نشسته اید. در جلوی چشم خود دره هایی می بینید که در هم پیچیده شده اند. مِهی لطیف و رویایی چندین متر زیر پای شما، مثل حریری در پیچ و خم دره ها جا خوش کرده است و نسیمی ملایم می وزد. در واقع شما روی ابرها راه می روید! صدای پرندگانی را می شنوید که با صدای باد هم نوایی و گاهی دوئت می کنند. ناگهان صدای برخورد قطرات باران را بر روی برگها احساس می کنید. این صحنه واقعی است و در موسیقی بودائی از آن استفاده شده است. فلوت چینی صدای همان بلبل یا پرندگان است. باد اصوات کششی زیرصدا، قطرات باران ریتم ها و ضرب آهنگها را تشکیل می دهند. وقتی به این موسیقی گوش می دهید حتی اگر در مترو باشید و چشمان خود را ببندید احساس می کنید در آن فضا هستید.
به گوشه دیگری میرویم. سرتان را بالا بگیرید، تا چشم کار می کند آسمان خراش می بینید. حالا جلویتان را نگاه کنید، صفی طویل از ماشینها را می بینید که در ترافیک (‏traffic jam‏) گیر کرده اند و بوق می زنند. چند نفر پایین برج کنار شما گدائی می کنند و یک زن آنطرف خیابان جیغ و داد می کند و صدای شیونش از ربوده شدن دختر ۷ ساله اش خبر می دهد. مدام شانه شما بین جمعیت گیر می کند و همه به شما تنه می زنند و بی تفاوت از کنارتان می گذرند. ناگهان می بینید کیف پولتان در دست کودکی ۱۰ ساله است و به سرعت از میان جمعیت فرار می کند و ناپدید می شود. اینجا جایی مثل شیکاگو یا نیویورک است. شما در این صحنه موسیقی هوی متال(‏Heavy metal‏) در ذهنتان پخش می شود. این سبک از موسیقی اصلا برای اعتراض و بیان همین نابسامانی ها و نا امنی ها بوجود آمده است. اغلب وارد مسائل فلسفی می شود و از حماسه نیز میگوید. اکنون خواننده با صدایی عصبانی و شاید محزون از این اوضاع شکایت می کند. صدای هارش گیتار لید و ریتم، صدای ماشینهای موتوری را به یاد شما می آورد. این موسیقی خیلی خوب به این وضع اعتراض می کند. چشم خود را دوباره ببندید. از خیابانها بگذرید و خود را از بین برج ها به یکی از محله های سیاه پوستان برسانید. در یکی از کوچه های کثیف و باریک می بینید چند سیاه پوست، با شلوار و لباسهای گشاد و کتانیهای بزرگ که احتمالا کتانی بسکتبال است را می بینید که قوز کرده و به گردن خود، چند آویز طلائی انداخته اند. آنها مدام همدیگر را مسخره می کنند و بلند بلند می خندند و مدام سیگار می کشند. گویی خود را از شلوغی و هرج و مرج کنار کشیده اند و به آن هیچ اعتناعی نمی کنند. دوباره یکی دیگر را گیر آورده و به باد تمسخر می گیرند. آن گوشه روی سکو آن کودک ۱۰ ساله ای که جیب شما را زده نشسته است. شما در این صحنه در حال گوش کردن به موسیقی رپ هستید. این موسیقی توسط سیاه پوستان در شهر های شلوغ پدید آمد و شاخه ای از موسیقی شهری (‏urban music‏) شد. آنها سالها به صورت زیرزمینی دور هم حلقه زده و بی اعتنا به هرج و مرج بیرون، یکدیگر را مسخره کرده و لذت برده اند. در گوشه های دیگر شهر شما ممکن است صدای موزیک های راک، پانک، رِگه، هیپ هاپ، کانتری با تمام زیر شاخه های دیگرشان و حتی جَز و کلاسیک بشنوید. می بینید فرهنگ، معماری و اقلیم چگونه روی موسیقی دنیا و حتی موسیقی های یک کلانشهر تأثیر گذارده است؟
زمانی که در اروپا فیلسوفانی زیبایی شناسی را با معادلات ریاضی بررسی می کردند و سلیقه انسانها را با اعداد اندازه گیری می نمودند، معماری و موسیقی کلاسیک بسیار زیبا با یکدیگر خلق شدند و خلق کردند. حتی امروزه اگر بخواهیم برای یک بنای کلاسیک موسیقی انتخاب کنیم، بی شک قطعات کلاسیک می توانند شکوه و عظمت آن بنا را بیان و شاید دو چندان کنند. مثلا برای نشان دادن شکوه و عظمت بناها در برنامه های مستند، دیده می شود از آثار کلاسیکی از قبیل دَنس ۱ و ۲ اثر برامس بهره گرفته اند.
موسیقی اصیل ایرانی با اینکه به قول استاد حسین علیزاده تصویری نیست، ولی باز خاطره اماکن و شهرهای مختلف را زنده می کند. موسیقی هر ناحیه از ایران با همان توضیحات قبلی شکل گرفته و تکامل پیدا کرده است. با گوش دادن به تاریخ موسیقی اصیل، می توانید در ابتدا خود را در کوچه باغهای شیراز و اصفهان دو صده قبل و شاید بیشتر بیابید. هر چه به آثار متأخر نزدیک می شویم خود را بیشتر در فضاهای شهری می یابیم تا اینکه بالاخره از تهران قدیم، لاله زار، سنگلج و غیره سر در می آوریم.
برای بررسی بیشتر روند شکلگیری موسیقی در مناطق مختلف نیاز به بیان کامل روند تکامل موسیقی در تاریخ آن است که اینجا از مقال دور است.

