درود مهمان گرامی! ثبت نام

اولين دوره مسابقات کشوري سازه هاي ماکاروني کاپ آذربايجان

کاپ آذربايجان

ثبت نام کارگاه ثبت نام مسايقات پوستر

>بستن اين پنجره<

این یک اطلاعیه همگانی است!


امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
معماری مذهبی
#1
مفاهيم معماری مذهبي

با ظهور اسلام در قرن هفتم میلادی، پایه های هنر اسلامی كه مجموعه ای از هنر در دوره ها ی "ساسانیان" و "بیزانس" بود، شكل گرفت. پس از ظهور اسلام، معماران مسلمان همچون سایر هنرمندان، دریچه های جدیدی از بینش به رویشان گشوده شد كه این امر موجب تحولی بزرگ د ر تمام تجلیات فكری و هنری آنان گردید.
هنر اسلامی تقریباً با روی كارآمدن سلسله "امویان" در سال 41 هـ.ق و انتقال مركز خلافت امویان از مدینه به دمشق، پدید آمد. با این انتقال، هنر اسلامی تركیبی از هنر سرزمین های همسایه بویژه ایران گردید. در ایران، اولین نمونه های هنر و معماری در منطقه "خرا سان" شكل گرفت. در این منطقه شاهد شكل گیری اولین شیوه معماری ایران پس از اسلام هست یم. این شیوه كه به "خراسانی(شبستانی)" معروف گردید، در قرن اول هـ.ق (ابتدای پذیرش د ین مبین اسلام از سوی ایرانیان) آغاز گردید و تا دوره "آل بویه" و "دیلمیان"(قرن چها رم هـ.ق) ادامه پیدا كرد. در این شیوه، نقشه مساجد از صدر اسلام الهام گرفت و مساجد ب ه صورت شبستانی (چهل ستونی) بنا گشتند. به طور كلی، معماری در این شیوه بسیار ساده و خالی از هرگونه تكلف است و مصالحی كه در این بناها به كار رفته ساده و ارزان قیمت می باشد. از مساجد این شیوه می توان به "مسجد جامع فهرج یزد"، "مسجد تاریخانه دامغان"، "مسجد جامع نائین"، "مسجد جامع نیریز" و "بنای اولیه مسجد جامع اصفهان" اشاره كرد.

در نیمه اول قرن پنجم هـ.ق، با تأسیس سلسله سلجوقیان، درخشان ترین دوره هنر اسلامی د ر ایران آغاز گردید. در این دوره، شاهد اوج شیوه ای از معماری به نام "رازی" هستیم كه از زمان سلسله "آل زیار" در شهر ری آغاز و تا حمله "مغولان" ادامه پیدا كرد. در ای ن شیوه بود كه معماران از انواع "نقوش شكسته" و "گره سازی" با آجر و كاشی استفاده ك ردند و همچنین در طرح هایشان از طرح چهار ایوانی و قراردادن گنبد بر مقاطع مربع، بهره بسیار بردند. آثار معماری در این دوره، از بنیاد با "مصالح مرغوب" بنا شدند. مساجد م عروفی چون "مسجد برسیان" در نزدیكی اصفهان، "مسجد جامع اردستان"، "مسجد جامع كبیر قز وین" و "مسجد جامع اصفهان" كه بر روی شالوده های دوران "آل بویه" بنا گردید، از نمون ه های این شیوه به شمار می روند. در اوایل قرن هفتم هـ.ق، با هجوم مغولان، بسیاری از كشورهای اسلامی از جمله ایران به ویرانی كشیده شدند، اما چندی نگذشت كه با تأسیس سلسله ایلخانیان، مغولان فرهنگ و سنتهای كشورهای شكست خورده را پذیرفتند و یكی از حامیان هنر و هنرمندان اسلامی شدند. در این دوره، شیوه ای به نام "آذری" رواج یافت كه تا دو ره "صفویه" ادامه پیدا كرد و شهرهایی چون "تبریز"، "بغداد"، "سلطانیه" و "اصفهان" مر اكز هنر و هنرمندان گشتند و بناهای مذهبی و غیرمذهبی متعددی در این شهرها ایجاد شدند.
در اواسط قرن هشتم هـ.ق، با حمله تیمور، بار دیگر شهرهای ایران به ویرانی كشیده شد؛ ا ما این بار نیز هنر ایران تیموریان را نیز مغلوب كرد به طوری كه شهرهای "سمرقند" و " بخارا" مراكز هنری ایران شدند و شیوه آذری كه از دوره مغول رواج یافته بود، به كار خ ود ادامه داد. در این دوره، ابداعی در زمینه تزئینات معماری یعنی "كاشی معرق" به وقو ع پیوست. از بناهای معروف دوران ایلخانی و تیموری، می توان به "مسجد گوهرشاد"، "مسجد جامع ورامین"، "قسمت اعظم بناهای حرم مطهر حضرت رضا(ع)"، "مسجد كبود تبریز"، "مسجد جامع یزد"، و... اشاره كرد.
با روی كارآمدن صفویان در اوایل قرن دهم هـ.ق، شهرهایی چون "تبریز"، "قزوین" و "اصفه ان" به مراكز هنری ایران تبدیل شدند. در این دوره، شاهد اوج هنر معماری ایران می با شیم كه توسط پادشاهان مقتدر و هنردوست آن دوره یعنی "شاه تهماسب" و "شاه عباس اول" به وجود آمد. در این دوران البته، اندكی قبل از دوره صفوی یعنی از زمان قراقویونلوها، شیوه ای دیگر در معماری ایران به وجود آمد كه به "شیوه اصفهانی" معروف گردید. در این شیوه، نقشه ها و طرحهای ساختمانی رو به سادگی نهاد و استفاده از كاشی های خشتی و هفت رنگ به جای كاشی معرق رواج یافت. مساجدی چون "شیخ لطف ا..." و "مسجد امام" در اصفها ن، از شگفتی های معماری این دوران به شمار می آیند. در دوران زند و افشار، بتدریج شاه د افول معماری ایرانی می باشیم، به طوری كه این ركود و افول در دوره قاجار به اوج خو د می رسد. با وجود این ركود، باز هم شاهد ایجاد بناهایی چون "مسجد امام تهران"، "مسج د و مدرسه شهید مطهری(سپهسالار)" و "مسجد و مدرسه آقابزرگ" در كاشان و... می باشیم.
معماری مذهبی از میان انواع هنر معماری در ایران، معماری مذهبی از جایگاه خاصی برخوردار است. البت ه، سابقه این نوع معماری به دوران قبل از اسلام به ویژه دوران ساسانیان می رسد. با گ سترش دین اسلام در كشورهای مختلف از جمله ایران، معماری مذهبی در اسلام از جایگاه خاصی بر خوردار گشت، البته عواملی چون "تأكید بزرگان دین"، "كاركرد گسترده" و "پدیده وقف" در گسترش و توجه ویژه معماران به "مسجد" بی تأثیر نبوده است. بدین ترتیب، مسجد در ایران عالی ترین نوع بنای اسلامی و به عقیده صاحب نظران "كلید معماری" به شمار می آید.
ایرادی كه برخی بر معماری اسلامی وارد كردند، این است كه این نوع معماری كاركردهای ا یستایی و سكون را به طرز برجسته نمایان نمی سازد؛ در حالی كه در معماری اسلامی "سكون" ه م حالت ظاهری دارد و هم حالت باطنی. به عنوان مثال، اگر در نقوش اسلیمی و كنده كاری های مقرنس و كندویی شكل و گچ بری های تزئینی این بناها دقت كنیم، می بینیم تمام این ع ناصر دست در دست هم داده اند تا حالتی از "در" و "گوهر" را نشان دهند تا به نظر سبك و شفاف برسند.همچنین، یك هنرمند مسلمان همواره سعی نموده است تا هنر خود را از ساخت و پرداخت اشیا بر وفق طبیعت شان نشان دهد، چون از نظر او هر موجود و پدیده ای حاوی زی بایی بالقوه ای است كه از زیبایی خداوند نشأت گرفته است؛ بنابراین او خود را موظف ب ه عیان ساختن این زیبایی می داند، چون او معتقد به این اصل مهم است كه خداوند اولین هنرمند و كمال زیبایی است و به همین دلیل است كه انسان مظهر زیبایی خداوند است. از ا ین رو، هنرمند مسلمان خود را موظف می داند تا هنر و زیبایی را به بهترین وجه ممكن خلق نماید.
در هر صورت، ویژگی هنر اسلامی سازگاربودن با روح اسلام یعنی همان توحید می باشد؛ و نمود این ویژگی را بیشتر در مكانهای مقدس می توان یافت. در این مقاله، سعی بر آن است تا با مفاهیم معماری در مساجد بیش تر آشنا شویم تا شاید قسمتی از عظمت این معماری شگفت ان گیز آشكارتر شود. از آن جا كه محور مركزیت اسلام "احدیت" و "وحدانیت" است، به همین علت هیچ تصویری قادر به بیان آن نیست. این نكته باعث شده است كه ما درهیچ یك از مساجد نشان از تصویری نیابیم.
ناگفته نماند كه تصویرسازی در اسلام هیچ گاه به طور مطلق منع نگردیده است، بلكه تصویر گیاهان و جانوران به صراحت مورد قبول قرار گرفته و تزئینات نباتی با اشكال نقش پرد ازی شده، جزو هنر مقدس محسوب گردیده است؛ و علت این امر حاكی از آن است كه هنر تنها دلیل و گواهی بر وجود خداوند است؛ بنابراین زیبایی آن نیز باید غیر شخصی باشد به طو ر كلی، تزئینات معماری اسلامی شامل سنگ، آجر، چوب، گچ و كاشی كاری، هر یك جداگانه دس ت به هنرنمایی زده و مفاهیمی را القا كرده اند؛ و این عامل وجه تمایز معماری اسلامی گر دیده است.
معانی نمادین مكان 1،درگاه ورودی مساجد ورودی مساجد، یكی از مهمترین مكانهایی است كه معانی نمادین زیادی را می توان از آن استن باط نمود به عنوان مثال، عقب رفتگی درگاه های مساجد، گوئی زائران را به درون فرا می خوانند و از آنها استقبال می نمایند. همچنین حسی از خشوع و تواضع را در برابر این مكان مقدس كه نمودی از ذات اقدس الهی است، القا می نماید.
2،محراب "محراب" محلی برای درخشش پرتو الهی و دروازه ای به سوی بهشت است كه این حس و مفهوم از ق وسی شكل بودن محراب و آیات سوره نور در دور تا دور آن به عیان آشكار است.
3،گنبد گنبد در یك بنای مقدس، نمایشگر روح كلی است و ساقه هشت ضلعی آن رمز هشت فرشته حاملان عرش می باشد. پیامبر اكرم(ص) از معراج خویش بنا به روایتی گنبد عظیمی را توصیف می كند كه از صدفی سپید بنا شده بود و در چهارگوشه آن چهار كلام اولین سوره "فاتحه الكتاب" ی عنی "بسم ا... الرحمن الرحیم" نوشته شده بود همچنین چهار نهر از آب و شیر و عسل و شراب بهشتی كه رودهای سعادت ازلی و بهشتی می باشند از آنها جاری است.
از این روایت برمی آید كه صدف می تواند رمز روح ا... باشد كه از طریق گنبد صدف، مرو ارید (مخلوقات) را در برمی گیرد. به عبارت دیگر، صدف همان عرش الهی است كه تمام مخلوقاتش را در بر گرفته است.
شاید این روایت الگوی روحانی هر بنای مقدس قبه داری باشد كه معماران مسلمان از آن بهر ه گرفته اند، به طوری كه بخش مكعب شكل ساختمان در نظر آنان، نمودار كیهان و چهار كنج بنا به عنوان نمادی از عناصر روحانی و جسمانی عالم و كل بنا بیانگر تعادلی باشد كه احدیت خداوند را در نظام كیهان انعكاس می دهد.
گنبد، همچنین رمز اتحاد بین آسمان و زمین است كه در آن قاعده مستطیل شكل بنا با زمین و قبه كروی بنا با آسمان، مطابقت دارد. به عبارت دیگر، معماران مسلمان تعلق به خاك را با بنایی مربع شكل كه نشانه استقامت و ایستایی است و تعلق به آسمان را با گنبدی گرد و دوار كه نشانه محو شدن در فكر الهی است، مجسم ساخته اند.
4،كاشیكاری یكی از دلایل استفاده از كاشی، مقاوم بودن آن در برابر حوادث طبیعی چون باد، باران، آفتاب، عناصر شیمیایی و كنشها و كششهای فیزیكی در ساختمان است رنگ آمیزی كاشیها همچن ین باعث القای فضایی بهشتی و ایجاد آرامش روح و روان می شود. فضای مثبت و منفی كه در كاشیكاری بناهای اسلامی رعایت شده، نشان دهنده مفهوم روح و جسم است كه هر یك لازم و م لزوم یكدیگرند و علت استفاده از خط ثلث در كاشیكاری ها و كتیبه های بناهای اسلامی كه اغلب به رنگ سفید نوشته شده است، نشانه ای از غلبه نور بر ظلمت است كه از طریق افز ایش فضای سفید بر زمینه تیره دیده می شود.
علت استفاده از نقوش هندسی و گیاهان در كاشی كاریها نیز این است كه پایه و اساس این نقوش دایره است و دایره در هنر اسلامی نمادی از "كمال" را تداعی می كند. دایره همچنین سبب جلب توجه بیننده به سوی "مركز" می شود كه همه جا هست و هیچ جا نیست. رنگ در كاشیكاری رنگ در كاشیكاری اسلامی نیز از جالبترین نمونه های نمادین در هنر اسلامی است. به عنوان م ثال، رنگ فیروزه ای و لاجوردی در هنر اسلامی، نمادی از آسمان لایتناهی همراه با آرامش باط نی است. منظور از رنگهای آبی كاشیكاری و خاكی آجركاری رنگهای زمین و آسمان است كه در ع ین تضاد دارای هماهنگی و دلنشینی می باشد.
استفاده از كاشیهای لعابی در دیواره های بعضی مساجد كه با نقوش اسلیمی ظریف گچ بری ش ده تلفیق یافته است، یادآور رمزگری "حجاب" است؛ چون بنا به حدیثی نبوی، خداوند در پ شت هفتاد هزار حجاب از نور و ظلمت پنهان است كه اگر آن حجابها برافتد، نگاه پروردگار به هر كه و هر چه افتد، فروغ و درخشندگی چهره اش آن همه را می سوزاند.
علاوه بر اسلیمی، نقوش دیگری كه در كاشیكاری مساجد استفاده می شود، هر یك دارای مفهو م خاص خود می باشند. بنا به گفته دكتر محمد خزائی، در هنر اسلامی "شمسه" الهام گرفته از نقش خورشید است كه بیشتر با نقوش اسلیمی، ختایی، كتیبه، هندسی و در بعضی موارد با اس تفاده از نقوش حیوانی مثل ماهی و یا پرنده طرح شده است.
شمسه، نمادی از الوهیت، نور و وحدانیت می باشد كه نمونه های آن را می توان در سقف داخل ی گنبد مسجد شیخ لطف ا... در اصفهان و مقبره شاه نعمت ا... ولی در ماهان كرمان مشاهده كرد. نقش طاووس، از جمله نقوشی است كه در تزئینات مساجد و اماكن مذهبی دیده می شود.
نقش دو طاووس به صورت قرینه در تزئینات سردر ورودی بسیاری از مكانهای مذهبی دوره صفوی ه از جمله مسجد امام اصفهان، امامزاده هارون ولایت اصفهان، حرم عباسی امام رضا(ع)، مق بره خواجه ربیع مشهد و مجموعه شیخ صفی الدین در اردبیل وجود دارد. حضور این نقش به دلیل آن است كه مسلمانان طاووس را یك پرنده بهشتی می دانند و از آن د ر نقوش شان برای نشان دادن دربان و راهنمای مردم به بهشت استفاده می كردند و به عقید ه عموم، نقش این پرنده بر سر در ورودی مساجد، باعث دفع شیطان و استقبال از مسلمانان است.
5،كتیبه كتیبه ها معمولاً طوری استفاده می شوند كه سبب تزئین بنا گردند. در كتیبه ها معمولاً از اسامی حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) به عنوان "باب علم"،طبق حدیث "انا مدینه العلم و علی بابها"،بسیار آورده شده است. آیاتی از قرآن نیز اغلب با نوع بنایی كه در آن قر ار گرفته و آن را آراسته اند مرتبط است. در كتیبه ها همچنین اشكال پرندگانی چون طاووس كه به پرندگان بهشتی معروفند دیده می شود. بیشتر این نقوش، در پشت و بغلهای طاق ورودی مساجد جای می گیرند تا همزمان شیطان را دفع و از مؤمنان استقبال كنند.
6،حوض هر مسجدی یا بنای مذهبی، معمولاً دارای حیاطی است كه در وسط آن حوضی قرار دارد تا مؤمن ان قبل از نماز وضو بگیرند. این حوض گاهی در زیر قبه كوچكی به شكل سایبان قرار می گی رد. این حیاط با حوض وسط آن، می تواند تمثیلی از نهرها و جوی های بهشتی باشد، زیرا قرآن از باغهای بهشتی كه در آنها چشمه ها می جوشند، بارها یاد كرده است.
در مجموع می توان گفت، هنر اسلامی همواره به دنبال آرامش بوده و هست و در آن هیچ چیز ن شانگر جنبش و حركت نیست چون از نظر هنرمند مسلمان، محیطی كه مؤمنان در آن قرار می گی رند باید حسی از آرامش و آسایش را القا كند و این امر با به كار بردن عناصری كه ذكر شد، شاید تحقق یابد.


