درود مهمان گرامی! ثبت نام

اولين دوره مسابقات کشوري سازه هاي ماکاروني کاپ آذربايجان

کاپ آذربايجان

ثبت نام کارگاه ثبت نام مسايقات پوستر

>بستن اين پنجره<

این یک اطلاعیه همگانی است!


امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تعریف کانسپت
#1

+یکی از مهمترین چالشهای انسان امروز حصول معنا ودرون مایه ای عمیق برای پدیده های اطرافش است. معماری به عنوان هنری برای ساختن از همان آغازین بارقه های مطرح شدنش در جوامع انسانی ، سرشار از مفاهیم و معناهای طبیعی بوده است ، شاید آن روزها الهام بشر از عوامل طبیعی معنای کانسپت امروز را نداشت ،اما اثری ماندگار بر ذهن انسانها گذاشت و در طی قرنها رو به تکامل نهاد.امروز روز طراح در جستجوی کانسپت جدید برای خلق فضایی تازه است و این که از کجا به آن برسد ،پروسه ای قابل بحث برای طراحان امروز گشته است.- فرآیند طراحی : « فرآیند طراحی در واقع مجموعه مراحلی است که یک طراح به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه برای دست یافتن به راه حل مسئله طی می کند در حقیقت آنچه مهم است و مورد بررسی این درس نیز قرارگرفته خود طراحی نیست بلکه فرآیند انجام آن است .»- طرح واره : « طرح واره را می توان مجموعه منظم فعالی از تجربیات گذشته و بنیان فکری طراح برای سازمان دادن و تفسیر وقایع آینده دانست .»کانسپت مفهوم تصویر ذهنی درونی شده است .طراحان تعابیر گوناگونی از قبیل طرح واره ، کانسپت ، پارتی ، مولد اولیه ، ایده بزرگ ، نگاره ها ، .... را برای این منظور به کار می برند .این چیزی که به ذهن طراح هجوم می آورد در یک لحظه خاص و افکار او را منسجم می کند و او را به پیش می برد در حقیقت همان تفکر مولد یا تفکر مهیج نامیده می شود .طراحی از یک سوال آغاز می شود و روند حرکت طراحی در ذهن صورت می گیرد مسئله شناسایی و تجزیه و تحلیل می شود و اطلاعات مختلف اسکیماها به ذهن او هجوم می آورد و در زمانی در ناخودآگاه انسان چیزی ایجاد می شود که در حقیقت جواب کامل مسئله و یا راه حل نهایی سوال نمی باشد می توان گفت همان ایده محوری است که فرآیند طراحی را شکل می دهد . گاهی چون پیاله مقدس برای طراح است .یکی از حساس ترین مراحل روند طراحی انتخاب کانسپت است . تولد یک طرح واره مشخص نیست شاید در آغاز پروژه به صورت یک حس اولیه و یا انتهای پروژه در جزئیات اجرائی مشخص شود ولی در نهایت کانسپت یک دید کل نگر است که اجزای پروژه را سازماندهی می کند.شاید در اینجا بحث بر سر این نیست که کانسپت غلط یا درست کدام است بلکه می توان به این نتیجه رسید که در فرآیند طراحی مرحله تولد و برخورد با کانسپت باید موجود باشد و یا حتی ممکن است در مرحله ایده اصلی ما را به بن بست برساند در این حالت طراحان با تفکر خلاق به تغییر و یا بازنگری می پردازند . پس در طراحی می توان از میان ایده های مختلف و متعدد ایده ای را به عنوان ایده محوری برگزید .اصولا کانسپتی در طراحی موثر است که قدرت و انرژی کافی داشته باشد که تا آخرین مراحل روند طراحی با طراح همراه باشد بخصوص هنگامی که طراح خسته و دلزده از طراحی می شود .مولد اولیه نقش تغذیه تفکر طراح را به عهده دارد .سرچشمه کانسپت را شاید بتوان سه چیز دانست . اول می تواند از جوهره اصلی مسئله و موضوع شکل گیرد .دوم قیود بیرونی ، عوامل محیطی و یا زمینه طرح می تواند منبعی برای تولد ایده محوری طراحی باشد .سوم می توان طراح یا در حقیقت اصول راهنمای آنان را در هر پروژه زمینه ای برای شکل گیری کانسپت دانست .طراح از تفکر خلاقانه و ایجاد راه حل های بدیع برای حل مسئله ، به منظور رسیدن به ایده ها و دست یابی به کانسپت طرح استفاده می کند .از میان عوامل مختلفی که طراح را به دست یابی طرح واره ای در ذهن رهنمون می شود، می توان کانسپت قیاسی ، استعاری ، جوهری ( جنبه های ذاتی ) ، برنامه ای ( پاسخ عملکردی ) و ایده آل گرا ( ارزش های مطلق ) را نام برد. .... هیچ چیزی نمی تواند از هیچ بوجود آید .هنر به مانند پنجره ای است که انسان آن را می گشایدتا فضای خانه را با طراوت و نسیم زیبای بیرون دلنشین تر کند .


[تصویر:  2.jpg]


santiago calatrava /سانتیاگو کالاتراوا


+سانتیاگو کالاتراوا در ۲۸ ژولای ۱۹۵۱ در شهر والنسیا در کشور اسپانیا متولد شد. کالاتراوا یک نام اشرافی است که از شوالیه های قرون وسطایی گرفته شده است.خانواده کالاتراوا دارای صادرات کشاورزی وسیعی بودند که این امر در زمان دیکتاتوری ژنرال فرانکو بسیار نادر بود ودارای وضع مالی خوبی بودند.کالاتراوا دوران ابتدایی را در والنسیا گذراند و موقعی که ۸ سال داشت به مدرسه هنر و صنعت وارد شد در آنجا مهارتهای فرمی کشیدن و نقاشی کردن را یاد گرفت.وی دوران تحصیل خود را در والنسیا به پایان رساند و به پاریس رفت و در رشته بوم شناسی ثبت نام کرد ولی به زودی فهمید که علاقه ای به آن ندارد.او سپس به والنسیا باز گشت ودر دانشکده تکنیکهای ساختمانی والنسیا ثبت نام کرد.و تحقیقات و تالیف هایی نیز در این دانشکده داشت. ولی قانونهای محکم ریاضی و استفاده معماران قدیمی از ریاضی او را به سوی استفاده از این رشته در معماری سوق داد…معمار – مهندس – هنرمند اسپانیایی سانتیاگو کالاتراوا برنده مدال طلای ۲۰۰۵ موسسه آمریکایی معماران AIA است.