مسئله ای که به نظر اینجانب بیشتر در معماری دخیل است، می تواند درک بصری، تخیل، تجسم و فضاسازی از آثار موسیقی باشد. گاهی از معمار خواسته می شود تا برای یک قطعه موسیقی، معماری کند و بنا یا دکور بسازد. این نمونه اغلب در طراحی صحنه استفاده میشود. گاهی یک موسیقی یا یک اثر می تواند الهام دهنده، ایده و یا آغاز یک طراحی باشد. برای مثال آقای دنیل لیبسکیند در‎ ‎روند طراحی موزه یهود برلین توضیح میدهد که این بنا قسمت و یا پارت دوم و ناتمام یک سمفونی است. گاهی از یک موسیقیدان خواسته می شود که برای یک اثر معماری موسیقی بنویسد و یا معمار برای آن اثر موسیقی انتخاب کند. شاید این روش در موسیقی متن آثار تئاتر و سینما و یا معرفی کار معماران حائز اهمیت باشد. در تمامی این روش ها و نمونه های مشابه معمار و موسیقیدان، هر دو باید از هنر یکدیگر آگاه و به موضوع مسلط باشند.
برخی از موسیقی ها و یا سبک ها، ذاتا روح فضاسازی، تجسمی و تصویری دارند. در دیگر موارد، موسیقی همواره بر ریلی از نشانه ها حرکت می کند. مثلا در موسیقی اسپِیس راک (راک فضائی-‏space rock‏) و دوم متال(‏Doom metal‏)، اکثرا با گوش کردن به اثر و تفکر در مورد آن، می توان خود را در فضائی مجازی و خاص شناور کرد. این فضاسازی به دو صورت شکل می گیرد. اول اینکه موسیقیدان با اضافه کردن اِفکت ها، صداهای طبیعت و یا اصوات خاص الکترونیکی، برای شما یک فضای واقعی را شبیه سازی می کنند. برای مثال آقای دیوید گیلمور، خواننده، گیتاریست و آهنگساز گروه پینک فلوید (‏Pink Floyed‏) در قسمتی از آهنگ یادگرفتن پرواز (‏Learning to fly‏) با اضافه کردن صدای رادیوئی یک خلبان روی ریتم سبک و دلنشین گیتار لید، شما را از فضای اصلی به کاکبیت هواپیما دعوت می کند. با گوش کردن به این اثر شما برای مدت ۶۶ ثانیه احساس می کنید کنار خلبان نشسته اید و در حال پروازید! در قسمتی از آهنگ “این یک معجزه است” (‏It’s a miracle‏) اثر راجر واترز، با شنیدن صدای کودکانی که در حال بازی هستند، توسط یک فلش بک شما خود را در یک پارک بازی کودکان احساس می کنید. در حالت دوم موسیقیدان با چیدن ملودیها، و زیر صداهای مخصوص خود، و آمیختن آن با هنر تنظیم منحصر به فرد، برای شما یک فضا و حالت کاملا مجازی و تخیلی ایجاد می کند. این فضا و حالت می توتند خوشایند، آرامش دهنده، توهم زا، استرس آور و یا رعب انگیز باشد. موسیقی متن فیلم های جنایی یا ترسناک از این قائده بهره می گیرند و ترس و هراس شما را با این ترفند چندبرابر می کنند. در آلبوم روی یک جزیره (‏On an island‏) اثر دیوید گیلمور، با این ترفند شما خود را در جزیره ای دور افتاده، زیبا، آرامش بخش و رها می یابید.
انتخاب سازها در طراحی این فضاها بسیار مهم هستند. سازها و جنس صداها می توانند شما را یاد سرزمین های گوناگون بیندازند. در قطعه “هر کجا پرسه زنم” (‏where ever I may roam‏) اثر جیمز هتفیلد و کرک همت، در ژانر هوی متال، با اینکه اصوات غربی هستند ولی به دلیل اینکه این قطعه از مسافرتهای طولانی مدت گروه به سرزمینهای شرقی تر سخن می گوید، با اضافه کردن اصوات گیتار بیس ۶ سیم توسط جیسن نیوستد، و لید توسط کرک همت، شما مسافرت به سمت شرق را کاملا احساس می کنید. موسیقی متن فیلم سینمایی اخراجی های ۱، اثر فریدون شهبازیان، با ملودی بسیار زیبایی از آکاردئون شروع می شود و بسیار تأثیر گذار است. این فیلم در ژانر دفاع مقدس ساخته شده و آکاردئون یک ساز ایرانی آن هم از نوع جنوبی نیست. اگر شما فیلم را ندیده باشید و فقط موسیقی را بشنوید، فکر میکنید این موسیقی یک فیلم اسکاتلندی یا ونیزی است و مثلا یک ماهیگیر محزون، در ونیز کنار آب نشسته است. گروه آلبا برای ساخت آلبوم آلبا، به همراه کریستف رضائی و مسعود شعاری و چندی از نوازنده های ارمنی و ایرنی، راهی قلعه رام اردشیر از آثار اولیه دوره ساسانی شدند. گروه آلبا سعی داشت روح مشترک بین موسیقی ایرانی، کلیسائی و ارمنی را پیدا کرده و کاری تلفیقی و خاص ارائه دهند. گروه به بهانه آنکه رام اردشیر از بناهای منحصر به فرد و خاص و بدون نمونه ایران و یک نمونه کهن است این بنا را انتخاب کرد، تا حضور در فضای معنوی قلعه، روح و حال و هوای موسیقی را تحت تأثیر بگذارد.
موسیقی هایی که برای ما نشانه هایی از خاطرات بصری و ناخودآگاه انسان دارند ممکن است فقط برای ما جرقه ای ایجاد کنند و ما باید خود به دنبال فضا باشیم. صدای تَمبورین (دایره زنگی) در اپرای تراویاتا (‏Traviata‏) و تروواتور (‏Trovator‏) اثر وِردی (‏Verdi‏)، شما را به یاد تزئینات خاص بناهای اروپایی می اندازد. موسیقی فولکلور و اصیل ایرانی با اینکه فضاسازی نمی کند ولی اطلاعات خوبی را به ذهن انسان وارد می کند. با شنیدن موسیقی مقامی کردها، خود را در شور عرفانی، با شنیدن موسیقی تهران قدیم خود را در کوچه باغهای تهران، با رنگ شهرآشوب خود را در اُرُسی های شیراز و اصفهان، و بالاخره با شنیدن موسیقی محلی بوشهر خود را در کوچه های بافت، زیر شناشیرها، در حال نظاره خانه ها می یابید. رنگ، معنویت و سیالیت در موسیقی ایران ما به ازاهای زیادی در معماری دارد.

معمار باید با دید گسترده، حافظه و تجسم بصری قوی، سواد و ذوق هنری و ذکاوتی خاص این داده ها را به معماری تبدیل کند. معماری واقعا ردّ فضاست بر زمان…
عزت از خداست و اوست که به ما عزت می دهد ،اگر بخواهد ابروی کسی رابریزد به دست خودش می ریزد و اگر بخواهد به کسی عزت دهد توسط دشمنان او را عزیز می کند .
پاسخ
 سپاس شده توسط احسان نظری ، سپیده کرمی ، حمید رضا نظری ، سجاد مقدس پور ، بهروز کریمی ، invtw
#4
گوتــه روزی گفته بود: « یک فیسلوف برجسته، از معماری به مشابة موسیقی منجمد سخن می‌گوید. ادعای او باعث شد بسیاری اظهار عدم رضایت کنند.