بير اوچايديم بو چيرپينان يئلينن
باغلاشايديم داغدان آشان سئلينن

آغلاشايديم اوزاق دوشن ائلينن

بير گؤرئيديم آيريليغي كيم سالدي

اؤلكه ميزده كيم قيريلدي كيم قالدي !؟

پاسخ
 سپاس شده توسط حمید رضا نظری ، محمد جواد رضایی ، سعید قاسم پور ، سجاد مقدس پور ، رضا اله ورن ، مهران ترابی
#2
معماری اسلامی


تاثیر اسلام بر معماری

دین اسلام در همه وجوه انسان جاری و ساری است، در این دین هیچ چیز نیست که متاثر از امر مقدس نباشد. این بدان معنی است که در زندگی هیچ تفاوتی میان مقدس و غیرمقدس نيست. فقط سلسه مراتبی از وجود در کار است که ریشه در توحید الهی دارد، این توحید در همه چیز بیش از همه در هنرهای جهان اسلام مشهود است که در آن هیچ تفاوتی میان هنرهای ظریف و صناعی کاربردی وجود ندارد. دراسلام، هنر از صنعتگری و کار صنعتگر از بقیه وجوه زندگی، مخصوصا از زندگی روحانی او جدا نیست.

معماری اسلامی نه عظیم به معنای شکوه آرمان ها و دست آوردهای تمدنی خاص است، چنانکه در مورد رنسانس می بینیم و نه مروج بیان ذهنی فرد، چنانکه در مورد هنر و معماری مدرن می بینیم، تنها به این معنی عظیم است که بناهای تاریخی خود را برای تعظیم خدا برمی افرازد و هریک از وجوه آن ها یادآور عظمت اوست.

شهر نشینی اسلامی فاقد خیابان ها یا چشم اندازهای بزرگی است که در کنار آن ها مهمترین بناهای ساکنان آن، به عنوان نشانه های دست آوردهای فرهنگی، سربرافراشته باشند. هر چند معماری مقدس اسلام، معماری مسجد است، با این همه مسجد هیچ گاه از بقیه محیط شهری جدا نبوده است.

اسلام چنانکه گفتیم، زندگی امت خود را به قلمروهای مقدس و غیرمقدس تقسیم نمی کند. امور مقدس در همه مظاهر محیط شهری جاری است و همه مناسکی که در مسجد اقامه می شود در خانه نیز به جای آورده می شود، مساجد جهان اسلام را نمی توان درست از بیرون دید؛ زیرا ساختار متراکم شهری از همه طرف احاطه دارد، تجربه این معماری در منظر درونی است، به همین سبب است که این معماری، انسان را از کثرت جهان به جهان تفکر عمیق و قلمرو روح می برد.

عروج معمار سنتی به سوی عالم بالا

معماری هنر نظم دان به فضاست. پرهیز از شمایل گری در هنر و معماری اسلامی که امکان تجسم حضور الهی را در تصویر یا شمایل منتفی می سازد، خود عامل بسیار مهمی در تاکید بر اهمیت معنوی فضای تهی در ذهن و ضمیر مسلمانان است.