[تصویر:  calatrava3.jpg]

از پروژه های اجرا شده کالاتراوا می توان از توسعه موزه هنر میلواکی (Milwaukee) ، پل معلق Sundial ، کالیف ( Calif ) و استادیوم المپیک تابستانی ۲۰۰۴ آتن نام برد. همچنین کالاتراوا در حال طراحی مرکز حمل و نقل مرکز تجارت جهانی “WTC”و برج “Turning Torso” سوئد است.
فرم های کالاتراوا با عنوان “elemental and lyrical” خوانده می شود که شاید بتوان آن را در فارسی به “خالص و موسیقیایی” تعبیر کرد.
او شصت و یکمین برنده مدال طلایAIA است و مدال طلای خود را در۱۱ فبریه ۲۰۰۵ طی مراسمی در موزه ملی ساختمان واشنگتن دریافت خواهد کرد.

سانتیگو کالاتراوا ، مهندس هنرمند معمار ، کسی که بلند پروازیهای شاعرانه ساختمانها و پل هایش کوله باری از تحسین بین المللی را به همراه داشته است . در دوم دسامبر امسال منتخب هیئت AIA جهت دریافت مدال طلا شد . این مدال بزرگترین افتخار این موسسه است که به شخصی اعطا می شود . دریافت مدال طلا یعنی تصدیق و برسمیت شناختن شخصی است که او کاری با پشتوانه با معنی که بیشترین تاثیر ماندنی را بروی تئوری و عمل را در معماری داشته است .

کالاتراوا این هدیه را به همراه مدال از موسسه معماری آمریکا در یازدهم فوریه ۲۰۰۵ در محل ساختمان موزه بین المللی در واشنگتن DC دریافت داشته که این خود تاکیدی بر هنر معماری وی می باشد . وی پس از نشست هیئت AIA گفت وقتی این خبر در زوریخ و از طرف مدیر ایوژنس هاپکینز به من رسید گفتم ” شگفت آور است . متشکرم . من خیلی احساس افتخار می کنم ” و در هنگام دریافت جایزه گفت (( من سعی خواهم کرد در این سطح افتخار برای باقیمانده مسیر زندگی ام بمانم و به شما افتخار می کنم و به کارم .)). سانتیگو کالاتراوا در والنسیای اسپانیا در سال ۱۹۵۱ متولد شد . او تحصیل هنر را از ۱۷ سالگی آغاز کرد و از سال ۱۹۸۱ کارهای معماری خود را پس از تکمیل تحصیلات ، در زوریخ بصورت تخصصی آغاز کرده است .


[تصویر:  museum52.jpg]

فرمها و عناصر شاعرانه معماری کالاتراوا در سراسر گیتی شناخته شده و تحسین برانگیز است . همچنین در کار اخیر طراحی کلیسا مانند مرکز تجارت جهانی قطب حمل و نقل که با بودجه ۲ بیلیون دلاری در فضای بازی طراحی شده و ارتباط و هارمونی مناسبی که با ترنها ، مسافرین برون شهری و خطوط ترن زیرزمینی دارد مشابهت زیادی به سایت این مرکز تجارتی داده است . از طرف دیگر در سال ۲۰۰۴ ، میلیونها نفر از هارمونی خلق شده در المپیک بازیهای تابستانی در آتن به خاطر طراحی جامع و زیبای کالاتراوا ، و به خاطر طراحی تماشایی استادیوم المپیک و مجموعه آن، وی را تحسین کردند. از جمله کارهای اخیر برجسته کالاتراوا طرح توسعه موزه هنری میلواکه که از سال ۲۰۰۱ کار ساخت آن آغاز شده است می باشد که این نخستین ساختمان وی در آمریکا است.

[تصویر:  calatrava98.jpg]

همچنین فرودگاه سوندیکا و بیلبو در سال ۲۰۰۰ و پل جیمز در دوبلین در سال ۲۰۰۳ و تالار کنفرانس تنریفه در سانتاکروز و جزیره قناری در سال ۲۰۰۳ و چندین پل زیبای دیگر در نقاط مختلف جهان . آخرین ساخته کالاتراوا ساختمان هنرها و علوم در شهر والنسیا می باشد . همچنین وی در حال حاضر مشغول طراحی مرکز سمفونی آتلانتا می باشد. او دو بار در سال ۲۰۰۴ و در سال ۲۰۰۲ کاندیدای دریافت جوایز AIA شده بود و در باره معرفی وی آقای ادوارد کورت مدیر برگذاری FAIA نوشت (( سانتیگو کالاتراوا تجلی مجسمی از درک مهندسی در زمینه معماری است و اینکه کارهایش مشابه موسیقی به موزونی ای همچون یک ارکستر می باشد . معماری او محظوظ کننده و الهام دهنده معانی جدیدی است که هر زمان پس از دیدار به ما نشان می دهد . )). همچنین کمیته نوشت (( کار سانتیگو کالاتراوا جستجوی ماهیت هستی در معماری است .)). در هر حال معماری وی الهام بخش و بیان کننده انرژی روح انسان و توسعه تخیل بشری است که ما را دلشاد و شگفت زده کرده و کار او که به شکل تندیسی با ساختار دینامیک که نشاندهنده روح انسانی در خلق محیطی برای زندگی ، بازی و کار ماست .
[تصویر:  Santiago-Calatrava-tgv.jpg]

+ساخت پل ها

کالاتروا این بومی اهل والنسیای اسپانیا ،کسی است که با گذشته غنی معماری قرون وسطی ای که به او به ارث رسیده ، در واقع آموزاننده رسمی آن دوران می باشد . او در زمان نوجوانی وقتی که اسپانیا در دیکتاتوری به سر می برد برای آسایش از محدودیت سفر کرد و این مسئله به او اجازه داد که مطالعاتش را در پاریس و سوئیس همچون یک بورسیه ادامه دهد . او فوق لیسانس خود را از والنسیا و دکترا را از ETH زوریخ دریافت کرد .کالاتراوا نخستین دفتر خود را در زوریخ تاسیس کرد که خیلی زود تحسین همگان را در طراحی پل برانگیخت . او کار خود را با طراحی پل باخ درودا و در سال ۱۹۸۴ برای بازیهای المپیک بارسلونا شروع کرد . از جمله شاهکارهای او در پل سازی ، پل زیبای آلامیلو در سال ۱۹۹۲ و پل بیلبائو در سال ۱۹۹۷ و پل آلامدا در سال ۱۹۹۵ می باشد . تاسیس دومین دفتر وی در پاریس در سال ۱۹۸۹ همزمان با طراحی ایستگاه فرودگاه لیون بود که در سال ۱۹۹۴ تکمیل و به بهره برداری رسید . همزمان با این کار او عمارت BCE را در تورنتو طراحی کرد . سومین دفتر او در والنسیا در سال ۱۹۹۱ با شروع کار بروی شهرک علم و هنر که یک مجموعه کامل فرهنگی است تاسیس شده است .