آیا دو مقوله‌ معماری و موسیقی در طول تاریخ بشر و یا دست کم در عصر حاضر بر همدیگر تاثیرگذار بوده‌اند؟ به‌ عبارتی دیگر یکی از آنها در خلق دیگری موثر بوده‌ است؟ برفرض اینکه‌ عامــل مستقیم یا اصلی نباشند اما آیا به‌ شکــل غیرمستقیم و یا در حاشیه‌ و جوانب نیز بر همدیگر تاثیر نداشته‌اند؟ اگر داشته‌اند کجا، چگونه‌ و چه‌ هنگام نقش‏آفرینی کرده‌اند؟ چه رابطه‌ای بین فضای فیزیکی معماری و فضای غیر‌فیزیکی موسیقی وجود دارد؟ موسیقی‌ای که به معماری می‌گراید کدام است؟ اینها سوال‏هایی هستند که‌ سعی می‏کنم در این مقاله‌ بدان بپردازم.
شوپنهاور مدعی است که‌ همه‌ هنرها می‏خواهند به‌ مرحله‌ موسیقی برسند. با توجه‌ به‌ مقام شوپنهاور حداقل آنچه‌ که‌ در این جمله‌ می‏توان دریافت این است که‌ هنرمعمـــاری در نهایت به‌ مقام موسیقی در حرکت است یا سرانجام مقام معماری همان مقام موسیقی در عالم هنر است. در اینجا می‏توان دریافت که‌ خود موسیقی هدف نیست بلکه‌ مقام آن در عالم هنر و انتزاع نقش برجسته‌تری دارد. بنابراین هدف و مسیری که‌ معماری درمی‏نوردد نه‌ خود موسیقی بلکه‌ جایگاه آن در دنیای هنر است.
بنابراین تشابه ‏هایی که‌ در سازماندهی و الگو و غیره‌ در بین موسیقی و معماری وجود دارد نمی‏تواند دلیل تاثیر آنها بر یکدیگر باشد بلکه‌ شاید تنها خاستگاه و یا سرانجامی مشترک باعث ایجاد شباهت آنها شده‌ است. به‌ عبارتی دیگر از احساس و روح انسان سرچشمه‌ گرفته‌ و در دو مسیری متفاوت به‌ سرانجام و جایگاه و مقام زیبایی در دنیای هنر می‏رسد.
از دلایل رابطه‌ موسیقی و معماری که‌ بدان‏ ارجاع می‏شود، می‏توان موارد زیر را برشمرد:
1- اصطلاحات مشابه و تعبیر آنها
2-درک بصری از اصوات
3- خلق یا تداعی فضا
4- انتخاب سازها و جنس صدا
5- خاطره‌ و انتقال اطلاعات
6- طراحی فضا با توجه‌ به‌ نیاز موسیقی در اجرا و شنیدن بهتر آن :
(آکوستيک و معماري، انتشار صدا و تباهي آن، صداي هوابرد و کوبه اي، آزار نوفه
ايزولاسيون کلاسهاي تدريس موسيقي، ايزولاسيون سقف در برابر صداي پا، ايزولاسيون صداي کوبه اي،
طراحي اتاق‌هاي تمرين موسيقي، طراحي تالار کنسرت، طراحي مدرسه موسيقي،طراحي كلاسها
فرم، مصالح آبسوربنت)
7- رابطه‌ مستقیم بین عدد (طول و عرض و ارتفاع) در معماری و فواصل و اختلاف صدا در موسیقی

موسیقی یعنی ترکیب اصوات به‌ لحنی خوش‏آیند که‌ سبب لذت شنوایی و انبساط و دگرگونی روح گردد.
ابزارهای بصری همانند ابزارهای موسیقی نظام دهنده‌ای هستند که‌ اجازه‌ می‏دهند فرم‏ها و فضاها و نوا و صداهای متفاوت در یک اثر در کنار هم وجود داشته‌ باشند و ما بتوانیم از نظر فکری و حسی، وجود نظم، یکدستی و هارمونی را به‌ طور همزمان در کل مجموعه‌ احساس کنیم.
اگر نظمی در بین نباشد بیان آن چیزی که‌ یک اثر می‏خواهد بگوید، امکان‏پذیر نخواهد بود. رودلف آرنهایم
نظم مورد نظر ما تنها یک نظم هندسی نیست بلکه‌ شرایطی که‌ هر کدام از اجزا کل مجموعه‌ به‌ طور مناسب و در راستای هدف کلی در کنار بقیه‌ عناصر چیده‌ شده‌ باشند و آرایش هماهنگی از اجزا ایجاد شود. نظم بدون تنوع، ملال و یکنواختی می‏آورد و تنوع بدون نظم هرج و مرج ایجاد می‏کند. حالت ایده‌آل وقتی ایجاد می‏شود که‌ حسی وحدت دهنده‌ در کنار تنوع وجود داشته‌ باشد.


***

1. اصطلاحات مشابه و تعبیر آنها
ساده ترین رابطه، شباهت‏ها، فصل‏های مشترک و اصطلاحات مشابه موسیقی و معماری است. برای مثال:
محور ، تقارن ، نسبت، سلسله‌ مراتب ، ریتم و سکون ، عامل مفروض ، تغییر شکل ، تجانس ، تضاد ، تقابل ، تکرار ، ضرب آهنگ و هارمونی و... غیره‌
که‌ در موسیقی و‌ معماری از آنها بهره گرفته‌ می‏شود. به‌ نظر می‏آید موضوع نباید به این سادگی باشد، و شاید هم رابطه‌ای اگر باشد در واقع از این حد بیشتر نیست. حال به‌ توضیح بعضی از آنها می‏پردازم:

ریتم و ضرب‏آهنگ:
مارش به خاطر ریتم کوبنده اش هیجان انگیز ، و لالایی با ریتم آرام و لطیف خود به انسان احساس آرامش می دهد، ریتم یک سرود ، کیفیتی باشکوه و غرورآمیز دارد و در مقابل ، آوازهای قدیمی مذهبی که تقریبا بدون ریتم هستند، به انسان حالت عرفانی می دهند.
هربرت اسپنسر فیلسوف انگلیسی می نویسد: ریتم تنظیم کننده گیتی است، و به آسمان بیکران و به کرات با شکل‏های مختلف و فراوان نظم می‏بخشد.
همه هنرها به طور عرضی با همدیگر ارتباط دارند، چراکه منشا همه آنها تجلی زیبایی است. این زیبایی در معماری و مجسمه سازی به شکل نسبت های طول وعرض و ارتفاع اتفاق می افتد. در یک چهره، تناسبات هستند که زیبایی می آفرینند. گاهی هم تناسبات رنگ ها باعث ایجاد زیبایی می شوند که در آنجا هم مجموعه فرکانس های نوری، تناسبات دلپذیری را به وجود می آورند. در موسیقی هم نسبت های صوتی به زیبایی منجر می شوند؛ نسبت هایی که به تناسب می رسند. تناسب گاهی در وجه دیداری است و گاهی در وجه شنیداری. تمام گام های موسیقی از دو عدد دو و سه‌ حاصل می شوند. وقتی که وارد مبحث ریتم می شویم، با دوضربی یاسه ضربی مواجه هستیم. اصلا ریتمی ازاین قاعده خارج نیست. وقتی ریتم ترکیبی می‏شود،حاصل ضرب عددهای دو و سه است و موقعی که ریتم مختلط می شود، حاصل جمع این دو عدد است (البته با ترتیب های متنوع و مختلف). وقتی ما از یک به سمت کثرت حرکت می کنیم، ابتدا با دو و سه مواجه هستیم. در معماری هم با فرکانس هاینوری که طول و عرض و ارتفاع را تعریف می کنند، سروکار داریم و موقعی که این سه به موجزترین شکل واقع شود، شما احساس زیبایی می کنید و این تناسبات در اکثر آثار بزرگ معماری وجود دارد. جالب اینکه این تناسبات در بدن انسان، آناتومی پرندگان و درختان و همه جای طبیعت به همان نسبت کیهانی وجود دارد.
در هنر تجسمی ریتم معنایی تصویری دارد به عبارت دیگر تکرار منظم ومتوالی یک عنصر تصویری ضرب‏ آهنگ بصری را بوجود می‏آورد.