فضای خالی از این راه و نیز به واسطه اصل توحید به عنصر قدسی تبدیل شده است. در این مکان خداوند و تجلیات زیبای او با هیچ مکان، زمان یا شیئی خاص یگانه قلمداد نمی شود، حضورحق تعالی فراگیر است. «لله المشرق و المغرب فاینما تولوا فثم وجه الله ان الله واسع علیم»؛ مشرق و مغرب هر دو ملک خداست، پس به هر طرف که رو کنید به سوی خدا روی آوردید، خدا به همه جا محیط و به همه چیز داناست. از این روی است که تهی بودن در هنراسلامی مترادف تجلی امر قدسی است.

انسان در اسلام مقیاس همه چیز نیست. معمار مسلمان با اسلام خود، یعنی با سرسپردگی خود به مشیت الهی، تصدیق می کند که خدا معمار اعلاست. بنابراین رابطه معمار و فضای دور و بر او رابطه ای مبتنی بر تعظیم است نه تکبر، از این رو، اگر باید تاثیری بر این محیط مادی برجای بگذارد، این تاثیر باید با خضوع صورت گیرد نه با حس بی اعتنایی به نظم طبیعی وجود. معمارسنتی اسلامی این آگاهی را کاملا منعکس می کند که هرگز هیچ موضعی حاکی از تعارض یا بی اعتنایی با تسلط بر محیط اطراف درکار نبوده است.

این را در انحنای گنبد و اشکال سیاق طاق ها، كنگره های خط افق و فرورفتگی و پیش آمدگی های دیوار می توان دید که به بنا امکان تعادل در زیبایی با فضای دوروبر می دهد، حتی فضای درونی بنا و حیاط آن (مجازاً قلب بنا) گشوده رو به آسمان است و این نشان دهنده عروج قلب به سوی عالم بالاست.

عروج معمار سنتی به سوی عالم بالا، درکار او، از طریق تنویر توده های مادی منعکس می شود. این توده مادی با تکنیک های تزیین که آن را از نظر می پوشاند و توجه را به ساحت رنگ و طرح هندسی و اشکال اندامی جلب می کند، زیبایی می یابد. این تزیین را باید تجلی نظم والاتری از وجود و نه صرفا استعمال سطحی الگوها، دانست. تغییرتوده مادی معماری از طریق تزیین، نماینده وجه «لااله» است، درحالی که تمرکز بر توحید الهی، نشانه اثبات «الاالله» می باشد.

معماری اسلامی و سودمندی اجتماعی

اسلام، رهبانیت محض نیست و هرگز چشم به روی مسائل روزمره زندگی مردم نمی بندد و آن را از شئونات اخروی جدا نمی سازد. معماری اسلامی بر این اساس کوششی است دربرآورده سازی نیازهای دنیوی و متداول و حوائج اخروی و به همین جهت به هروجه وجودی مسلمان توجه دارد.

مسجد، درنگرش نخستین محل عبادت است، اما مکانی برای بحث و فحص در علوم مختلف و جایگاه رفع مشکلات و حل گرفتاری‌ها نیزبه شمار می رود، حتی درتاریخ تمدن اسلام به دفعات مشاهده می کنیم که مدارس و مساجد مکان جدا از یكدیگر نیستند و عبادت و دانش در محلی واحد صورت می پذیرفته است و هرگزدیده نشده است که حرکتی اسلامی و فریادی حق طلبانه از مسجد آغاز نشده باشد و یا به نحوی از انحاء با آن پیوستگی نداشته باشد.

معماری اسلامی؛ خدا بنیادی و دعوت دینی

معماری اسلامی نتیجه تاریخی تقرب معمار مسلمان به حقیقت محض فرا گیری است که حکمش بر اشیاء و اشخاص و امور جاری است. منشا معماری اسلامی، انسانیت انسان است که دارای روحی مجرد است که به درجه تجرد رسیده و از ماده جدا است و هر چیز که به مرتبه تجرد واصل شود، خلاق است و بهره مند از توان آفرینش و ساختن.

«نفس مجرد» داری «خلاقیت» است و به همین سبب می تواند به فعل، عمل و آفریدن بپردازد و از همین رهگذر صورت‌هایی را در علم و آگاهی خود خلق کند و آنگاه آن صور را در خارج ظهور و بروز دهد و بدان ها تحقق بیرونی عطا کند. انسان مظهر اسماء و صفات الهی است و خداوند تبارک و تعالی همه اسماء را به انسان آموخته است و جوهر همه اسماء در ذات او وجود دارد و صد البته که یکی از این همه آفریدن است.

انسان دارای نفخه روح الهی است و بهره مند از موهبت الهی آفرینندگی و بهترین نمونه آن هنر و ارجمندترین آن معماری می باشد. معماری اسلامی علاوه بر روح دینی، قالب و صورت دینی نیز دارد که در اینجا، قالب، صورتی است نمادین از حقیقت ارجمند اسلام؛ چرا که راز جز در صورت رمز جلوه گر نمی شود و اسرار جز در پهنه نماد متعین نمی گردد.

معماری اسلامی؛ حاصل رویکرد بشر به خورشید حقیقت

معماری اسلامی حاصل تاریخی رویکرد بشر به خورشید حقیقت و نزدیک شدن او به بهشت مثالی وجود خویشتن است. اشتیاق فزاینده معمار به تقرب و ربط هرپدیده ای به ساحت ربوبی و فناء فی الله باعث شده است که این وادی پر‌شکوه صرفا به نفس ذوقی معمار باز نگردد و پیوسته منتسب و منوط به حقیقت کل باشد.

چنین است که محاکات عوامل درونی معمار و امیال لجام گسیخته و سرکش بشری در پرتو مکاشفات عارفانه رنگ می بازد و خود بنیادی که جوهره هنر امروز را می سازد در این محفل نورمند انس جایی ندارد و در اینجا نه فقط مضمون و موضوع از آن حقیقت برترمایه می گیرد بلکه زبان معماری نیز از همان آبشخور سیراب می شود.

همان طور که می دانیم و در متن نیز به آن اشاره شد، اسلام برای تمامی وجوه زندگی انسان برنامه دارد و به همه ابعاد وجودی انسان چه روحی و چه جسمی پرداخته است؛ چراکه اسلام دینی زنده و پویا و برای تمامی اعصار و قرون است و توجه این دین جهان شمول به هنر معماری جای بسی بررسی و تامل دارد.

معماری اسلامی؛ توجه به خدا و معنویت در جزء جزء شئون زندگی آدمی

معماری اسلامی توجه به خدا و معنویت در جزء جزء شئون زندگی آدمی است و معمار ایرانی مسلمان نیز هیچ گاه از این معنی دور نبوده است. ایرانیان در دوره های بعد از اسلام با اندیشه و اعتقاد ناب اسلامی خود آثاری بی بدیل وکم نظیر بر جای گذارده اند.

آثار معماری ایرانی در دوران بعد از اسلام از جمله آثار فرهنگی فاخر جهان به شمار می روند، که از آن جمله اند: مسجد کبود تبریز، مسجد امام اصفهان و مسجد میر چخماق یزد که با آن نماهای زیبا و فاخر خود همگی گویای اندیشه زیبای معمار خویش اند که بر گرفته از فرهنگ غنی اسلامی است. معماران مسلمان در شرق و غرب عالم نیز این هنر خود را گسترانده اند و آثاری هم چون قصرالحمراء در اسپانیا و تاج محل در هندوستان از خود به یادگار گذاشته اند.

با این اوصاف که کمی از بیش و جرعه ای از دریای بی کران معماری اسلامی بود جای بسی تاسف است که از این فرهنگ والای اسلامی فاصله گرفته و هم اکنون معماری حاکم برجوامع شهری ما معماری برگرفته از فرهنگ نامانوس غربی است که بر خلاف معماری اسلامی نه تنها باعث آرامش نبوده در بعضی وجوه اضطراب و نا‌آرامی را نیز در بردارد، معماری که دیگر در آن از حیاط های زیبا با طبیعت سبز و حوضی لاجوردی خبری نیست و جای آن‌ها را آپارتمان‌هایی با نماهایی نه چندان زیبا و مهندسی نادرست که ایمن از هیچ حادثه ای نیست گرفته و ای کاش آرزوی مردی بزرگ چون سید جمال الدین اسد آبادی تحقق بخشیده شود و ما از شرق و غرب عالم رها شده و به «خویشتن خویش» باز گردیم و در جای جای شهرمان و در هر نمایی از معماری زیبای اسلامی که یقینا منحصر به گنبد و بارگاه و مسجد ندارد بهره گیریم و آن‌گاه این اندیشه هنری-اسلامی بی نظیر را به همگان در سراسر دنیا عرضه کنیم.
بير اوچايديم بو چيرپينان يئلينن
باغلاشايديم داغدان آشان سئلينن

آغلاشايديم اوزاق دوشن ائلينن

بير گؤرئيديم آيريليغي كيم سالدي

اؤلكه ميزده كيم قيريلدي كيم قالدي !؟

پاسخ
 سپاس شده توسط سعید قاسم پور ، رضا اله ورن ، حمید رضا نظری ، سجاد مقدس پور ، مهران ترابی ، k.hoSseinzadeh
#3
معماری مذهبی به معماری ساختمانهایی گفته می‌شود که بر اساس نگرش مذهبی و ایدئولوژی مذهبی طراحی می‌گردد که معمولا این معماری در ساختمانهایی که کاربری مذهبی دارند مانند: آتشکدهها، مسجدها، کلیساها، معبدها، خانقاهها و زیارتگاهها دیده می‌شود

معماری مذهبی در ایران [معماری مذهبی از میان سبک‌های معماری ایران از جایگاه خاصی برخوردار است. سابقه این نوع معماری به دوران قبل از اسلام به ویژه دوران ساسانیان می‌رسد.

معماری زرتشتی این معماری در آتشکده‌های باقی مانده از دوره ساسانیان قابل رویت هست که از نمونه‌های باقی مانده می‌توان آتشکده سروستان نام برد و آتشکده یزد از نمونه‌های جدید می‌باشد

معماری یهودی [معماری مسیحی [ویرایش]این معماری با تاثیر گرفتن از فرهنگ و معماری غربی ترکیب آن با معماری ایرانی در کلیساهای ایران دیده می‌شود و یکی از نمونه‌های موفق آن را می‌توان کلیسای وانک واقع در منطقه جلفا اصفهان نام برد.