[تصویر:  8.jpg]

خلاقیت هنری به همراه رعایت تکنیکهای طراحی از عناصر شاخص کارهای این هنرمند معمار می باشد که می تواند به عنوان سرمشقی برای هنرمندان کشور عزیزمان ایران مطرح شود که الهام از طبیعت ، رعایت نکات علمی ، استفاده از پیشینه تاریخی و در یک کلمه فرهنگ گذشته چگونه توانسته است در خلق آثاری فوق العاده به یک هنرمند در گوشه ای دیگر از گیتی ، نوید بخش و الهام دهنده باشد. سانتیاگو کالاتراوا ، شخصیتی که بیشتر به واسطه فعالیتهای معماری اش شهرت یافته است ، به هنر به عنوان انگیزه و محرکی برای خلق آثارش می نگرد . شیفتگی و تمایل وی به هنر در طی سالها را می توان در تعداد مبهوت کننده طراحی ها و مجسمه هایش تا به امروز ، درک کرد .در طی ۲۰ سال گذشته ، وی بیش از ۶۵۰۰۰ اسکیس و طراحی در آرشیوش جمع آوری کرده است . کالاتراوا بیان می کند که گوناگونی و تنوع در طراحی هایش منعکس کننده اهمیتی است که وی به هر جزء می دهد ، به گونه ای که حتی اندازه و کیفیت کاغذ ، ایجاد کننده یک گفتگو میان خود و طراحی است .کتاب Santiago Calatrava Artworks یا آثار هنری کالاتراوا ، دربرگیرنده حدود ۲۰۰ اسکیس ، آبرنگ و ترسیمات مجسمه هایی می باشد که وی آنها را مبنای طرحهای معماری اش قرار داده است .بسیاری از موضوعات و فرم های ارایه شده توسط او در این سطح ، به مجسمه هایی تبدیل شده اند که منبع الهامی برای پلها ، ایستگاه های قطار ، فرودگاه ها ، موزه ها و حتی میزهای غذاخوری بوده اند .
[تصویر:  feature-68-Calatrava_5.jpg]

سانتیاگو کالاتراوا در ۲۸ ژولای ۱۹۵۱ در شهر والنسیا در کشور اسپانیا متولد شد. کالاتراوا یک نام اشرافی است که از شوالیه های قرون وسطایی گرفته شده است.خانواده کالاتراوا دارای صادرات کشاورزی وسیعی بودند که این امر در زمان دیکتاتوری ژنرال فرانکو بسیار نادر بود ودارای وضع مالی خوبی بودند.کالاتراوا دوران ابتدایی را در والنسیا گذراند و موقعی که ۸ سال داشت به مدرسه هنر و صنعت وارد شد در آنجا مهارتهای فرمی کشیدن و نقاشی کردن را یاد گرفت.وی دوران تحصیل خود را در والنسیا به پایان رساند و به پاریس رفت و در رشته بوم شناسی ثبت نام کرد ولی به زودی فهمید که علاقه ای به آن ندارد.او سپس به والنسیا باز گشت ودر دانشکده تکنیکهای ساختمانی والنسیا ثبت نام کرد.و تحقیقات و تالیف هایی نیز در این دانشکده داشت. ولی قانونهای محکم ریاضی و استفاده معماران قدیمی از ریاضی او را به سوی استفاده از این رشته در معماری سوق داد…معمار – مهندس – هنرمند اسپانیایی سانتیاگو کالاتراوا برنده مدال طلای ۲۰۰۵ موسسه آمریکایی معماران AIA است.


http://www.collectorsquest.com/blog/wp-c...trava3.jpg



از پروژه های اجرا شده کالاتراوا می توان از توسعه موزه هنر میلواکی (Milwaukee) ، پل معلق Sundial ، کالیف ( Calif ) و استادیوم المپیک تابستانی ۲۰۰۴ آتن نام برد. همچنین کالاتراوا در حال طراحی مرکز حمل و نقل مرکز تجارت جهانی “WTC”و برج “Turning Torso” سوئد است.
فرم های کالاتراوا با عنوان “elemental and lyrical” خوانده می شود که شاید بتوان آن را در فارسی به “خالص و موسیقیایی” تعبیر کرد.
او شصت و یکمین برنده مدال طلایAIA است و مدال طلای خود را در۱۱ فبریه ۲۰۰۵ طی مراسمی در موزه ملی ساختمان واشنگتن دریافت خواهد کرد.

سانتیگو کالاتراوا ، مهندس هنرمند معمار ، کسی که بلند پروازیهای شاعرانه ساختمانها و پل هایش کوله باری از تحسین بین المللی را به همراه داشته است . در دوم دسامبر امسال منتخب هیئت AIA جهت دریافت مدال طلا شد . این مدال بزرگترین افتخار این موسسه است که به شخصی اعطا می شود . دریافت مدال طلا یعنی تصدیق و برسمیت شناختن شخصی است که او کاری با پشتوانه با معنی که بیشترین تاثیر ماندنی را بروی تئوری و عمل را در معماری داشته است .

کالاتراوا این هدیه را به همراه مدال از موسسه معماری آمریکا در یازدهم فوریه ۲۰۰۵ در محل ساختمان موزه بین المللی در واشنگتن DC دریافت داشته که این خود تاکیدی بر هنر معماری وی می باشد . وی پس از نشست هیئت AIA گفت وقتی این خبر در زوریخ و از طرف مدیر ایوژنس هاپکینز به من رسید گفتم ” شگفت آور است . متشکرم . من خیلی احساس افتخار می کنم ” و در هنگام دریافت جایزه گفت (( من سعی خواهم کرد در این سطح افتخار برای باقیمانده مسیر زندگی ام بمانم و به شما افتخار می کنم و به کارم .)). سانتیگو کالاتراوا در والنسیای اسپانیا در سال ۱۹۵۱ متولد شد . او تحصیل هنر را از ۱۷ سالگی آغاز کرد و از سال ۱۹۸۱ کارهای معماری خود را پس از تکمیل تحصیلات ، در زوریخ بصورت تخصصی آغاز کرده است .