[تصویر:  parthenon.jpg]


تأثیر هماهنگ شده عوامل مختلف چون نور و صدا، و غیره می تواند با حرکات عملی، تلفیق شده و موجب پیدایش احساس زیبا در شخص گردد. در یک بیان معمارانه، فواصل منظم سایه و روشن فضا می تواند با «ریتم مشخص » بر حرکات انسان در فضا منطبق شود. این انطباق، منظم کننده و رهبری کننده آن حرکات در فضا است . به عنوان مثال از یک حرکت «ریتمیک» متشکل از نور و تاریکی در رابطه با حرکت انسان، می توانیم قدم زدن در کنار یک ردیف ستون، یک ردیف درخت، ردیف نورگیری‏های سقفی یا معبری که در شب با چراغ به فواصل معین روشن شده را تصور کنیم . همین طور تعدادی دهنه‏های ثابت قوس ها وگنبدها که باعث ایجاد یک جریان متناوب فضایی می شوند. این تعبیری است از در برگرفتن موسیقی در معماری به اتکاء ادراکی از مفهوم موسیقی «ریتم فضا».


[تصویر:  bazar-e-qom.jpg3.jpg]



سکون و توقف با مفهوم مکث در معماری جنبه ای کاربردی دارد. پاگرد پله‏ها ، میادین و گره های شهری از نمودهای کاربردی آن است. گاهی با ایجاد یک عامل یا عنصر در فضای معماری و جلب توجه بیننده ، عامل مکث و سکون را می توان به خوبی پدید آورد.

تقارن:
تقارن در گام ماهور باعث شادمانی و نشاط می شود و اگر این تقارن به هم ریزد باعث غم و حزن می شود.
وحدت گرايي – شاخص ترين ويژگي مفهومي معماري و موسيقي ايراني
اصولاً جوهر و ذات معماري ايران ، وحدت گرا و در پي وحدت است

[تصویر:  amir-chakhmagh-02.jpg]



سازماندهي فضا:


سازماندهي فضا بر اساس الگوهاي رايج در معماري و موسيقي ايراني
ايده هاي تشکيل دهنده‏ی فضا در معماري و موسيقي ايراني خاصيت الگويي دارند . اين الگوها در معماري ايراني به صورت سازماندهي چهارايواني ، حياط مرکزي ، محوري ، تقسيم هندسي سطوح ( شطرنجي ، صليبي و ... ) مي باشد .
به همين خاطر تمايزات و تفاوتهاي ناشي از عملکرد و کاربريهاي مختلف ، چندان برجسته نيست . همين ويژگي الگويي در موسيقي ايراني و بداهه پردازي‏ها بر اساس انگاره هاي مشخص ملوديک سبب مي شود که هر گونه شباهتي در اصوات و فواصل ناشي از آنها در مقام ها ( براي مثال همايون و بيات اصفهان ) اهميت زيادي نداشته باشد و مهم اين است که آيا الگوهاي ملوديک که با عطف به آنها موسيقي هنگام اجرا خلق مي شود ، يکسانند و يا متغير و متفاوت .
سلسله مراتب در کشف فضاي معماري و موسيقي ايراني

بر اساس سلسله مراتب ، اولين رويارويي با فضاها از طريق شناسه ها و نشانه هاي بيروني بنا ( چون بادگيرها و مناره ها به عنوان عناصر عمودي ، گنبدها و ... ) ايجاد مي گردد . در مرحله ي بعدي از درک و آشنايي با فضا ، ورودي ها هستند که کاشف فضا را در مرحله ي اصلي ارتباط فضاي بيرون و درون قرار مي دهند ، يا به عبارتي ديگر ، دعوت از فضاي بيرون به درون از طريق ورودي و تناسبات و عناصر آن ايجاد مي شود .
به همين منظور در معماري ايراني ، ورودي از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد و اغلب مورد تأکيد فراوان قرار مي گيرد . در بناي معماري اي که از الگوي حياط مرکزي پيروي شده است ، پس از عبور از ورودي به صحن مرکزي حياط ، اغلب به خاطر توجهي که معمار ايراني به فضاي درون داشته است ، نماهاي داخلي و رواق ها و ايوانها به بهترين شکل ممکن طراحي و پرداخت شده است .
اين سلسله مراتب طراحي فضا و گزينش مکان براي عناصر تعريف کننده با آن و قرارگيري الگوها در انتقال به فضاي دروني بنا ادامه مي يابد و همواره به همان اصولي که اشاره شد ( ورودي ، تقسيم راه ، تغيير مسير ، توقف به منظور تعيين جهت ، حرکت و بهره وري بصري و جز اينها ) وفادار مي ماند .

[تصویر:  ?di=1113379379116]


اصل سلسله مراتب در موسيقي ايراني چه در جايگزيني الگوي فرمهاي موسيقي و چه در ترتيب قرارگيري گوشه هاي رديف دستگاهي مورد توجه بوده و غالباً به صورت زير مي باشد :
- فرم پيش درآمد ( يک قطعه ي سازي با ريتم ثابت و تصنيف شده که در آغاز دستگاه موردنظر قرار مي گيرد )
- درآمد ( مهمترين گوشه ي دستگاه موردنظر که معرف مقام و مد اصلي آن بوده و هويت دستگاه را مشخص مي سازد)
- گوشه‏هاي بعد از درآمد
- فرم چهار مضراب ( قطعه اي سازي که مي تواند داراي تمپو و ضربهاي متفاوت 4/2 ، 8/6 ، 16/6 ، 16/12 و ... باشد)
- فرم تصنيف ( قطعه ي موسيقي با وزن مشخص که بر روي کلام يا شعر ساخته مي شود)
- فرم ضربي ( يک پاساژ يا يک قطعه ي کوتاه آوازي که به صورت بداهه سرايي در اجزايي گنجانده مي شود که ضرب آزاد نداشته و با الگوهاي ثابت وزني دو ضربي ، سه ضربي ، چهار ضربي و ... تنظيم مي شود)
- فرم رنگ (قطعه اي سازي که در آخر مجموعه قرار گرفته و در ميزانهاي 4/2 ، 4/3 و 8/6 و ... که حالتي از رقص و سماع را در شنونده برمي انگيزد)
2. درک بصری از اصوات (رابطه‌ای دو طرفه‌)
درک بصری از اصوات و امواج محیط پیرامون و طبیعت، در آفریدن هر دو دخیل هستند. برای مثال موسیقی بودائی‏هایی که در فراز قله‏های چین و میان انبوهی از درختان آنرا خلق کرده اند و امروز حتی به عنوان موسیقی ریلَکسِیشِن)‏relaxation‏) از انها استفاده می شود، به نوعی به وزش باد، یا ابری که میان دره‏ها پرواز می کند، شباهت دارد. موسیقی هوی متال (‏Heavy metal) این سبک از موسیقی در اصل برای اعتراض و بیان نابسامانی‏ها و ناامنی‏ها بوجود آمده است. اکنون خواننده با صدایی عصبانی و شاید محزون از این اوضاع شکایت می‏کند. صدای هارش گیتار و ریتم، صدای ماشینهای موتوری و انبوه آسمان خراش‏ها را به یاد شما می آورد. این موسیقی خیلی خوب به این وضع اعتراض می‏کند.