معماری اسلامی [با گسترش دین اسلام در کشورهای مختلف از جمله ایران، معماری مذهبی در اسلام از جایگاه خاصی بر خوردار گشت و معماری اسلامی شکل گرفت، البته عواملی چون «تأکید بزرگان دین»، «کارکرد گسترده» و «پدیده وقف» در گسترش و توجه ویژه معماران به «مسجد» بی تأثیر نبوده‌است. بدین ترتیب، مسجد در ایران عالی ترین نوع بنای اسلامی و به عقیده صاحب نظران «کلید معماری اسلامی» به شمار می‌آید.

عزت از خداست و اوست که به ما عزت می دهد ،اگر بخواهد ابروی کسی رابریزد به دست خودش می ریزد و اگر بخواهد به کسی عزت دهد توسط دشمنان او را عزیز می کند .
پاسخ
 سپاس شده توسط حمید رضا نظری ، بهروز کریمی ، مهران ترابی
#4
معماری اسلامی به سبک آذری

آذری، سبکی در معاماری اسلامی ایران، منسوب به اذربایجان، مشهور به سبک مغول یا ایرانی ـ مغول و مقارن با دورۀ حکومت ایلخانان بر ایران (654-736ق/1256-1336م).
پژوهشگران تاریخ هنر و معماری، غالباً دوران 1400 سالۀ هنر و معماری ایران بعد از اسلام را به سلسله‎های مهم حکومتی نسبت داده و زیر عنوانهای سده‎های نخستین، دورۀ سلجوقی، مغول (ایرانی ـ مغول، ایلخانان)، تیموری، صفوی و قاجار به بحث کشیده‎اند (ویلسن جمـ ؛ دیماند، جمـ ؛ هنر فر، جمـ ؛ ویلبر، 33، 35؛ پوپ «بررسی هنر ایران» جمـ ؛ همو، هنر ایران در گذشته و آینده، جمـ ؛ دوری، جمـ ؛ مارسیه، جمـ) و جز تنی چند از اینان چون زکی محمدحسن (صص 15، 17، 18، 27، 36) و ارنست کونل (صص 11، 43، 94) غالباً بی‎هیچ توضیحی از به کار بردن واژۀ «سبک» که اصطلاحی است فنی، تن زده‎اند. تنها ویلبر در تعلیل این نکته نوشته: چون فرمانروایان این روزگاران فقط پشتیبان و فراهم‎کنندۀ زمینۀ پیشرفت معماری بودند نه آفرینندۀ آن، به جای به کار بردن واژۀ «سبک» از عنوان سیاسی استفاده می‎شود (ص «ز»). گرچه او خود در جای جای کتابش تعبیرات «سبک مغول»، «سبک ایلخانی» و گاه «سبک معماری دورۀ ایلخانی» را به کار برده است (صص 33، 35). در میان این پژوهشگران ظاهراً محمدکریم پیرنیا، نخستین‎بار در 1347ش در مقالۀ «سبک‎شناسی معماری ایران» آگاهانه واژۀ «سبک» را به کار برده و به منظور به دست دادن «نامهایی منطقی و مناسب» برای چند بنا که «به یک سبک ساخته شده» ولی ننامهای مغولی، تیموری، قراقویونلو و نظایر ان» گرفته اصطلاحاتی نو در پژوهش تاریخ معماری ایران بعد از اسلام عرضه کرده است. وی به پیروی از سبک‎شناسی شعر فارسی، سبکهای معماری را به زادگاههای آنها نسبت داده و نامهای خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی را در معماری پیشنهاد کرده است (صص 43، 44).
باتوجه به مشخصات تاریخی، جغرافیایی، ویژگیهای معماری و بناهای بازماندۀ منسوب به سبک آذری می‎توان آن را بر معماری اسلامی ایران در دورۀ ایلخانی (مغول) منطبق ساخت. به نظر پیرنیا پس از استقرار هولاکو در مراغه (657ق/1259م) معماری ایران جان تازه‎ای گرفت و سبک آذری در پی دگرگونیهایی که بر اثر اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادیِ حکم بر جامعه، در سبک رازی (معماری دورۀ سلجوقی) پدید آمد، از مراغه آغاز شد و با نام سبک مغولی راه تبریز و سلطانیه را پیموده و به سراسر ایران و خارج ایران نفوذ کرد و روز به روز آراسته‎تر شد تا در اوج درخشش خود شاهکارهای روزگار فرزندان تیمور و به ویژه شاهرخ (807-850ق/1404-1446م) را پدید آورد (همو، 45). از این سخن پیرنیا و قراین دیگر در دو مقالۀ وی، چون ذکر مقبرۀ، شیخ‎صفیّ‎الدین اردبیلی و مسجد گوهرشاد و برخی دیگر از آثار دورۀ پس از ایلخانی در جزو بناهای سبک آذری، آشکارا برمی‎آید که او سبک آذری را بر معماری دو دورۀ ایلخانی و تیموری منطبق می‎سازد، درحالیکه غالب پژوهشگران، هنر و معماری دو دورۀ مغول (ایلخانی) و تیموری را جدا از یکدیگر و به‎سان دو دورۀ مختلف به بحث کشیده‎اند، حتی کونل که از این دوره زیر یک عنوان، سبک ایرانی ـ مغول، گفت‎وگو کرده، توجه دارد که در اینجا دو دورۀ متوالی با فاصلۀ زمانی کوتاه قابل تشخیص است که به عقیدۀ وی در دورۀ نخست که مربوط به ایلخانان است عنصر مغولی بر کارهای هنری ایران تأثیر می‎گذارد و در دورۀ دوم که عنصر مغولی در فرهنگ ایران حل و هضم می‎شود سبک تیموری ارزش و اعتبار می‎یابد (ص 94). اما به هر حال باید این واقعیت را در اینجا پذیرفت که گرچه دورۀ ایلخانی با مرگ آخرین پادشاه مقتدر این سلسله، ابوسعید، در 736ق/1335م پایان می‎یابد، ولی چون مرگ او «نه در فعالیت ساختمانی وقفه ایجاد کرد و نه در سبک معماری» (ویلبر، 105) ساختمانهای بقیۀ سدۀ 8ق/14م را نیز می‎توان جزو این دوره و سبک تصریح نمی‎کند، ولی با توجه به این جمله‎ها می‎توان جزو این دوره و سبک به شمار آورد.
وجه تسمیه: پیرنیا به وجه تسمیۀ این سبک تصریح نمی‎کند، ولی با توجه به این جمله‎ها می‎توان به علت این نامگذاری پی برد: این سبک «با آمیزش و ترکیب و تلفیق معماری جنوب و سنتها و روشهایی که از روزگاران کهن، بومیِ آذربایجان شده بود» پدید امد و «به حق نام آذری گرفت» (پیرنیا، «سبک آذری»، 55)، اما وی روشن نمی‎سازد که این سبک کی و از سوی چه کسی و در کجا نام «آذری» گرفته و در کدام متن کهن یا نو به کار رفته است. البته توجه و اشاره به «معماری بومی آذربایجان» در نوشته‎های دیگر پژوهشگران بی‎سابقه نیست. پیش از پیرنیا، آندره گدار در گفت‎وگو از مقابر مراغه، که در نیمۀ دوم قرن 6ق/12م (پیش از یورش مغول) ساخته شده‎اند تعبیر «نوع ساختمانهای آذربایجان» و «معماری آذربایجان» را به کار برده است (ص 426). همچنین وی در گفت‎وگو از آرامگاه الجایتو (سلطان‎محمد خدابنده)، بنا‎ترین اثر معماری عصر ایلخانان، به «ابنیۀ پیشین آذربایجان» و «معماری قدیمی آذربایجانی» عنایت داشته است (همو، 433).
خاستگاه: برخی از محققان چون عباس اقبال معتقدند روابط میان جهان اسلام و چین (مرکز حکومت خان مغول) که از روزگار هولاکو آغاز گردید، تأثیران متقابلی در معماری جهان اسلام مؤثر افتاده، «یکی شکل گنبدهاست که در مقابر و مساجد کاملاً از معابد چینی و بودایی تقلید شده، دیگر رنگ آبی شفاف در کاشی‎کاری و پوشاندن خِارج گنبدها از کاشیهای کبود براق. مخصوصاً بعضی از بناهایی که از عهد ایلخانان باقی مانده از دور هیأت چادرها یعنی یورتهای مخصوص اسلات را دارد، تأثیر شکل یورتها در مقبرۀ مشهور به دختر هولاکو واقع در مراغه از همه‎جا نمایان‎تر است» (اقبال، 564؛ قس: حسن، 30، 48؛ الالفی، 210؛ پرایس، 101؛ دیماند، 188). ارنست کونل نیز از سرازیر شدن سیل‎وار طرحهایی از شرق آسیا به ایران و کشورهای مجاور و تأثیر عنصر مغولی بر هنر ایران در روزگار ایلخانان سخن گفته است، ولی افزوده»: «ابداعات و تکامل گذشتۀ آن، آن قدر نیرومند بود که در مقابل این خطر بتواند استقامت کند ... در بادی امر نوع برج در ابنیۀ دورۀ سلجوقی به همان شکل باقی ماند. مثلاً قبر دختران ]؟[ هلاکو در مراغه، درست همان سبکی را دارد که در مقابر نخجوان رعایت گردید» (صص 94، 95). در برابر این نظرات، کارل دوری عقیده دارد که در معماری این دوره (ایلخانان) به‎طور کامل آنچه سلجوقیان به‎طور سنتی توسعه داده بودند، پذیرفته شد و «طرحهای مسجد و مدرسه سلجوقی تقریباً بدون تغییر چشمگیری اجرا می‎گردید ... آرامگاه مادر ]دختر[ هولاکو در مراغه شبیه به معماری آل سلجوق است» (صص 171، 172؛ قس: الالفی، 210؛ دیماند، 102). سخنان گُدار با صراحتی بیشتر نظر پژوهشگرانی چون اقبال را مردود می‎سازد. وی شیوۀ «ساختمان گنبد فوقانی گنبدهای دوپوشه» را که از آغاز دورۀ مغول معمول گردید دنبالۀ شیوۀ ساختمانی دورۀ ساسانیان معرفی می‎کند و می‎نویسد: این شیوه در دورۀ سلجوقیان نیز گاه به کار رفته و همچنان تا دورۀ مغول تداوم یافته است (ص 421). وی حتی آشکارا مقبرۀ سلطان‎سنجر و بنای گنبددار سنگ بست و گنبد هارونیّه را، که هر سه در خراسان و از دورۀ سلجوقی‎اند، به عنوان الگوهای گنبد سلطانیه و شنب غازان، دو اثر مهم معماری عصر ایلخانان (مغول، سبک آذری) معرفی می‎کند (ص 433؛ قس: مارسیه، 170-172).
دونالد ویلبر، که دربارۀ معماری اسلامی ایران در دورۀ ایلخانان کتابی مستقل و جامع تألیف کرده است، آثار ساختمانی این دوره را مرحله‎ای از تاریخ پیوستۀ معماری اسلامی ایران می‎داند که اَشکال (فُرمهای) دوره‎های قبل و خصوصیات طرح و جزئیات آنها را منعکس می‎سازد (ص 33). به عقیدۀ وی «فرمهای معماریِ» بناهای تاریخی دورۀ سلجوقی، میراثی از روزگار ساسانیان است و ویگیهای معماری روزگار سلجوقیان و ویرانیهای هراس‎انگیز مغولان را پشت‎سر نهاد و همچنان به جای ماند و از این راه خصوصیات اساسی گنبد و ایوان برای همۀ دوره‎های بعد تثبیت شد (صص «ژ»، «س»، 34). همچنین به نظر او، معماران دورۀ ایلخانی همۀ نقشه‎ها و مصالح و روش ساختمانی دورۀ سلجوقی را اقتباس کردند (ص 35). به ویژه این سخن ویلبر نظر محققانی چون اقبال را دربارۀ تأثیر شکل گنبدهای چینی بر گنبدهای دورۀ مغول (ایلخانی، آذری) یکسره باطل می‎سازد: «گنبدهایی که در این دوره ساخته شده از لحاظ نسبت به سنت مستقیماً به دورۀ ساسانیان ـ با واسطۀ دورۀ سلجوقی ـ می‎رسد» (ص 71).