The Grandest Hall of Them All - Milwaukee, Wisconsin

فرمها و عناصر شاعرانه معماری کالاتراوا در سراسر گیتی شناخته شده و تحسین برانگیز است . همچنین در کار اخیر طراحی کلیسا مانند مرکز تجارت جهانی قطب حمل و نقل که با بودجه ۲ بیلیون دلاری در فضای بازی طراحی شده و ارتباط و هارمونی مناسبی که با ترنها ، مسافرین برون شهری و خطوط ترن زیرزمینی دارد مشابهت زیادی به سایت این مرکز تجارتی داده است . از طرف دیگر در سال ۲۰۰۴ ، میلیونها نفر از هارمونی خلق شده در المپیک بازیهای تابستانی در آتن به خاطر طراحی جامع و زیبای کالاتراوا ، و به خاطر طراحی تماشایی استادیوم المپیک و مجموعه آن، وی را تحسین کردند. از جمله کارهای اخیر برجسته کالاتراوا طرح توسعه موزه هنری میلواکه که از سال ۲۰۰۱ کار ساخت آن آغاز شده است می باشد که این نخستین ساختمان وی در آمریکا است.


Bird? Ship? No... It's a Calatrava! - Milwaukee, Wisconsin

همچنین فرودگاه سوندیکا و بیلبو در سال ۲۰۰۰ و پل جیمز در دوبلین در سال ۲۰۰۳ و تالار کنفرانس تنریفه در سانتاکروز و جزیره قناری در سال ۲۰۰۳ و چندین پل زیبای دیگر در نقاط مختلف جهان . آخرین ساخته کالاتراوا ساختمان هنرها و علوم در شهر والنسیا می باشد . همچنین وی در حال حاضر مشغول طراحی مرکز سمفونی آتلانتا می باشد. او دو بار در سال ۲۰۰۴ و در سال ۲۰۰۲ کاندیدای دریافت جوایز AIA شده بود و در باره معرفی وی آقای ادوارد کورت مدیر برگذاری FAIA نوشت (( سانتیگو کالاتراوا تجلی مجسمی از درک مهندسی در زمینه معماری است و اینکه کارهایش مشابه موسیقی به موزونی ای همچون یک ارکستر می باشد . معماری او محظوظ کننده و الهام دهنده معانی جدیدی است که هر زمان پس از دیدار به ما نشان می دهد . )). همچنین کمیته نوشت (( کار سانتیگو کالاتراوا جستجوی ماهیت هستی در معماری است .)). در هر حال معماری وی الهام بخش و بیان کننده انرژی روح انسان و توسعه تخیل بشری است که ما را دلشاد و شگفت زده کرده و کار او که به شکل تندیسی با ساختار دینامیک که نشاندهنده روح انسانی در خلق محیطی برای زندگی ، بازی و کار ماست .

http://thedenverelement.com/wp-content/u...va-tgv.jpg


ساخت پل ها

کالاتروا این بومی اهل والنسیای اسپانیا ،کسی است که با گذشته غنی معماری قرون وسطی ای که به او به ارث رسیده ، در واقع آموزاننده رسمی آن دوران می باشد . او در زمان نوجوانی وقتی که اسپانیا در دیکتاتوری به سر می برد برای آسایش از محدودیت سفر کرد و این مسئله به او اجازه داد که مطالعاتش را در پاریس و سوئیس همچون یک بورسیه ادامه دهد . او فوق لیسانس خود را از والنسیا و دکترا را از ETH زوریخ دریافت کرد .کالاتراوا نخستین دفتر خود را در زوریخ تاسیس کرد که خیلی زود تحسین همگان را در طراحی پل برانگیخت . او کار خود را با طراحی پل باخ درودا و در سال ۱۹۸۴ برای بازیهای المپیک بارسلونا شروع کرد . از جمله شاهکارهای او در پل سازی ، پل زیبای آلامیلو در سال ۱۹۹۲ و پل بیلبائو در سال ۱۹۹۷ و پل آلامدا در سال ۱۹۹۵ می باشد . تاسیس دومین دفتر وی در پاریس در سال ۱۹۸۹ همزمان با طراحی ایستگاه فرودگاه لیون بود که در سال ۱۹۹۴ تکمیل و به بهره برداری رسید . همزمان با این کار او عمارت BCE را در تورنتو طراحی کرد . سومین دفتر او در والنسیا در سال ۱۹۹۱ با شروع کار بروی شهرک علم و هنر که یک مجموعه کامل فرهنگی است تاسیس شده است .


http://architecturelab.net/wp-content/up...8/05/8.jpg

خلاقیت هنری به همراه رعایت تکنیکهای طراحی از عناصر شاخص کارهای این هنرمند معمار می باشد که می تواند به عنوان سرمشقی برای هنرمندان کشور عزیزمان ایران مطرح شود که الهام از طبیعت ، رعایت نکات علمی ، استفاده از پیشینه تاریخی و در یک کلمه فرهنگ گذشته چگونه توانسته است در خلق آثاری فوق العاده به یک هنرمند در گوشه ای دیگر از گیتی ، نوید بخش و الهام دهنده باشد. سانتیاگو کالاتراوا ، شخصیتی که بیشتر به واسطه فعالیتهای معماری اش شهرت یافته است ، به هنر به عنوان انگیزه و محرکی برای خلق آثارش می نگرد . شیفتگی و تمایل وی به هنر در طی سالها را می توان در تعداد مبهوت کننده طراحی ها و مجسمه هایش تا به امروز ، درک کرد .در طی ۲۰ سال گذشته ، وی بیش از ۶۵۰۰۰ اسکیس و طراحی در آرشیوش جمع آوری کرده است . کالاتراوا بیان می کند که گوناگونی و تنوع در طراحی هایش منعکس کننده اهمیتی است که وی به هر جزء می دهد ، به گونه ای که حتی اندازه و کیفیت کاغذ ، ایجاد کننده یک گفتگو میان خود و طراحی است .کتاب Santiago Calatrava Artworks یا آثار هنری کالاتراوا ، دربرگیرنده حدود ۲۰۰ اسکیس ، آبرنگ و ترسیمات مجسمه هایی می باشد که وی آنها را مبنای طرحهای معماری اش قرار داده است .بسیاری از موضوعات و فرم های ارایه شده توسط او در این سطح ، به مجسمه هایی تبدیل شده اند که منبع الهامی برای پلها ، ایستگاه های قطار ، فرودگاه ها ، موزه ها و حتی میزهای غذاخوری بوده اند .