3. خلق یا تداعی فضا
برخی از موسیقی‏ها و یا سبک‏ها، ذاتا روح فضاسازی، تجسمی و تصویری دارند. موسیقیدان با چیدن ملودیها، و زیر صداهای مخصوص خود، و آمیختن آن با هنر تنظیم منحصر به فرد، برای شما یک فضا و حالت کاملا مجازی و تخیلی ایجاد می‏کند. این فضا و حالت می تواتند خوشایند، آرامش دهنده، توهم زا، استرس آور و یا رعب انگیز باشد. موسیقی متن فیلم های جنایی یا ترسناک از این قائده بهره می گیرند و ترس و هراس شما را با این ترفند چندبرابر می کنند.
موسیقی اصیل ایرانی با اینکه به قول استاد حسین علیزاده تصویری نیست، ولی باز خاطره اماکن و شهرهای مختلف را زنده می کند.

4. انتخاب سازها و جنس صدا
مانند فلوت آمریکای لاتین که‌ صدایی تخیلی و آسمانی دارد و احساسی متفاوت در مکان را در ما ایجاد می‏کند.

5. خاطره‌ و انتقال اطلاعات

موسیقی فولکلور و اصیل ایرانی با اینکه فضاسازی نمی‏کند ولی اطلاعات خوبی را به ذهن انسان وارد می‏کند.
تمام این موارد بر ذهن معمار موثر واقع می‏شوند و در خلق فضا موثر هستند.

6. طراحی فضا با توجه‌ به‌ نیاز موسیقی در اجرا و شنیدن بهتر آن
ساختمان اپرای سیدنی به دلیل اکوستیک قوی ان-که امواج صوتی را در کمتر از۲ ثانیه مستهلک می کند- شهرت دارد.

آکوستيک و معماري:
هارموني صوتي همانند هارموني تصويري ، تضميني براي لذت زيبايي شناسي است. سکوت وظيفه ي معماري است تا صداي فضا در آن طنين افکند. به سبب اشکالات بيشمار و پيچيدگي مسائل مربوط به انتشار صدا در فضاي سرپوشيده (تالارها ) ، ناچار اين گونه مطالعات به کمک روشهاي ساده شده اي که راه عملي براي نيل به هدف را به سهولت ميسر مي سازد ، انجام مي گيرد و ساده ترين راه براي بررسي ترسيمي و مطالعات آکوستيکي بر روي اسکيس ساختمان تالار ، فرضيه ي پرتو صدا و انتشار خطي امواج آکوستيکي است .
صداي هوابرد و کوبه اي
شناسايي تفاوت صداي هوابرد و کوبه اي براي يافتن راههاي مبارزه با صداي آزاردهنده و ميرايش آنها بسيار مهم مي باشد زيرا پخش انرژي آکوستيکي براي اين دو يکسان نيست و براي هر يک شرايط پخش و يا پيشگيري جداگانه اي وجود دارد .


[تصویر:  Music8.jpg]

چند نمونه از صداي کوبه اي


[تصویر:  ?di=8133793919816]

چند نمونه از صداي هوابرد




انتشار صدا و تباهي آن:
چگونگي انتشار صدا در يک فضاي باز که ديواري آن را محدود نکرده باشد ، تنها بستگي به ساختمان هندسي سرچشمه دارد ؛ از اين رو کاهش شدت صدا – انرژي آکوستيکي که در هر ثانيه از يک مترمربع مي گذرد – که با فاصله ي آن از سرچشمه بستگي پيدا مي کند و تنها تابع ابعاد هندسي آن است و به فرکانس بستگي ندارد ، تباهي هندسي انتشار صدا ناميده مي شود . فزون بر تباهي هندسي صدا کاهشهاي ديگري مانند تباهي در فضا – تباهي هوا ، تباهي بخارآب و مه ، تباهي باد و ... – يا تباهي در زمين – تباهي در گل و گياه – نيز به شدت صدا را مي کاهند ؛ از اين رو براي پيشگيري از آزار صدا ( نوفه ) با بهره گيري از تباهنده هاي نامبرده يا تباهنده هاي ويژه ي ديگر – مانند ديوارکهاي بازدارنده يا گذاردن سرچشمه در ژرفاي زمين – کوشش مي گردد که آزار نوفه کاهش يابد
براي بررسي تباهي هندسي مي توان سرچشمه هاي صدا را به سه دسته ي نقطه اي ، خطي و سطحي تقسيم کرد . سرچشمه ي نقطه اي به سرچشمه هايي گفته مي شود که اندازه هاي سرچشمه ي صدا در برابر طول موج ناچيز باشد مانند يک نفر گوينده ، يک بلندگو ، بيشتر تکنوازيها ؛ که در آنها امواج آکوستيکي از همه جهات منتشر مي گردند و مي توان امواج را کراتي در نظر گرفت که سرچشمه درمرکز آنها قرار دارد . از اين رو در چنين ميداني شدت انرژي آکوستيکي و فشار صدا با افزايش فاصله ، کاهش مي يابد .
آزار نوفه
نوفه هاي تأثيرگذار بر ساختمان را مي توان به قسم زير دسته بندي کرد :
1) نوفه ي خارجي : نوفه هايي که توسط پوسته ي خارجي و ديواره ها و پنجره هاي بيروني يک ساختمان وارد مي شوند ؛ مانند نوفه ي ترافيک هوايي – سر و صداي ناشي از پرواز هواپيماها بخصوص در حوالي فرودگاههاي تجاري و نظامي ، نوفه ي صنايع – ايجاد شده به وسيله ي کارخانجات بزرگ و کوچکي که در گوشه و کنارشهرها پراکنده اند از جمله فلزکاري ، کفاشي و نساجي ، نوفه ي ترافيک زميني – براي بررسي دقيق آن بايد نوع وسيله ي موتوري ، سرعت حرکت آن و فواصل حرکت را نيز در نظر گرفت ، نوفه ي ترانسفورماتور – تراز نوفه ي ترانسفورماتورمتناسب با قدرت نامي آن مي باشد ، نوفه ي راه آهن – نوفه ي راه آهن در فرکانسهاي بم ، انرژي کمتر و در نتيجه مزاحمت کمتري نسبت به نوفه ي موتوري دارد ، نوفه ي محيط مسکوني .
2) نوفه ي داخلي : نوفه هايي که از فضاهاي همجوار به گوش مي رسند ؛ مانند نوفه ي وسايل خانگي.
3) نوفه ي تجهيزات و تأسيسات ساختماني : مانند نوفه ي تهويه.