پیرنیا برای رد نظر اقبال و هم نظران او با ارائۀ شواهدی از اثار بازماندۀ معماری به بررسی مسأله پرداخته است. وی اولاً بناهای رَبع رشیدی، شنب غازان و دارالشفای یزد را به‎سان حلقه‎های مفقودۀ سلسله بناهای مراغه تا گنبد سلطانیه می‎داند. و می‎نویسد: اگر این بناها به جای می‎ماند، سیر تحول و تکامل سبک رازی (معماری سلجوقی) به آذری آسان‎تر قابل مطالعه بود. ثانیاً «گنبد مدرسۀ ضیائیۀ یزد را که به تصریح جامع جعفری در سال 623ق/1226م (تاریخ یزد صحیح است نه جامع جعفری، و سال 631، نه 623) ساخته شده و نیز گنبد جبلیۀ کرمان و هارونیۀ طوس را برهانی قاطع بر بی‎پایگی این نظر می‎داند («سبک‎شناسی»، 45).
هرچند اصل سخن پیرنیا درست می‎نماید و پیش از او دیگر پژوهشگران نیز آن را آشکارا طرح و تأیید کرده‎اند (کونل، 95؛ دوری، 171-172؛ ویلبر، «ژ»، «س»، 34-35؛ گدار، 431، 433). ولی پایۀ استدلال وی سست است، زیرا اولاً به خاک توده‎های به جای مانده از رَبع رشیدی، شنب غازان و دارالشفای یزد نمی‎توان استناد کرد، ثانیاً درست است که بنای مدرسۀ ضیائیه بنابر تصریح تاریخ یزد در سال 631ق/1234م آغاز شده ولی ساختمان آن در سال 705ق/1305م (جعفری، 117) یا 750ق/1349م (کاتب، 136) به پایان رسیده است. به بیان روشن‎تر باتوجه به تاریخ اتمام بنای مدرسۀ ضیائیه و گنبد ان که عادتاً از آخرین اجزای ساخته شدۀ یک بناست این اثر معماری متعلق به دورۀ ایلخانی (مغول) است نه پیش از ان.
ویژگیها: کونل در گفت‎وگو از معماری سبک ایرانی ـ مغول مقابر را جدا از مساجد و مدارس و دیگر بناها بررسی کرده است. به نظر وی سبک مقابر برجی این دوره همان سبک دورۀ سلجوقی است، ولی مقابر گنبددار با گسترش و عظمت بیشتری که می‎یابند دستخوش تحول می‎شوند و به ویژه تأکید بر جنبۀ عمودی بنا و گنبد هلالی نوک‎دار که بر پایۀ 8 ضلعی ساخته شده چشمگیر است (ص 95). وی سبک مساجد این دوره را نیز دنبالۀ سبکی می‎داند که در دورۀ سلجوقیان ابداع شد، با این تفاوت که طرح آنها در دورۀ ایلخانی «با ایجاد 4 ایوان و یک نمازخانۀ ]شبستان[ عظیم متصل به آنها تکمیل گردید و گسترش بیشتری یافت» (ص 96). دوری، نخستین نشانۀ ویژۀ معماری مغولی را در آرامگاهها نشان می‎دهد: «گنبد عظیم دولایه و محوطه‎ای کوچک برای مزار» (ص 172).
به نظر ویلبر معماری اسلامی ایران در طی یک دورۀ 300 ساله (از سلجوقی تا ایلخانی) سیری منظم و تکاملی داشته است. معماری سلجوقی را می‎توان شکل ابتدایی سبک ایلخانی دانست. «ظرافت عناصر ساختمانی» یکی از عمده‎ترین ویژگیهای معماری این دوره است: عناصر و جزئیات ساختمانی مشترک با دورۀ سلجوقی در این سبک ظریف‎تر و آراسته‎تر و کالبد ساختمانها سبک‎تر و نازک‎تر شد. سبک شدن کالبد بناها امکان ساختن پنجره‎های بزرگ‎تر و ایجاد تجانس میان دیوارهای درونی و بیرونی را فراهم ساخت. نتیجۀ طبیعی استفادۀ روزافزون از پنجره‎های بزرگ، روشن شدن داخل ساختمانها بود و این ویژگی در بناهای ایلخانی (آذری) درست نقطۀ مقابل ساختمانهای تاریک دوره سلجوقی است (صص 35، 82، 84). دیگر ویژگی عمدۀ این سبک تأکید بر ارتفاع بیشتر بناهاست. روشهایی که آگاهانه در ایجاد عمودیت بیشتر به کار گرفته شده، گرچه همه نسبت به دورۀ پیش تازه نیست، ولی اگر با هم در نظر گرفته شود با فنون دورۀ سلجوقی تفاوت دارد: 1. افزودن ارتفاع اطاقها و تالارها نسبت به اندازه‎های افقی آنها. 2. بلندتر و باریک‎تر ساختن ایوانها: از ویژگیهای این سبک ایوان بلند و باریک سردر است که یک جفت ستاره نیز در دو طرف آن، بلندی را بیشتر جلوه می‎دهد. 3. افزودن به بلندی ساختمانهای گنبددار: ملاحظات زیبایی‎شناسی موجب عنایت بیشتر به ارتفاع و طرح و آشکار ساختن گنبد شد. کوشش در جهت دستیابی به «عظمت و ابهت و یافتن راه حل تازه برای مسائل ساختمانی» در این دوره نمایان است (صص 35، 68-69، 70، 82). استفاده از گنبدهای دو پوشه دست سازندگان این نوع بناها را در بلندتر ساختن آنها باز کرد، زیرا دیگر مشکلی در حفظ رابطۀ نسبی معین میان عرض و طول تالارها با ارتفاع آنها نداشتند فقط کافی بود تا هر اندازه که می‎خواهند و امکانات موجود به آنان اجازه می‎دهد به ارتفاع پوشۀ خارجی (فوقانی) گنبد بیفزایند (ص 83). در این سبک نه تنها پوشش بیرونی گنبدها بلندتر از گنبدهای منفرد نخستین گردید، بلکه به بلندی استوانۀ گنبد نیز افزوده شد و بدین‎سان گنبد کاملاً از دیوارهای پایین جدا و نمایان گشت. این شیوۀ کار، تکامل گنبدسازی را در این دوره نسبت به دورۀ سلجوقی که پایۀ گنبد در پس دیوارهای عظیم از چشمها پنهان می‎ماند، آشکارا نشان می‎دهد (ص 70). روش ساختن نیم‎طاق 8 گوش (گوشوار، فیل‎گوش) بر روی اطاق مکعب و بنای گنبد بر روی آن همچنان به پیروی از دورۀ سلجوقی ادامه یافت جز اینکه محل 8 گوش هرچه بیشتر بالا برده شد و در برخی از بناهای این عهد در این زمینه تکاملی رخ نمود و آن تبدیل 8 گوش به 16 گوش است که در دوره‎های متأخرتر جای خود را به دایره می‎دهد (صص 70، 71). 4. کوشش آگاهانه در ایجاد شباهت و تجانس میان طرح گنبدها گنبدهای بیضی شکل نوک‎تیز و مقطع نوک‎تیز راهروها و قوسهای دیوارها در این سبک قابل تشخیص و ذکر است. 5. عنایت به زیبایی و نیز تمایل به برجسته‎تر ساختن گنبد موجب پوشاندن گنبد با آجر یا سفال نیلی رنگ شد، هرچند این پدیده از سدۀ 2ق/8م سابقه داشته است (همانجا). 6. باریک جلوه‎دادن جزئیات ساختمان: نغولهای (ﻫ م) دیوارهای بیرونی و درونی نغولها 5/4 برابر عرض آنها است، نیم ستونهای زاویه‎ای که وسیلۀ مؤثر القای ارتفاع است ابعاد باریک دارند، دیوارهای ضخیم و حجیم که میراث معماری ساسانی بود و همچنان در عهد سلجوقی به کار می‎رفت باریک و متناسب با سنگینی بار آن گردیده است. همچنین برخی محرابها نیز باریک‎ترند (صص 82، 83، 84).
[تصویر:  ?di=213356242462]آرایشها: در تزیینات ساختمانی این دوره این ویژگیها نمایان است: مقرنس‎کاری که از خصوصیات معمولی معماری سلجوقی بود، در دورۀ ایلخانان کامل‎تر و مفصل‎تر و متنوع‎تر شد (ویلبر، 78). برخی از ویژگیهای مقرنس‎کاریهای این سبک در دورۀ سلجوقی دیده نمی‎شود: مقرنس‎کاری گچی معلق، رواج سفیدکاری تمام مقرنس، گرد آمدن همۀ مجموعۀ مقرنس در جاهای هرم شکل یا در مرکز و جلوگیری از پخش اثر تزیینی بر روی همۀ دستگاه مقرنس، این ویژگیها در دورۀ تیموری به کمال خود رسید (همو، 80). دیگر ویژگی برجستۀ تزیینات معماری در این سبک مهارت فوق‎العاده‎ای در گچ‎کاری و به کار بردن آن به انواع گوناگون است: گچ به عنوان کمک و مادۀ الحاقی به ساختمان، توپیهای ته‎آجری، روکشی مسطح، برجسته‎کاری بلند، تزیین گچی توپُر و توخالی، گچ‎کاری وصله‎ای و گچ‎کاری رنگی، تا انجا که روکاری آجری در این دوره به تدریج منسوخ شد (همو، 81، 85-90؛ پیرنیا، «سبک‎شناسی»، 45).
[تصویر:  ?di=12133562424611]پیرنیا با آنکه می‎نویسد که «ویژگیهای شیوۀ آذری معماری ایران چندان است که می‎توان کتابها دربارۀ آن پرداخت» (سبک آذری»، 56) در بیان این ویژگیها به چند جمله بسنده کرده است: از ویژگیهای این شیوه یکی قوس و پوشش معروف به «کَلیل آذری» است که در مجموعۀ مزار و خانقاه شیخ‎صفی در اردبیل و همچنین در گنبد خدابنده بیش از هر جای دیگر به چشم می‎خورد. به عقیدۀ وی هرجا چنین قوسی باشد باید ردپای معماری آذربایجانی را جست‎وجو کرد (همان، 55). مشخصات دیگر این سبک به نظر او اینهاست: ریزه‎کاری بنا با آجر و سنگ و خشت رژچین، پوشش لوله‎ای و کجاره‎ای ایوانها، سادگی شکنجها و فیل‎پوشهای (فیل‎گوشها، گوشوارها) زیر گنبد، تزیین داخل و خارج بنا با اجرکاری تزیینی پیش‎ساز و گره‎سازی و گچ‎بری پرکار، همچنین آرایش محرابها و کتیبه‎های چشمگیر با قطعات کاشی و با نقش برجسته (ولی نه رسمی مانند سبک رازی)، به کار بردن کاشی معرق و و گاهی نقش و نگار زر و لاجورد و شنگرف در داخل بنا («سبک‎شناسی»، 45؛ قس: گدار، 434-435).
آثار بازمانده: ویلبر فهرستی مشتمل بر بیش از 100 اثر ساختمانی با توصیف موجز هریک همراه با تصاویری از آنها عرضه کرده است. برخی از این آثار اینهاست: شاه‎چراغ (شیراز)، امامزاده یحیی (ورامین٩، میل‎رادکان (88 کیلومتیر مشهد)، پیر بکران (لنجانِ اصفهان)، غازانیه (تبریز)، رَبع رشیدی (تبریز)، جامع نطنز، آرامگاه شیخ عبدالصمد اصفهانی (نطنز)، آرامگاه محمد الجایتو (سلطانیه)، جامع علیشاه (تبریز)، هارونیه (طوس)، مسجدجامع ورامین، شبستان مقبرۀ امام‎رضا(ع)، مقبرۀ حمداللّه مستوفی (قزوین)، مسجدجامع سمنان، سردر مسجدجامع اصفهان (صص 105-204).
پیرنیا با توسّعی که در دامنۀ زمانی این سبک قائل است شاهکارهای بازماندۀ آن را چنین می‎شمرد: آرامگاه خدابنده، مسجد گوهرشاد، جامع ورامین، جامع یزد، جامع نطنز، مسجد خواجه نصیر مراغه و شمار بسیاری از امامزاده‎ها که در زمان صفویان به آرایش آنها افزوده‎اند («سبک‎شناسی»، 46).
[تصویر:  ?di=013356242462]
[تصویر:  ?di=1413356242462]
[تصویر:  ?di=1613356242463]
[تصویر:  ?di=5133562424712]
[تصویر:  ?di=1613356242476]