http://www.fastcompany.com/files/feature...rava_5.jpg

اسکیسهای اولیه کالاتراوا چندان حال و هوای معماری را ندارند ، تنها در مراحل اصلی طراحیست که واقع گرایی این اسکیس ها نمود می یابد . به هر حال وی از همان ابتدا که به دنبال بیانی هنری است ، نوع تفکر واقع بینی را نیز کنار نمی گذارد .همچنین کالاتراوا چندین هزار طراحی از بدن انسان دارد که اکثر آنها بدون آنکه از روی مدلی خاص کشیده شده باشند ، تصوری ترسیم شده اند . شیفتگی شدید او به این زمینه در پرتره ها ، پیکرهای فردی و جمعی و پیکره هایی که تکامل یافته و در یک پروسه طراحی معماری دخیل شده اند ، بازتاب می یابد. تعدادی دیگر از طرحهای وی شامل مجاورتی از مکعب ها و بدن انسان در حالت های مختلف هستند . برجسته ترین این نوع آثار ، تنشی پویاست که در نزدیک شدن پیکر یک دونده و تعدادی مکعب حاصل شده است .کالاتراوا خود را یک طراح نمی داند .طراحی با کارش آمیخته شده و آنرا راهی دیگر برای کسب پتانسیل ایده هایی بر می شمرد که او را مجذوب می کنند .میزهای او از پویاترین طرح های مبلمان هستند .

+تعداد قابل ملاحظه ای از اسکیس ها ، نمونه های اولیه و میزهای ساخته شده وی بر پایه پیکر انسانی است که زانوها ، بازوان و یا سر ، شیشه ای را در بالا تحمل می کنند .این ترسیمات در واقع مجسمه هایی هستند که با سطح صافی که بر روی آنها قرار گرفته تغییر شکل عملکردی یافته اند ، به گونه ای که به جزئی اصلی از کل فرم تبدیل شده اند .طرح ها و مجسمه های او را می بایست به عنوان کارهایی هنری در اصالت خودیش نگریست . در عین حال ، در اولین گام ها از پروسه خلاقیت کالاتراوا ، آنها یک لابراتوار یا فضایی برای رشد و جهت گیری کانسپت ها شکل می دهند ، تا وسیله ای شود برای روح بخشیدن به افکار و تجزیه وترکیب فرمها . این لابراتوار مخزنی را از ایده های گوناگون فراهم می آورد که از گفتگوی با طبیعت و با فرمهای آشکار در تاریخ هنر و معماری ناشی می شود . در اینجا خاطرات گذشته با تصوراتی از دنیای آینده آمیخته می شوند – ترکیبی از علم مهندسی ، ریاضیات ، طراحی به خودی خود و پاسخ سازه بویژه به نیازهای عملکردی.




.

+در هر 3 ثانیه یکی تو دنیا می میره ...

1،2،3 الان یکی مرد!!!

یادت باشه یکی از این سه ثانیه ها سهم ماست !!!

پس قبل از اینکه به 3 برسی قدر همه اون چیزایی که تو زندگیت داری و بدون"

یک . . . دو . . . سه . . .



.
پاسخ
 سپاس شده توسط سجاد مقدس پور ، بهروز کریمی ، احسان نظری ، رضا اله ورن ، مهدی بیات
#2
کانسپت چیست؟
از آنجا که کل مطلب نوشته شده پاسخ به یک پرسش است ” کسی میداند کانسپت چیست” به همین خاطر، متن به صورت پرسش و پاسخ تنظیم شده که البته پاسخها از دید نویسنده است. طبیعتا به این پرسشها میتوان پاسخهایی دیگر هم داد ولی طرح رک و راست این مطالب به خاطر عبور از بحث انتقادی و رسیدن به بحثهای راه حلی است.

۱- کانسپت چیست؟

۲- طرح معماری چگونه شکل می گیرد؟

۳- از کجا شروع کنم (همیشه برای شروع طراحی با مشکل مواجه هستم)

۴- پیچیدگی و تضاد نهفته در مبحث طراحی معماری از کجا ناشی میشود؟

۵- آیا من به عنوان یک دانشجوی معماری باید سبک خود را داشته باشم؟

۶- ذوق و قریحه و استعداد در طراحی مفهومی ندارم چه کار کنم ؟

۷- اگر خیلی از کانسپت ها یک جرقه هستند ،چگونه میزان آن را تقویت کنم ؟

۸- بود و نبود کانسپت چه تاثیری بر بحث خلاقیت در معماری دارد؟

۹- چگونه تشخیص بدم که کانسپت درستی دارم یا مسیر اشتباهی را طی میکنم؟

و در برنامه آینده (ببخشید ، مطلب آینده) :

۱۰- یک معمار حرفه ای که مدافع بحث کانسپت است مثل میرمیران ، چگونه طراحی میکرد ؟ از کجا شروع می کرد؟ چگونه طرح را به اتمام می رساند ؟

قبل از ورود به پاسخها ، از دوستان میخوام که در ذهن خود پاسخی به پرسشها بدند ، بعد وارد مطالب بشند و طبیعتا بازخورد این مطالب برای بنده مهم هست بنابراین با هر بخش که موافق نیستید و نظر دیگری دارید، حتما آنرا بیان کنید و اگر در این زمینه مطلبی دارید آنرا برای ما ارسال کنید تا همینجا انتشار بدیم و بتونیم مقایسه ای داشته باشیم. ضمنا در تنظیم این مطالب از ترجمه مقاله کانسپت استفاده شده و نیز نیم نگاهی داشتم به ماهنامه شماره ۵۴ و ۵۵ معماری و شهرسازی که در آن معماران بزرگ ما گفته اند که چطور طراحی میکنند.