فرم:
در مورد تعيين فرم كلاسها، نخستين نکته اي که بررسي مي شود ، نسبت طول و عرض و ارتفاع به يکديگر مي باشد . ابعاد و فرم بايد طوري انتخاب گردد که حتي الامکان امواج ، يکنواخت پخش گردند و اين خود مستلزم اجتناب از ابعاد صحيح مي باشد

مصالح آبسوربنت:
براي ايجاد آکوستيک مطلوب در تالار ، بايد واخنشي مناسب وجود داشته باشد و اين امر در صورتي عملي است که علاوه بر غيرقرينه و غيرهندسي بودن فرم كلاسها ، سطوح، نيز ناهموار ساخته شده و مصالح آبسوربنت ( جذب کننده ) به طور درهم در تالارها و كلاسهاي موسيقي به کار گرفته شود .
موادي که براي آبسورپسيون به کار برده مي شوند انواع مختلفي دارند و شناسايي مشخصات آنها ، نوع کاربردشان را تعيين مي نمايد .
ايزولاسيون پنجره ها
در ساختمانها پنجره ها ، همواره نقطه ضعف ايزولاسيون صداي هوابرد و نوفه بيرون – نوفه ي ترافيک و نوفه ي صنايع و ... – مي باشند ؛ رسيدن به بالاترين حد ايزولاسيون در پنجره هاي بازشو خود تابع نکات زير است :
شيشه‏ي دوبل از دو شيشه به ضخامتهاي گوناگون ، فاصله ي کافي ميان شيشه ها ، آب بندي کافي با چارچوب و چسبندگي کافي شيشه ها به قاب پنجره ، به کار بردن خمير پلاستيکي کشسان براي محکم کردن شيشه ها ، ساخت پنجره و نصب آن.
چنانچه در ساختمان پنجره از آهن يا فلزات ديگر نيز استفاده گردد تأثير چنداني در ايزولاسيون آن ندارد .
با وجود رعايت نکات ايزولاسيون در ساختمان پنجره ها ، حداکثر ايزولاسيون آن معادل يک ديوار ساده ي سبک مي گردد و از اين رو پنجره همواره نقطه ضعف ايزولاسيون بنا مي باشد .
ايزولاسيون صداي آسانسور، ايزولاسيون دودکش ها، ايزولاسيون لوله کشي ها، ايزولاسيون سقف در برابر صداي پا، ايزولاسيون صداي کوبه اي، ايزولاسيون کانالهاي تهويه، ايزولاسيون کانالها و شيارها، ايزولاسيون کلاسهاي تدريس موسيقي، ايزولاسيون صداي آسانسور

طراحي اتاق‌هاي تمرين موسيقي، طراحي تالار کنسرت، طراحي مدرسه موسيقي

طراحي كلاسها
براي طراحي كلاسها بايستي از اصول تئوري ذکر شده ، نتايجي به منظور رسيدن به بهترين راه را با توجه به تجربيات گذشتگان براي تعيين فرم و حجم و پوشش ديوارها به دست آورد .عوامل اصلي که براي طراحي موردنياز مي باشد ، عبارت است از : حجم ، فرم و پس آوا

تالار کنسرت رويال فستيوال هال لندن
معمار: ROBERT MATTHEW
آکوستيک : P. H . PARKIN ' HOPE BAGENAL

[تصویر:  Music10.jpg]

اين تالار باگنجايش 2400 نفر و 22000 مترمکعب حجم ، يکي از بزرگترين تالارهاي کنسرت دنيا محسوب مي گردد . بزرگي ابعاد اين تالار را مي توان در اين جمله خلاصه کرد که فاصله ي صحنه تا آخرين رديف 45 متر است که به همين دليل مجبور بوده اند که شيب کافي براي رعايت نکات آکوستيک و اپتيک در نظر بگيرند .


[تصویر:  Music11.jpg]


همانگونه که ازاشکال به خوبي مشهود است به منظور پخش يکنواخت صوت در کليه ي نقاط تالار چهار رفلکتور بزرگ چوبي بر بالاي صحنه ( سکوي ارکستر) نصب گرديده است . سقف کاذب اين تالار را نيز طوري بنا کرده اند که هم پخشايي را زيادتر مي نمايد و هم پخش انرژي آکوستيکي را در بالکن و رديفهاي عقب بيشتر مي نمايد ؛ همچنين با ساختن بالکنهاي جانبي برجسته اي که ضمنا˝ هيچ نوع تقارني هم ندارند براي ازدياد پخشايي ميدان آکوستيک اقدام گرديده است .
پس آوای اين تالار در حالت پر و خالي چندان اختلافي با هم ندارد ؛ علت کاهش واخنش در فرکانسهاي کم ، وجود سطوح پوسته‏اي فراوان در گوشه و کنار تالار مي باشد .


[تصویر:  Music12.jpg]







اتاق موسیقی کاخ عالی‌قاپوی اصفهان که شبیه اتاق‌های استودیوهای موسیقی امروزی، دیوارهایش آکوستیک است. طراحی علمی این سقف و دیوارها به پخش مناسب و اکوی صدای ساز نوازندگان دربار صفوی کمک می‌کرد و موسیقی را در تمام سالن به خوبی پخش می‌کرد

7. رابطه‌ مستقیم بین عدد (طول و عرض و ارتفاع) در معماری و فواصل و اختلاف صدا در موسیقی
مهمترین رابطه‌ را می‏توان در این بند جستجو نمود که‌ به‌ شرح زیر می‏باشد.
نقش رياضيات و تناسب در معماري و موسيقي
معماري و موسيقي هر دو موجوديتي نيمه مادي نيمه معنوي دارند و در ايجاد آنها بيش از حس بينايي و لامسه و شنوايي ، عقل و اعداد و محاسبه دخيل هستند .
کاربردهاي رياضي و يا حتي گاهي نظريه هاي فيزيکي را در موسيقي مي توان به کار برد ، بين موسيقي و اعداد پيوند نزديکي وجود دارد ؛ از مجموع انديشه ي رياضي ، که در موسيقي حاضر و ناظر است و حتي در برخي موارد نيز نسبت به رياضيات در مراحل پيشرفته تري است ، به سهولت مي توان استفاده کرد . کشش اصوات ، فواصل موسيقيايي ، جنبش و حرکت ( تمر يا طنين ، در آخرين نوع تحليلي اش ) نيازمند رياضيات است . فاصله ي يک صوت به گونه اي عددي – رياضي پي ريزي مي شود ... تا بتواند به همان شرط الزام آور تناسبها و وحدت صوتها که خاستگاه پايه اي يک اثر موسيقيايي است ، پاسخ گويد .
منظور از تناسب در معماري ، نسبتي است که بيان کننده ي رابطه ي بين دو يا چند اندازه است .