[تصویر:  ?di=6133562424710]
[تصویر:  ?di=1413356242473]
[تصویر:  ?di=213356242478]



ادامه عکس های معماری آذری

[تصویر:  ?di=113356249342]
[تصویر:  ?di=1313356249340]
[تصویر:  ?di=10133562493412]
[تصویر:  ?di=5133562493413]
[تصویر:  ?di=6133562493414]
[تصویر:  ?di=113356249340]
[تصویر:  ?di=2133562493415]
[تصویر:  ?di=813356249355]
[تصویر:  ?di=11133562493514]
[تصویر:  ?di=9133562493510]

[تصویر:  ?di=1313356254259]
[تصویر:  ?di=8133562542510]
[تصویر:  ?di=513356254256]
[تصویر:  ?di=413356254255]
بير اوچايديم بو چيرپينان يئلينن
باغلاشايديم داغدان آشان سئلينن

آغلاشايديم اوزاق دوشن ائلينن

بير گؤرئيديم آيريليغي كيم سالدي

اؤلكه ميزده كيم قيريلدي كيم قالدي !؟

پاسخ
 سپاس شده توسط مهران ترابی
#5
معماری اسلامی به سبک رازی
[تصویر:  ?di=1133568249814]
پس از ورود دين مبين اسلام به سرزمين ايران و مسلمان شدن ايرانيان به ستوه آمده از ظلم فرمانروايان، فرهنگ اسلام با فرهنگ پر شکوه ايراني آميخته گرديده و اين دو در ابعاد مختلف به جلوه گري پرداختند . گرچه اسلام دين داد و مساوات بود اما فرهنگ عربي در مقابل تمدن عظيم ايراني کوچک مي نمود . حتي زبان عربي غناي غايي خود را به واسطه ي ايرانيان بدست آورد . واين ايرانيان بودند که دستور زبان عربي را تدوين نمودند . بعلاوه زبان عربي به دليل اينکه زبان قرآن بود بر ايرانيان تأ ثير فراوان گذاشت اما اين منجر به يک زبان پارسي ويژه گرديد که هويت مستقل و شاخص خود را در شاهنامه ي حکيم بزرگ توس به منصه ظهور رساند . با اين که اعراب در دامنه ي زبان تا حدي تأثير گذار بودند ولي در دامنه ي هنر معماري چيزي براي گفتن نداشتند لذا در معماري دستاوردهاي هزاران ساله ي معماري ايراني بود که به فرهنگ اسلامي غنا بخشيد و آنرا در خود ذوب نمود تا جايي که اين معماري ايراني به اشتباه به نام معماري اسلامي مشهور گرديد ودر يک دامنه ي وسيع از جهان به تأ ثير گذاري پرداخت .
[تصویر:  ?di=8133568249813]

معماري ايراني بعد از اسلام با ورود مسجد همراه شد . مسجد هاي اوليه بر روي آتشکده هاي زيباي گذشته ساخته شدند . مساجد اوليه طرحي بسيار ساده و شبستاني ، ملهم از مسجد مدينه داشتند . با اين حال تنها نقشه ي پلان مسجد بود که نو مي نمود و گرنه در اجزا ، ساختمان مساجد از معماري ساساني و پارتي تبعيت مي نمود براي مثا ل مي توان از مسجد جامع فهرج ، تاريخانه ي دامغان ، جامع اصفهان و اردستان نام برد .
[تصویر:  ?di=813356824985]

تبعيت از طرح شبستاني تا ظهور شيوه اي نو در معماري به نام شيوه رازي در مساجد ادامه يافت . خاستگاه اين شيوه را از ري مي دانند و البته اين شيــوه در اصفهان اســت که به تعــالي خود مي رسد . پيدايش شيوه رازي در معماري مقارن با جنبشهاي آزاديخواهي ايرانيان بر ضد دستگاه خلافت عباسي بوده واز زمان آل زيار و مرداويج شروع وتا زمانهاي آل بويه ، سلجوقي و خوارزمشاهيان ادامه پيدا مي کند . گرايشهاي ملي گرايانه ي اجتماعي و سياسي که در جهت بازگشت ايرانيان به قدرت شکل مي گيرد بطور دقيق در معماري به گونه اي جهت دار به يک دوره ي بازگشت اشاره دارد . بازگشت به فضاهاي پر افتخار گذشته و البته به کارگيري اين فضاها با ابداعات تازه که به شکوه فرهنگ ايراني اسلامي مي انجامد و به آن غنا مي بخشد . آنچه که بناهاي اين دوره را در يک گروه بـندي واحد قرارمي دهد همــين گرايــش بازگشــت مي باشد . البته در همه ي شيوه هاي معماري ايراني به نوعي بازگشت به اصالتهاي معماري ايراني ديده مي شود . بطورمثال در شيوه خراساني با وجودي که طرح پلان به ظاهر عربي است اما در جزييات اصول معماري ساساني و پارتي بطور کامل مشهود است .


[تصویر:  ?di=313356824982]در شيوه ي رازي با اينکه بسياري معتقدند که مساجد طرح چهار ايواني پيدا کرده اند اما با بررسيهاي بعمل آمده مي توان به اين نتيجه رسيد که چهار ايواني شدن مساجد بطور خاص در شيوه ي آذري قابل رديابي مي باشد و مشخصه ي اصلي شيوه رازي در مساجد ، گرايش معماري مسجد به ساختن اپدنه ها و گنبد خانه هاي ساسا ني و پارتي است . اين گرايش در بناهاي مقابر آن زمان نيز به وضوح به چشم مي خورد براي مثال در مقبره ي اميراسماعيل ساساني ، گنبد قابوس ، گنبد سرخ مراغه و برجهاي خرقان.
[تصویر:  ?di=1213356824984]