۱- کانسپت چیست؟

کانسپت چکیده مفهوم و اندیشه نهفته در طرح معماری است این مفهوم می تواند:

قیاسی باشد (analogies) ، که به معنی الگو گیری از ویژگیهایی که برای طرح مفیدند ، مثل الگو گیری از روابط معماری گذشته برای یک طرح یا مقیاس قرار دادن کار هنرمندان در استودیو برای طراحی یک ساختمان آزمایشگاه ( لویی کان – ساختمان تحقیقات پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا)

استعاری و تشبیهی باشد ( metaphors and similes) مثلا استفاده از یک عنصر معماری برای به یاد آوردن یک مساله خاص ، (استعاره در ادبیات را ببینید) و یا به صورتی که عنصری را بتوانیم به موضوعی تشبیه کنیم مثل قاب سازی به دعوت. ( استعاره در معماری را از اینجا بخوانید چیزی دستگیرتون شد به من هم بگید)

جوهری باشد ( essences) توجه به جوهره درونی فضای معماری مثلا طراحی یک فضا با حس روحانی و تفکر برانگیز ( در مقاله مرجع از فضاهای لابی هتل اثر جان پورتمن مثال زده شده)

برنامه ای باشد (programmatic ) که در آن توجه به حل مسئله عملکردی و برنامه طرح در درجه اول قرار دارد. مثل خیلی از کارهای معماری مدرن.

ایده آل گرایانه باشد ، که ایده آلهای معمار در آن اولویت می یابد. مثلا توجه به معماری سبز و بهینه سازی مصرف انرژی. یا ایده آل گرایی میس واندر روهه در اغلب طرح هایش که برنامه طرح را تحت الشعاع قرار میداد.

و من اضافه می کنم کانسپت یا مفهوم نهفته در یک طرح ورای همه این تعاریف وقتی برای شما روشن میشود که بگویید : “ایده من در این طرح این است که …” یعنی تفکری که از آن به بعد طرح و برنامه معماری شکل داده میشود. منتها لازم است به نکته ظریفی اشاره شود ، اینکه داشتن کانسپت به معنی درستی آن کانسپت نیست ، در این راه ، بی راهه ها زیادند مثلا ایده کرم خاکی یک بی راهه است.

۲- طرح معماری چگونه شکل می گیرد؟

هیچ راه حل جامع و مانعی برای طراحی معماری وجود ندارد ، یعنی قرصی نیست که شما بخورید و از فردا زاها حدید یا نورمن فاستر یا کالاتراوا یا ریچارد میر یا مهدی مطلق … منتها شکل گیری طرح معماری به صورت سیستماتیک در چند مرحله صورت می گیرد از این مراحل می تواند یک بخش ضعیف تر و یک بخش قوی تر باشد ولی کلیت مطلب در مراحل زیر قابل خلاصه شدن است : ( شرح مفصل را در فرایند تولید در شرکت های معماری بخوانید)

•شناخت و تحلیل برنامه طرح ( برنامه ریزی فیزیکی ، خواسته های کارفرما، ضوابط )
•شناخت بستر طرح ( تحلیل زمین ،آب و هوا ،شیب،همسایگی،…)
•شناخت نمونه های مشابه ( معماران موفق این مساله را چطور حل کرده اند)
•شکل گیری طرح اولیه ( توصیه من این است که حل مناسب برنامه طرح در اواولیت شما و کانسپت شما باشد ، کرم خاکی را فراموش کنید) ولی همه کانسپتهای گفته شده هم اگر با شناخت صحیح استفاده شوند ، میتوانند خمیر مایه طرح معماری باشند. شما یک فضای خوب خلق کنید ، استفاده کننده و بازدید کننده را تحت تاثیر قرار بدید ، کسی هرگز کرم خاکی را نخواهد دید ولی با خلق یک فضای معماری مثل کلیسای آب آندو ، شما بر روح فرد اثر میگذارید ، این مهم است.
•بازگشت به برنامه طرح ( حل دقیق برنامه ریزی فیزیکی ، فضای معماری …)
•مذاکره با سازه ،برق و مکانیک ( مهم است که پس از تصویب طرح شما توسط کارفرما ، ملاحظات این بخشها طرح را دستخوش تغییری نامناسب نکند)
•ارائه طرح ، اگر مسابقه و یا طرح دانشجویی است رنگ و لعاب و اگر در دنیای حرفه ای هستید ، آلبوم نقشه های مرحله اول
۳- از کجا شروع کنم (همیشه برای شروع طراحی با مشکل مواجه هستم و این مساله وقت زیادی را از من میگیرد)
راه موفقیت ، قوی شدن تکنیک معماری است،ما غالبا آنقدر به کانسپت طرح یا عملکرد یا سایر مسایل فکر می کنیم که در بخش تکنیک معماری ضعیف می مانیم . تکنیک چیست؟ توانایی تشخیص تعادل فرم،ترکیب فرم ها ،کار با سیستم های مختلف فرمی ( کم کردن از یک حجم ، زیاد کردن به یک حجم، ترکیب احجام) .ببخشید ولی معماران بدون توجه به این اصل خیلی خیلی خیلی مهم از دانشکده فارغ التحصیل می شوند : کارها را ببینید ،آنها را تجزیه ( به اجزاء ،کف،سقف،دیوار و… توجه کنید حتی دیکانستراکشنها هم قابل تجزیه اند ) و تحلیل کنید اگر یک استاد بزرک مثل مرتضی میرغلامی این کار را انجام دهد که عالیست ،اگر نه با مطالعه توضیح خود معماران می توان به درک صحیح رسید :در این بخش معماری کاملا مشابه شطرنج است .”شما باید به درک پوزیسیونی بالایی برسید” هر چه در این زمینه بگوییم ،کم گفتیم و این فقط با تمرین ممکن است. (خواستید بگید درک پوزیسیونی را کامل تشریح کنم)

برای درک بهتر ، ببینید تکنیک یک معمار در معماری مثل تکنیک یک نقاش در نقاشی و شاعر در شعر گفتن است ، شما در هر سبکی که کار میکنید ، باید با تکنیکهای اولیه معماری آشنا باشید، فضای معماری را بشناسید و … نقاش در هر سبکی که کار میکند ، در زمان دانشجویی یا کار آموزی تکنیکهای مختلفی فرا میگیرد ، جای این مطلب در دانشکده های معماری کمی کمرنگ است و هر روز کمرنگتر هم میشود ، عملا وقتی دانشجوی معماری شروع به طراحی میکند … بگذریم هرچه شما بیشتر کار ببینید ، کار تحلیل کنید، فضاها را در پلان با عکس های کتاب مطابقت بدید و درک خود را از معماری بالا ببرید ، از طرح ها اتود بزنید و دست خود را قوی و ذهن خود را آماده نگهدارید، راحت تر و سریعتر طراحی میکنید.