براي تناسب تعاريف مختلف قائل شده اند و اصولا˝ مي توان دو نوع تناسب را مشخص کرد : تناسب رياضي و تناسب هندسي . تناسب رياضي براساس يک واحد با مقدار ثابت است و گوياي نسبت عددي هر اندازه ي ديگر به اين واحد يا مدول است . به عنوان مثال نسبت قطعات در يک معبد يوناني بر اساس اين واحد يا مدول محاسبه مي شود . نسبت طلايي که لوکوربوزيه هم مدولر خود را بر اساس آن تهيه کرده است ، نمودار يک تناسب هندسي است . اين نسبت که اولين بار اقليدس به شرح آن پرداخته است ، به اين ترتيب به دست مي آيد که يک پاره خط به گونه اي به دو قسمت مي شود که نسبت قطعه ي کوچکتر به قطعه ي بزرگتر برابر نسبت قطعه‏ي بزرگتر به تمامي پاره خط مي باشد . تجربه ثابت کرده است که اگرنسبت بين طول و عرض آن برابر نسبت طلايي باشد ، متناسب ترين شکل مستطيل به نظر مي رسد و اين بدان معني است که نزديکترين فرم را به زيباترين فرمي که يک انسان متعارف در ذهن خود تصور مي کند دارد .

[تصویر:  Music14.jpg]

[تصویر:  ?di=2133793982614]



فرم يا صورت اساسا˝ تابع سبک نيست اما استفاده از آن در ارتباط با زمان است اما تناسب بر خلاف آن جهاني بوده و زمان نمي شناسد . يک مثال خوب در اين زمينه ، تشابه نسبتهاي رعايت شده در دو ويلا ، يکي ساخته ي پالاديو – ويلاي پالاديو در مالکونتنتا در نزديکي ونيز – و ديگري اثر لوکوربوزيه – ويلايي در گارچس – است ؛ عليرغم تفاوتهايي که در شکل ظاهري اين دو ساختمان وجود دارد ، هم پالاديو و هم لوکوربوزيه از نسبتهاي 4 : 3 ، 4 : 4 ، 6 : 4 ( يا به صورت ديگر 3/1 : 1 ، 1 : 1 ، 2/1 1 : 1 ) استفاده کرده اند که استفاده از همين اعداد به عنوان نسبت زماني در موسيقي ، ضرب آهنگي کاملا˝ مطبوع ايجاد مي کند .

[تصویر:  Music15.jpg]



+نسبت‏ها و هارمونی:
تناسب‏های معماری منحصرا در حیطه‌ معماران نیست. روابط مستقر در طبیعت در موسیقی هم متظاهر می‏شوند. معمارانی که‌ این هارمونی را بکار میگیرند صرفا تناسب‏های موسیقی را در معماری ترجمه‌ و تطبیق نمی‏کنند، بلکه‌ آن هارمونی جهانی را بکار می‏گیرند که‌ در موسیقی تظاهر می‏کند.
فیثاغورث دریافته‌ بود که‌ هارمونی موزیکال از طریق تناسب بین اعداد کامل کوچک مشخص می‏شوند. چنانچه‌ در شرایط مساوی دو تار صوتی (طول یکی دو برابر دیگری) همزان مرتعش گردند صدات تار کوتاه‏تر یک اکتاو بالاتر از آن دیگریست. حال اگر طول تارها به‌ نسبت 3/2 باشد اختلاف صدا یا زیر و بمی آن به‌ اندازه‌ 5/1 است و چنانچه‌ در رابطه‌ 4/3 قرار گیرند اختلاف ارتفاع تن یک چهارم خواهد بود. بنابراین هم‏آوایی که‌ اساس موسیقی یونانی را پایه‌‏گذاری می‏کند یعنی اکتاو و بنجم و چهارم را می‏توان از طریق روند تصاعدی 4/3/2/1 نشان داد. همچنین دو آکورد ترکیبی 3/2/1 و 4/2/1

مثال: بنای سن فرانسیسکو دلا وینیا
نمازخانه‌: طول 9 پا ، عرض 6 پا یعنی نسبت 3/2 حفظ شده‌ که‌ همان فاصله‌ پنجم در موسیقی است.
نسبت طول و عرض شبستان در اصطلاح موسیقی 27/9 تعیین می‏کند که‌ این تناسب تشکیل یک اکتاو و فاصله‌ پنجم طبیعی را می‏دهد. 29/18/9 که‌ 18/9 برابر 1 اکتاو و 27/18 برابر با یک پنجم در موسیقی است
تناسب بین نمازخانه‌ بزرگ و کوچک 6/3 است یا یک اکتاو و رابطه‌ بین عرض ورودی و شبستان اصلی 4/3 است که‌ شامل 4/1 اختلاف صدا در موسیقی است.
یا روش محاسبه‌ ارتفاع بر پایه‌ طول و عرض:
فرض کنیم که‌ طول و عرض یک اتاق 6/12 باشد ارتفاع آن 9 خواهد بود

طبق فرضیه‌ عددی فیثاغورث عدد 3 اولین عدد واقعی است که‌ مربع و مکعب عدد 3 شامل آکوردهای جهانی می‏گردند. هارمونی جهانی را با یک ردیف هفت نمره‌ای 27 ، 9 ، 8 ، 4 ، 3 ، 2 ، 1 نشان می‏دهند زیرا رابطه‌ این اعداد نه‌ تنها شامل هارمونی موسیقی می‏شود بلکه‌ موسیقی غیر قابل شنیدن سماوات و بنیاد روح بشر را نیز دربرمی‏گیرد.



باتشکــــــــــر از جناب آقای فرهاد نعمت‏پور
.

+در هر 3 ثانیه یکی تو دنیا می میره ...

1،2،3 الان یکی مرد!!!

یادت باشه یکی از این سه ثانیه ها سهم ماست !!!

پس قبل از اینکه به 3 برسی قدر همه اون چیزایی که تو زندگیت داری و بدون"

یک . . . دو . . . سه . . .



.
پاسخ
 سپاس شده توسط احسان نظری ، حمید رضا نظری ، سجاد مقدس پور ، بهروز کریمی ، مجید جلیلی ، farzaneh ، invtw
#5
[تصویر:  1628634570603940191710201114161911.jpg]


+مارکو دانلوزو Mirko Daneluzzo از طرح خود برای یک مرکز موسیقی که به روی اسکله ی تورنتو واقع شده ، پرده برداری کرد. بخش مشهود از خط آسمان شهری، جنبشی را که در صحنه ی مرکز موسیقی در حال ایجاد است را نمایش می دهد. این پروژه از ساختمان صنعتی مالتینگ سیلوس Malting Silos کانادا که قبلا وجود داشته برای تبدیل آن به فرمی معاصر از یک برج دریایی با کاربری فرهنگی، استفاده می کند.