با توجه به اينکه گنبدخانه هاي رازي در سمت قِبلي مساجد و بطور مشخص در جهت تأ کيد و ايجاد يک انفجار فضايي در کنار شبستان و بطور عمده مستقل ساخته مي شد ،ميتوان اينگونه استنباط کرد که اين ترفند در جهت تضعيف شبستان و تأ کيد بر مرکزيت گنبدخانه بوجود آمده است. بطوريکه شبستان به فضايي دست دوم و گاه جانبي بدل گرديد. گاه اين گنبدخانه با يک ايوان مُلهم از تاق کسري ساساني به شبستان پيوند مي خورد . با وجود بناهاي چهار ايواني در خانه ها و رباطها از جمله رباط شرف و اينکه در مساجد هم دوره طرح چهار ايوان در يک طرح پيش بيني شده از نخست ( ونه ارگانيک ) را نمي بينيم مي توان نتيجه گرفت که گرايش اصلي معماري مساجد در شيوه رازي احداث گنبد خانه به عنوان عنصر اصلي تعريف کننده مسجد و الويت دادن آن به شبستان و ايجاد يک ايوان براي ارتباط اين دو عنصر معماري بوده است و مي بينيم که در اواخر دوره ي رازي و آغاز آذري با چهار ايواني شدن مساجد رازي طرح شبستاني بطور کامل محو مي گردد به عبارتي در شيوه رازي با ايجاد گنبدخانه ، شبستان به فضايي با اهميت ثانوي تبديل شده اما گنبد خانه و شبستان هنوز داراي هويتهاي مستقل و مجزا با يک ارتباط منطقي کالبدي بوده اند . در اواخر شيوه رازي و شروع شيوه ها ي آذري و اصفهاني با چهار ايواني شدن طرح ، به يک طرح نوين کلي مي رسيم که در آن از شبستان با ويژگيهاي عربي ديگر خبري نيست و طرح بطور کامل ايراني مي شود . براي اثبات موارد فوق به بررسي سه شاخص شيوه رازي مي پردازيم که در اصفهان قرار دارند: مسجد جامع اصفهان،اردستان وزواره

مسجد جامع اصفهان : در سال 465 الي485 هجري قمري گنبدخانه نظام الملک در سمت قِبلي مسجد بطور مستقل ساخته شد بطوريکه در ابتـدا چهار طرف آن آزاد بود و بعـدها جزيي از طـرح کلي مسجد شد]18 [. استقلال ابتدايي گنبد خانه نشان از گرايش معماري آن زمان به برتري بخشيدن به فضاي گنبد خانه بوده است و البته اينکه چرا گنبد خانه از مسجد مجزا ساخته شده و بعد به مسجد الحاق گرديده به نظر مي رسد ناشي از همان گرايشهاي استقلال طلبانه و آزاديخواهانه ايرانيان آن زمان بوده است . الحاق گنبدخانه در ابتدا با ايجاد ايوان جنوبي ( صفه صاحب ) ودر دوره هاي بعد با ايجاد سه ايوان ديگر به تدريج تا سده ششم انجام مي گيرد . گرايش به بناي گنبدخانه در شمال مسجد با ساختن گنبد تاج الملک در481هجري قمري به نهايت خود مي رسد] 18 .[محل قرارگيري اين گنبد خانه که از ميانسرا و حياط مرکزي دور افتاده به آن هويتي مستقل مي دهد .

در سال 515در اثرآتش سوزي بناهاي شرقي و غربي مسجد از بين ميرود] 18[و مجالي دست ميدهد تا در هنگام بازسازي، طرح شبستاني کنار گذاشته شده و طرح چهار ايواني که قرنها در مدارس، خانه ها و رباطها طرح غالب بوده در کنار گنبد خانه ها و با تغيير شبستان، به الگويي واحد بدل گردد . اما اين الگوي تازه متولد شده در مسجد جامع اصفهان چند قرن بعد در مساجد شيوه هاي آذري و اصفهاني به گونه اي از نخست بکار مي رود. گرايش به اين الگو در دوره ي رازي طبيعتي ارگانيک داشته و تنها در مسجد جامع اصفهان اين گرايش نهفته به فعل در مي آيد .در مقابل گرايش نهفته گنبد خانه در مسجد در دوره ي شيوه ي خراساني نهفته بوده و در دوره ي رازي است که به فعل در مي آيد.

با اينکه در مسجد جامع اصفهان در اين دوره مسجد به يک طرح چهار ايواني مي رسد اما در مساجد ديگر از جمله جامع اردستان و جامع زواره طرح چهار ايواني نداريم . طرح مسجد جامع اردستان که از طرح شبستاني برخوردار است با ساخته شدن گنبد خانه در سمت قٍبلي مسجد به کلي تغيير يافته و اين گنبد خانه با يک ايوان به ارسن مرکزي اتصال مي يابد و در نهايت داراي طرحي يک ايوانه اي مي گردد . ايوانهاي بعدي بعدها طي قرون ده تا دوازده هجري قمري در مسجد بوجود مي آيند [تصویر:  ?di=913356824981]

در مسجد جامع زواره نيز همين گرايش گنبد خانه اي شدن به چشم مي خورد مسجد جامع زواره نيز بر روي بقاياي بنايي کهن تر ساخته شده است و به نظر نمي رسد از نخست ، طرحي چهار ايـواني داشـته است] 2[. با پذيرش اين که در جامع زواره نيز از نخست طرح چهار ايوانه نبوده است و اينکه در مساجد ديگر اين دوره از جمله مسجد برسيان در اصفهان ، مسجد جامع گلپايگان و مسجد جامع قزوين همه ابتدا با گنبد خانه اي شدن در شيوه رازي تغيير يافته و به سمت چهار ايوانه شدن در اواخر دوره و دوره هاي بعد به صورت تدريجي پيش رفته اند و اينکه بخصوص در شهر ري مقابر منفرد بصورت گنبد خانه در اين دوره به چشم مي خورد مي توان گفت بازگشت اَپدَنه و گنبد خانه به طرح بناهاي عمومي در شيوه رازي و بويژه در مساجد گرايش غالب اين شيوه معماري ايراني بوده و تحول به سمت چهار ايواني شدن بصورت ارگانيک و نه از نخست در بناهاي مساجد اين دوره قابل مشاهده است و اين گرايش نهفته به جز در مسجد جامع اصفهان به فعل در نيامد . در صورتي که در شيوه هاي آذري و اصفهاني در دوره هاي بعد طرحها از نخست گنبد خانه اي و چهار ايواني طراحي مي شدند . [تصویر:  ?di=1613356824987]

تخريب شبستان و چهار ايوانه اي کردن مسجد که حاصل روندي ارگانيک درمسجد جامع اصفهان بود در دوره هاي بعد الگويي براي تغيير طرح مساجد جامع اردستان،زواره وديگر مساجد گرديد.

نتيجه:

· معماري رازي به نوعي بازگشت به طرح گنبد خانه اي به فعل و بازگشت به طرح چهار ايواني به قوه بوده است.

· معماري رازي با احياي دوباره ي طرحهاي ايراني و به ويژه گنبدخانه به معماري مساجد که سمبل اسلام بوده اند فرهنگ اسلامي را غنا بخشيد.

· پيدايش گنبد خانه در کنار شبستان ويا بطور مستقل شاخص اصلي شيوه ي معماري رازي در مساجد مي باشد.

· اولين مسجد چهار ايواني مسجد جامع اصفهان بوده که سير تحولي ارگانيگ داشته و داراي طرحي از نخست نبوده است.

· با توجه به کاوشهاي اخيردر مسجد جامع زواره، مسجد بر خرابه هاي بناي قبلي ساخته شده و اين مطلب که اين مسجد اولين مسجد چهار ايواني با طرحي از نخست بوده بنظر باطل مي آيدو گواه اين است كه محور تحول مساجد رازي ايجاد گنبد خانه (اپدانه) با تهرنگ آتشكده هاي ساساني در كنار شبستانهاي خراساني بوده و زمينه سازشكل گيري الگوي گنبدخانه-چهارايواني در دوره هاي بعدي است.


[تصویر:  ?di=1213356824997]

[تصویر:  ?di=9133568249910]

[تصویر:  ?di=2133568249913]
بير اوچايديم بو چيرپينان يئلينن
باغلاشايديم داغدان آشان سئلينن

آغلاشايديم اوزاق دوشن ائلينن

بير گؤرئيديم آيريليغي كيم سالدي

اؤلكه ميزده كيم قيريلدي كيم قالدي !؟

پاسخ
 سپاس شده توسط رضا اله ورن ، سجاد مقدس پور ، مهران ترابی
#6
معماری اسلامی (شیوه خراسانی)

در سه قرن نخستین حکومت اسلامی در ایران (حدودقرن 1 تا 4 ه.ق)، مساجد به شیوه‌ای بسیار ساده و به پیروی از معماری ساسانی ساخته می شدند. زادگاه اولین نمونه‌های معماری اسلامی ایرانی را خراسان می دانند ، به همین سبب است که سبک معماری بناهای این دوران (امویان ، عباسیان ، طاهریان و...) ، «خراسانی» نامیده می شود.

در این شیوه که نقشه عمومی بناهای آن از مساجد صدر اسلام اقتباس شده ، مساجد به صورت شبستانی یا چهل ستونی ساخته شده‌اند. این رقم ، تنها به معنای حضور ستون‌های متعددی است که گرداگرد حیاط مرکزی قرار می گیرند و شبستان‌ها یا رواق‌ها را می سازند.



قوس‌های به کار رفته در شیوه خراسانی، به صورت بیضی و تخم مرغی است که از نمونه‌های پیشین آن ، می توان کاخ‌های ساسانی فیروزآباد و طاق کسری اشاره کرد .اولین نمونه های هنر و معماری اسلامی ایران در منطقه خراسان شکل گرفت .
)قرن اول هجری و از ابتدای پذیرش دین مبین اسلام از سوی ایرانیان (

نظر به منطقه ای بودن در شیوه معماری خراسانی ، می توان آنرا از قرن اول تا چهارم هجری یعنی زمان آل بویه و دیلمیان ادامه داشته است . گروهی آنرا ادامه شیوه پارتی دانسته و در مورد مساجد ، به نام سبک شبستانی می شناسند .

مساجد اولیه اسلام در خراسان با الهام از مسجد اانبی در یک فضای چهار گوش ، با شبستانی درجهت قبله به وجود آمده است و سقف تنها شبستان آنها نیز برای ایجاد سایه بان و بعدها جلوگیری از آب باران با مصالح ساده پوشیده شده است .


ویژگی معماری

1- پلان مستطیل شکل

2- فضای شبستانی یا چهل ستونی

3- ساده و بی پیرایه (فاقد تزئینات)

4- مصالح اولیه خشت خام و آجر

5- فاقد پوشش و تزئینات یا گاهاً پوشش کاهگل

6- استفاده از تک منار منفک با مقطع دایره‌ای در شمال بنا

7- قوس‌های بیضی، تخم‌مرغی، ناری

8- در سبک خراسانی پلان و نقشه مساجد عربی و ساختمان بنا ایرانی است.