۴- پیچیدگی و تضاد نهفته در مبحث طراحی معماری از کجا ناشی میشود؟

پیچیدگی و تضادی که در معماری با آن درگیر هستیم حاصل دوگانه بودن معماری است :معماری گیلگمش هنرهاست نیمی هنر و نیمی فن . نیمه هنری برای ما در مرحله اول تاریک و مبهم است و در جستجوی آن به نیمه فنی و تکنیکی آن هم نمی رسیم بخش تکنیکی معماری در این نوشته تکنیک های اجرایی و مانند آن نیست (هرچند آن هم خود مقوله ای است) بلکه تکنیک های دوگانه شناخت احجام و درک سه بعدی فضا و پیاده کردن اندیشه از ذهن به کاغذ (و یا کامپیوتر) و توانایی رسیدن به فرم هایی متعادل و قوی است .یکی از تمرین ها به عنوان مثال دیدن یک طرح متوسط و برخورد تحلیلی با آن است:به نظر شما چه کار کنیم که این حجم “بهتر”شود؟ و تمرین دیگر تمرین حل عملکرد است . بسیاری از دانشجویان معماری از حل کردن عملکرد یک رستوران هم عاجزند و در جستجوی قله های رفیع کانسپت وقت خود را تلف می کنند.

۵- آیا من به عنوان یک دانشجوی معماری باید سبک خود را داشته باشم؟

باید بدانیم این مساله که دانشجویان به دمبال یافتن سبک خود هستند امری اشتباه است . دانشگاه توان یاددهی امور اجرایی و حرفه ای معماری را ندارد بنابراین توان استادان و دانشجویان باید به روی تکنیک معماری متمرکز باشد و تلاش اجباری برای رسیدن به کانسپت می تواند به سال آخر موکول شود. مثالی می زنم :

نقاشی توانایی کار با رنگ روغن و آبرنگ و… را ندارد،نمی تواند از چهره ترسیم صحیحی داشته باشد با تکنیک های فن نقاشی ناآشناست و در پی سبک نقاشی و مفهوم برای تابلو تمرین خود است !

دانشجوی موسیقی را در نظر بگیرید که نسبت به سبک های موسیقی نا آشناست ،آهنگهای مهم جدید و قدیم را به خوبی گوش نداده و تحلیل نکرده است ،با تکنیک های آهنگ سازی آشنا نیست و نت ها را هم به زور می شناسد . آیا او می تواند آهنگی “با مفاهیم عمیق” بنویسد؟ آیا او می تواند برای درس آهنگسازی ۲ خود نگران کانسپت باشد؟ ابتدا و تا مدتها باید تکنیک را فرا گرفت.

۶- ذوق و قریحه و استعداد در طراحی مفهومی ندارم چه کار کنم ؟
در خصوص نقش ذوق و قریحه اولیه ،طبیعی است که برخی از ما ذهن هنرمندانه تری دارند و شاید مفاهیم بلندتری را در کار خود بگنجانند ولی این شامل یک شکل از کانسپت می شود. مثلا کانسپت جرج پمپیدو،استفاده از تناقض معماری های تک و معماری بستر قدیمی طرح است .این کانسپت نه خیلی شاعرانه است و نه به قریحه ذاتی برمی گردد ولی طرح اپرای سیدنی طرحی است که مثل یک جرقه در یک لحظه به ذهن معمار راه یافته است.

۷- اگر خیلی از کانسپت ها یک جرقه هستند ،چگونه میزان آن را تقویت کنم ؟

ما همیشه وقت زیادی نداریم که برای خوردن جرقه یک کانسپت با مفهومی عمیق در طرح خود منتظر بمانیم ،بنابراین باید راهی برای باز کردن مسیر “نسیمی که از عالم بالا می وزد” وجود داشته باشد.

بله این راه وجود دارد ولی راه ساده ای نیست.این راه با ورزش دادن ذهن آماده می شود.ما تمام تکنیک ها را فرا گرفته ایم ولی هنوز در ارائه طرحی با مفهومی درونی عاجزیم.

دو نکته را باید بدانیم: اول اینکه کانسپت لزوما مساله ای عجیب و غریب و یک شعر الهام شده نیست .همیشه ما کلیسای نور تادو آندو یا کلیسای رونشان لوکوربوزیه را طراحی نمی کنیم . کانسپت می تواند “یک ترکیب خوب حجمی” به همراه فضاهای تامل برانگیز معمارانه باشد مثل کارهای ریچارد میر.

ثانیا همیشه لازم نیست طرح ما دارای کانسپت خاص درونی باشد.رسیدن به عملکرد بهینه اولین انتظاری است که از یک معمار می رود.

و همچنین هماهنگی با بستر و پاسخدهی به عملکرد با یک حجم پخته معماری خود می تواند دستمایه ای باشد بری طرح های گاها شاعرانه ای که در ابتدا خود شما هم فکر آن را نمی کردید.

۸- بود و نبود کانسپت چه تاثیری بر بحث خلاقیت در معماری دارد؟

موضوع خلاقیت در معماری جدا از داشتن یا نداشتن مفهوم درونی است .ارائه طرح خلاقانه معمولا از یک ذهن آماده و ورزیده بر می آید.

وقتی که معماری از سر ذوق گاهی شعر می خواند، قطعات نابی از موسیقی را می شنود، فیلم های هنری با مفاهیم عمیق دورنی می بیند و هر روزه یا هر هفته برنامه ای برای مطالعه و نقد و دیدن آثار ارزشمند معماری و شناخت معماران دارد .از نمونه های اجرا شده خوب یا بد آثار معماری ماهانه بازدید می کند،او ذهنی آماده برای یک اثر خلاقانه معماری دارد ،این اثر می تواند از یک مفهوم درونی عمیق شکل گرفته باشد و یا حتی طرحی باشد که فرم آن صرفا خلاقانه،جدید و نوآورانه است ،برخورد جدیدی با فضای معماری کرده یا با حرکتی فرمال ،بازدید کننده طرح را شگفت زده کرده است.

آثار خلاقانه او می تواند فاقد کانسپت های مفهومی درونی و صرفا پاسخی مناسب به بستر طرح باشد هرچند او می تواند رسیدن به این پاسخ را هدف اولیه خود و کانسپت نهفته در طرح بداند.