این پروژه توسط یک سری از لایه های تعبیه شده که دارای کیفیت های مختلف اجرایی هستند، تعریف شده است ، که به اصلاح شخصیت ساختمان به عنوان یک وجود یکپارچه که در سرتاسر فضا جاری می شوند ، می پردازد. لایه های سیستم مجموعه ای از تجربیات موسیقی، از تیپولوژی نیرومند سالنها تولید می کند .که توسط هندسه ای تمیز مشخص می شود. هندسه جهت مطابقت پیدا کردن با فضاهای میانی، موسسات آموزشی و پژوهشی، و بهم پیوسته شدن پروژه با محیط اطراف، فرسایش یافته است .

این مکان به شما چیزی برای ساخت متنی جهت طراحی منحصر بفرد می دهد: تورنتو بواسطه ی زمستان شدید و تابستان گرم شناخته شده است، پس لایه ی خارجی به عنوان پوسته محافظتی در فصل زمستان کار می کند ،که این را سپاسگزار شکل گیری آهسته موانع یخ ساخته شده میان فاصله ها است. گیرنده های باد نیز اجازه تهویه طبیعی در تابستان را می دهند. هندسه ی فرسایش یافته با ایده ی زیبایی شناسی " مات" سر و کار دارد: مات مختوم کننده ی راکد بودن و مسطح بودن، بدون سطوح درخشان است. سطوح مات و بی جلا زنگار زمان را در خود جمع نموده ، زمینه را جذب می کند، و خودش هم یک زمینه می شود.


[تصویر:  16286345706041085012502011301685011.jpg]


مرکز موسیقی در اسکله تورنتو


[تصویر:  16286345706043460739352011541660711.jpg]


[تصویر:  1628634570604451975360201151619711.jpg]


[تصویر:  16286345706045885779452011181685711.jpg]




.

+در هر 3 ثانیه یکی تو دنیا می میره ...

1،2،3 الان یکی مرد!!!

یادت باشه یکی از این سه ثانیه ها سهم ماست !!!

پس قبل از اینکه به 3 برسی قدر همه اون چیزایی که تو زندگیت داری و بدون"

یک . . . دو . . . سه . . .



.
پاسخ
 سپاس شده توسط احسان نظری ، محمد جواد رضایی ، مجید جلیلی ، سجاد مقدس پور ، farzaneh ، invtw
#6


+عالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــى قاپو :


در غرب ميدان امام و روبروی مسجد شيخ لطف الله عمارتی سر بر افراشته که به عنوان يکی از مهمترين شاهکارهای معماری اوائل قرن يازدهم هجری از شهرتی عالمگير برخوردار است.
با توجه به منابع و مأخذ موجود درباره سلسله صفوی و همچنين با در نظر گرفتن بررسی های انجام شده در مورد اين ساختمان زيبا و رفيع چنين استنباط می گردد که کاخ عالي قاپو دروازه مرکزی و مدخل کليه قصرهائی است که در دوران صفويه در محدوده ميدان امام احداث شده اند.
این قصر كه نمونه منحصر به فردى از معمارى كاخهاى عهد صفوى است، در اوایل قرن یازدهم هجرى به فرمان شاه‏ عباس اول ساخته شد و شاه صفوى سفراء و شخصیت هاى عالى‏قدر را در این كاخ به حضور مى‏پذیرفته است. این كاخ داراى 5 طبقه است كه هر طبقه تزئینات مخصوص دارد. در زمان شاه‏ عباس دوم به بناى اصلى افزوده شده و شاه و میهمانانش از تالار همین عمارت، مناظر و چوگان و چراغانى و آتش‏بازى و نمایش هاى میدانى را تماشا مى ‏كردند . این‌ قصر كه‌ «دولتخوانه‌ مباركه‌ نقش‌ جهان‌» و «قصر دولتخوانه‌» نام‌ داشت‌، نمونه‌منحصر به‌ فردی‌ از معماری‌ كاخ‌های‌ عهد صفوی‌ است‌. مینیاتورهای‌ هنرمندانه‌ رضاعباسی‌،نقاش‌ معروف‌ عهد شاه‌عباس‌، نقاشی‌های‌ گل‌ و بوته‌، شاخ‌ و برگ‌، اشكال‌ وحوش‌ و طیور و گچ‌ بری های‌ زیبای‌ آن‌ به‌ شكل‌ انواع‌ جام‌ و صراحی‌ در تاق‌ها و دیوارها تعبیه‌ شده‌ است . گچ‌بری های‌ اتاق‌ صوت‌ با هدف‌ آكوستیك ‌طراحی‌ و اجرا شده‌اند تا نغمه‌ها و صداها به‌ طور طبیعی‌ و دلنشین‌ شنیده‌ شوند

[تصویر:  5-1.jpg]
كاخ عالى قاپو سه طبقه و هر طبقه منقسم به دو طبقه اطاق است كه در واقع شش طبقه می شود و چون از بام طبقه آخر میتوان تمام مناظر شهر را دید خود بام را هم یك طبقه حساب كرده‏ اند و می گویند عالى قاپو هفت طبقه است ارتفاع آن 48 متر و در 28 مترى داراى ایوان بزرگى است كه در میان ستون هاى آن حوض مسى قرار دارد كه آب از آن فوران می كرده است. گچبرى و نقاشیهاى عالى اطاق‏ ها متعدد آن هر بیننده را خیره می كرده و اكثر گچبری ها بشكل بطرى و شیشه‏ هاى شراب است. این كاخ در غرب میدان شاه است كه عرصه آن 386 متر طول و 140 متر عرض است در مقابل عالى قاپو مسجد شیخ لطف الله در شرق میدان واقع شده است.

[تصویر:  1%20%281%29alighapu.jpg]

آنچه عالي قاپو را در عداد آثار باشکوه و بسيار نفيس قرار داده است علاوه بر مينياتورهای کار هنرمند معروف عصر صفوی رضا عباسی، گچبری های آخرين طبقه است که تالار آن به «اتاق موسيقی» يا «اتاق صوت» نيز معروف است. در اين قسمت از کاخ شکل انواع جام و صراحی در ديوار تعبيه شده است ساختن و پرداختن اين اشکال به غير از نمايش زيبائی و خلاقيت و ابتکار هنرمندان گچکار برای اين بوده است که انعکاسات حاصله از نغمه های نوازندگان و اساتيد موسيقی به وسيله اين اشکال مجوف گرفته شود و صداها طبيعی و بدون انعکاس به گوش برسند.

[تصویر:  403-aali-gaapou-isfahan-1268636827-1.jpg]
.

+در هر 3 ثانیه یکی تو دنیا می میره ...

1،2،3 الان یکی مرد!!!

یادت باشه یکی از این سه ثانیه ها سهم ماست !!!

پس قبل از اینکه به 3 برسی قدر همه اون چیزایی که تو زندگیت داری و بدون"

یک . . . دو . . . سه . . .



.
پاسخ
 سپاس شده توسط احسان نظری ، farzaneh ، invtw


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 2 مهمان