9- مردم واری بناها
10- دور شدن از تزیینات چه در داخل و چه در خارج
11- اندک تزیینات موجود هم ادامه ساسانی است اما بسیار کم رنگ‌تر
12- استفاده از گنبد ( به خاطر ارتفاع زیاد کم تر مصرف می شده است )
13- بوم آورد بودن مصالح

مهمترین بناهایی که در حال حاضر در این سبک در دسترس هستند به شرح زیر می باشند :

1- مسجد جامع فهرج
2- مسجد تاریخانه دامغان ( تاری در زبان ترکی به معنی خدا است )
3- اصل مسجد جامع اصفهان . ( مسجد اولیه )
4- مسجد جامع ابرقو .
5- مسجد جامع نائین .
6- مسجد جامع میبد .
7- اصل مسجد جامع اردستان .
8- اصل مسجد جامع نیریز .

[تصویر:  ?di=1013358817420]

[تصویر:  ?di=14133588174215]

[تصویر:  ?di=613358817426]

[تصویر:  ?di=3133588174214]

[تصویر:  ?di=3133588174213]

[تصویر:  ?di=1113358817425]

[تصویر:  ?di=10133588174216]

[تصویر:  ?di=113358817423]

[تصویر:  ?di=1413358817424]

[تصویر:  ?di=1513358817420]




[تصویر:  ?di=1513358823319]

[تصویر:  ?di=113358823316]

[تصویر:  ?di=313358823319]

[تصویر:  ?di=113358823317]

[تصویر:  ?di=1013358823311]

[تصویر:  ?di=13133588233113]

[تصویر:  ?di=10133588233115]

[تصویر:  ?di=12133588233112]
بير اوچايديم بو چيرپينان يئلينن
باغلاشايديم داغدان آشان سئلينن

آغلاشايديم اوزاق دوشن ائلينن

بير گؤرئيديم آيريليغي كيم سالدي

اؤلكه ميزده كيم قيريلدي كيم قالدي !؟

پاسخ
 سپاس شده توسط احسان نظری ، محمد جواد رضایی ، سعید قاسم پور ، مهران ترابی
#7
شیوه اصفهانی در معماری اسلامی
شیوه اصفهانی نام آخرین نوع شیوه معماری سنتی ایرانی است، و دو دوره دارد که دوره نخست آن به زمان قراقویونلوها باز میگردد.

شاه عباس کبیر دوره پر افتخاری برای ایران فراهم کرد و حدود ایران را در اطراف جلو برد ولی به وسعت مملکت داریوش نرسیداین پادشاه مقتدر با اقتداری که داشت فتوحات متعدد او موجب وحدت ملی و آرامش و ترقی ایران گردید ثروت و ترقی ایران در زمان او به جایی رسید که توانست مساجد و مدارس عالی و پل‌ها و کاروانسراها را در تمام مملکت بسازد و شاهراههای خوبی بسازد و تجارت را ترویج دهد با وجود اینکه دشمنان او خرابی‌های بسیاری در ساختمانهای او به یادگار گذاشتند اما در هر جای ایران از چاروداران بپرسید این بنا از کیست ؟بدون تامل جواب می‌دهد مال شاه عباس است




سفر نامه دیولافوا
به حکومت رسیدن سلسله صفویه در ایران موجب به وجود آمدن حکومتی شد که در ایران بعد از سلسله ساسانیان به خود ندیده بودکه سازمان فرقه ای(شیعه) و تشکیلات منظبط ناشی از آن باعث گردید که این دولت بر تمام شئون زندگی مرم مسلط گردد۳۰ اوج گرفتن حیات عقلی شیعه در این دوره که ملازم با تجمع متفکران و اندیشمندان شیعه در مراکز عمده آن روزگار به ویژه اصفهان و تبادل آراء و افکار آنان است، دوره جدیدی را در زمینه حکمت و فلسفه شیعه به همراه داشت۳۱ و جلوه از تمدن را در این کشور پایه گذاری کرد. و حکومت بنا به سنتها گذشته سازماندهی، راه اندازی و ایجاد تا سیسات و تجهیزات زیر ساختیرا عمدا بر عهدهه گرفت در واقع این سیاستهای را دانباله و الگو گرفته سیاستهای ساسانیان می‌توان دانست۳۲ آنچه مشخص است که دولت صفوی جمع بندی از تاریخ چند هزارساله ایران بوده که مکتبی را تحت عنوان اصفهانی را از جمع بندی ماهرانه فلسفه، هنر، معماری و شهر سازی روز گار کهن ارائه کردو آن را با توجه به مصادیق و مفاهیم روز خود به جامعه معرفی کرد.


از مظاهر بارز این دوره و آثار شکوهمند آن که هنوز هم در سر تا سر ایران نمود دارد این است که یکی شبکه راههای عمودبرهم بوده، که از کوهستانها به داخل کویرها و نمکزارها گسترش یافته بودو دیگر ساختن رباطها و کاروانسراهای بزرگ و توقفگاهای آبرومند، کاخها و بستانهای زیبا و خوش منظر که در فواصل راهها که در آنها همه گونه وسائل آسایش و رفاه مردم فراهم آمده بود۳۳را دانست.

در باره معماری اصفهانی ان را به دوره تقسیم کرده‌اند که دوره اول که درزمان حکومت صفویه بود را دوره شکوفایی آن و دوره دوم را که از زمان حکوت نادر آغاز و پس از زندیه با سللسه قاجاریه به اتمام می‌رسد که این دوره را دوره انحطاط معماری صفویه می‌دانند که ورود معماری اروپایی در زمان قا جاریه از مهم‌ترین دلایل انحطاط آن می‌باشد .

معماری در زمان افشاریه به علت لشکر کشی‌های پیاپی و عدم رسیدگی به مسائل داخلی کشور آثاری قابل توجه برای ارائه ندارد و در زمان زندیه هم به علت تمر کز خکومت در شیراز اکثر تاثیرات آن در شیراز پدیدار گشت و در زمان قاجار نیز به علت مسایل فنی و نبود نیروی کافی برای ساخت به صورت گذشته به آرامی کشور را از روند معماری ایرانی خارج کرد . اما در باره ویژگیهای و دستاوردهای معماری اصفهانی نکات زیر را می‌توان نام برد۳۴:

ساده شدن طرحها که در بیشتر ساختمانها، فضاها یا چهار پهلو هستند
هندسه ساده و شکلها و خطهای شکسته بیشتر استفاده می‌شد
در تهرنگ ساختمانها نخیر و نهاز کمتر شد و لی ساخت گوشه‌های پخ از این زمان آغاز شد
پیمون بندی و بهره گیری از اندام‌ها و اندازه‌های یکسان
سادگی طرح در بناها هم آشکار گردید.

بناهای سبک اصفهانی:
۱- کاخ چهلستون در قزوین

۲- کاخ عالی‌قاپو در قزوین

۳- کاخ صفی‌آباد در بهشهر مازندران

۴- مسجد هارون ولایت در اصفهان

۵- مسجد علی در اصفهان

۶- مسجد جامع ساوه

۷- میدان نقش جهان

۸- کاخ چهلستون در اصفهان

۹- کاخ هشت بهشت در اصفهان

۱۰- مدرسه‌ی چهار باغ اصفهان یا مدرسه‌ی مادرشاه

۱۱- مسجد حکیم اصفهان

۱۲- تالار اشرف در اصفهان

۱۳- مجموعه‌ی گنجعلی خان در کرمان

۱۴- پل الله وردی خان (سی و سه پل)

۱۵- پل خواجه در اصفهان

۱۶- پل رودخانه‌ی کوی

۱۷- باغ فین کاشان

۱۸- کاروانسرای شبلی در تبریز – میانه

۱۹- کاروانسرای خان خوره در شیراز – آباده

۲۰- کاروانسرای امین‌آباد در شیراز – آباده

۲۱- کاروانسرای ده‌بید در شیراز

۲۲- کاروانسرای زین‌الدین در یزد – کرمان

۲۳- کاروانسرای زیزه در کاشان – نطنز

۲۴- کاروانسرای اقبال در تاکستان – قزوین (دوایوانی)

۲۵- کاروانسرای دو کوهک در شیراز – قهلیان (دوایوانی)

۲۶- کاروانسرای تینوش در قم – کاشان (چهار ایوانی)

۲۷- کاروانسرای سن سان در قم – کاشان (چهار ایوانی)

۲۸- کاروانسرای جاکرد در کرمان – مشهد (چهار ایوانی)

۲۹- کاروانسرای ریوادوبستان در نائین – اصفهان (چهار ایوانی)

۳۰- کاروانسرای کوهپایه در یزد – نائین (چهار ایوانی)

۳۱- کاروانسرای دیرگچین در تهران – قم

۳۲- کاروانسرای مهیار در اصفهان (چهار ایوانی)

۳۳- کاروانسرای شیخ علی خان در اصفهان

۳۴- کاروانسرای مادرشاه یا هتل عباسی در اصفهان
بير اوچايديم بو چيرپينان يئلينن
باغلاشايديم داغدان آشان سئلينن

آغلاشايديم اوزاق دوشن ائلينن

بير گؤرئيديم آيريليغي كيم سالدي

اؤلكه ميزده كيم قيريلدي كيم قالدي !؟

پاسخ
 سپاس شده توسط سعید قاسم پور ، مهران ترابی
#8
سلام
ضمن تشكر از شما دو بزگوار
تاپيك خوبيه ولي سعي كنيد كه مطالب رو خورد خورد ارائه بديد تا خواننده خسته نشه.

يا حق
تماس با من:
E_mail:  s.ghasempoor@live.com

Mobile, Telegram, WhatsApp:  09363778575

جهت عضویت در کانال انجمن ITSSA در تلگرام، لطفا اینجـا کلیک نمایید
پاسخ
 سپاس شده توسط محمد جواد رضایی ، k.hoSseinzadeh
#9
باسلام وارادت
سعی من اینه که بتونم مطالبه رو بهتر ارائه بدم.
بير اوچايديم بو چيرپينان يئلينن
باغلاشايديم داغدان آشان سئلينن

آغلاشايديم اوزاق دوشن ائلينن

بير گؤرئيديم آيريليغي كيم سالدي

اؤلكه ميزده كيم قيريلدي كيم قالدي !؟

پاسخ
 سپاس شده توسط رضا اله ورن ، مهران ترابی
#10
مهندس سعی میشه مطالب کامل ارایه بشه همونطور که اقای مهندس کریمی گفتن
عزت از خداست و اوست که به ما عزت می دهد ،اگر بخواهد ابروی کسی رابریزد به دست خودش می ریزد و اگر بخواهد به کسی عزت دهد توسط دشمنان او را عزیز می کند .
پاسخ
 سپاس شده توسط مهران ترابی


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 2 مهمان