۹- چگونه تشخیص بدم که کانسپت درستی دارم یا مسیر اشتباهی را طی میکنم؟
موضوع اینکه یک کانسپت ، مثلا کانسپت حجمی قوری برای طرح یک قهوه خانه یا اردک برای فروشگاه ماکیان (اثر رابرت ونتوری برنده جایزه پریتزکر –شرمنده کمال یوسف پور گرامی) کاری اشتباه است یا حرکت کرم خاکی موضوعی بی ربط است ، صرفا با مطالعه معماری ، و به صورت کم کم حاصل میشود ، معماری که به زور یک خط مقاله را میخواند و از کارهای معماری فقط عکسها را میبیند، چگونه این قوه تشخیص را خواهد یافت ؟ forget

بحث دهم : میرمیران گفته است که چگونه طراحی میکند. این برای کسانی که به دمبال طراحی مفهومی هستند ، یک راه طی شده است ، راهی که این معمار بزرگ در طول حیات خود … بگذریم. در روزهای آینده متن این مقال ارزشمند برای علاقمندان آماده خواهد شد.

سخن آخر اینکه بحث کانسپت ، یک بحث عمیق و طولانی است ، من از دیدگاه خود به آن پرداختم ، در دانشکده های معماری ، اساتیدی که خود گاها از درک صحیح این مساله ناتوانند، توانایی روشن کردن راه را برای دانشجو ندارند و دانشجوی سرگردان در پی خرید کانسپت است. با این حال ، به هیچ وجه از نظر من اعتراض دانشجویان پذیرفته نیست. دانشجویان باید با مطالعه عمیق کتابهایی مفید و عالی مثل از زمان و معماری منوچهر مزینی ، زیبایی شناسی یورگ گروتر ، بوطیقای معماری ترجمه احمد رضا آی و کتابهایی که اخیرا ترجمه شده از کارهای معماران و … از هر دانشگاه و با هر امکاناتی که هستند سطح خود را بالا ببرند، مقالات را از دریای بیکران اینترنت دانلود کنید پرینت بگیرید و مطالعه کنید … و این را به خاطر داشته باشید که اولین وظیفه هر معمار این است که برنامه ای را دریافت کند و برگردان فضایی آنرا ارائه دهد .
بير اوچايديم بو چيرپينان يئلينن
باغلاشايديم داغدان آشان سئلينن

آغلاشايديم اوزاق دوشن ائلينن

بير گؤرئيديم آيريليغي كيم سالدي

اؤلكه ميزده كيم قيريلدي كيم قالدي !؟

پاسخ
 سپاس شده توسط ساجده نوروزی ، رضا اله ورن ، مهدی بیات
#3

“ما برای آکادمی، محلی ساخته ایم که هم نظر بصری و هم از نظر عملکرد، جزئی از محیط اطرافش است، مثل اینکه تکه ای از زمین را برداشته باشید و زیرش یک ساختمان ساخته باشید.” اینها جملاتی بود که رنزو پیانو برای وصف آکادمی علوم کالیفرنیا گفته است.


[تصویر:  d0079151_15471942.jpg]


+آکادمی علوم کالیفرنیا، هم یک موزه ی تاریخ طبیعی است، هم یک رصدخانه و هم محل نگهداری بیش از ۲۰ میلیون تحقیق که از دانشمندان سراسر دنیا جمع آوری شده است. بنای قدیمی این محوطه، شامل ۱۲ ساختمان جدا از هم بود که هم اکنون همه ی آنها توسط ساختمانی مدرن که بر روی طبیعت محیط تاکید کرده به صورت یکپارچه درآمده. با وجود زیربنای وسیع این مجموعه ( چیزی در حدود ۱۰/۲۰۰ متر مربع ) ، مقدار انرژی که در آن به هدر میرود، با استفاده از آخرین تکتولوژی های ساختمانی بسیار ناچیز است.





کانسپت این بنا، همانطور که خود رنزو پیانو به آن اشاره میکند، برداشته شدن تکه ای از زمین و ساختن بنا در زیر این تکه است، به طوری که کمتری نا هماهنگی و بی احترامی به طبیعت اطراف نداشته باشد؛ به طوری که حتی تمامی گیاهانی که بر روی سقف این بنا قرار گرفته اند کاملا” طبیعی هستند.



[تصویر:  california_academy_of_science2.jpg]

تپه هایی که روی سقف به صورت گنبد هایی قرار گرفته شده که حداکثر شیبش۶۰ درجه است، تنها برای زیبایی ظاهری بنا نیست. این تپه ها هم نقش یک افلاک نما را بازی میکند و هم برای نورگیری داخل استفاده می شود؛ علاوه بر آنها این تپه های گنبد مانند به وابستگی بین زمین و علوم زیستی جانداران اشاره دارد و این بنا به وسیله ی آنها مقدار زیادی از انرژی اش را ذخیره می کند. در حقیقت این تپه ها در روی سقف مانند دو بادگیر عمل می کنند، یعنی با به گردش درآوردن هوا در داخل ساختمان، هوای خنک را داخل محوطه ی اصلی داخل بنا می کنند و به این وسیله در مصرف انرژی تا حدود زیادی صرفه جویی می شود.


سقف این بنا با ۶ اینچ خاک پوشانده شده است. این کار علاوه بر اینکه باعث میشود این سقف، عایق بسیار خوبی در برابر دما باشد ( به طوری که دمای داخل بنا ۱۰ درجه خنک تر از دمای خارج است )، عایق بسیار مناسبی برای صدا هم هست( این سقف فرکانس صدا ها را تا ۴۰ دسیبل کاهش می دهد ). علاوه بر همه ی اینها، این سقف با جذب ۹۸ درصد از آب بارندگی های احتمالی ، آب لازم برای آبیاری گیاهان را در تمام طول سال تامین میکند.
[تصویر:  aa865745c923435ea2571bcb73711fb5.jpg]

هدف رنزو پیانو این بوده تا با ساختن بنای شفاف، ارتباط بین این ساختمان و محیط اطرافش را به بهترین وجه به بینندگان القا کند، برای همین “شیشه” در دیوار های خارجی این بنا به مقدار بسیار زیادی مورد استفاده قرار گرفته که به بینندگان این امکان را میدهد تا از بین دیواره های آن، به تماشای موزه ای که در داخل وجود دارد بپردازند.
[تصویر:  Rnfrst_Interior_1S.jpg]

[تصویر:  626.jpg]


[تصویر:  calacad_007.jpg]
.

+در هر 3 ثانیه یکی تو دنیا می میره ...

1،2،3 الان یکی مرد!!!

یادت باشه یکی از این سه ثانیه ها سهم ماست !!!

پس قبل از اینکه به 3 برسی قدر همه اون چیزایی که تو زندگیت داری و بدون"

یک . . . دو . . . سه . . .



.
پاسخ
 سپاس شده توسط احسان نظری ، محمد جواد رضایی ، سعید قاسم پور ، مهدی بیات
#4
مرسی خیلی عالی بود.
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان