درود مهمان گرامی! ثبت نام

اولين دوره مسابقات کشوري سازه هاي ماکاروني کاپ آذربايجان

کاپ آذربايجان

ثبت نام کارگاه ثبت نام مسايقات پوستر

>بستن اين پنجره<

این یک اطلاعیه همگانی است!


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زندیگی نامه معماران بزرگ
#1
با سلام

کاربران عزیز اگر مایل باشید تو این تایپیک زندگینامه ورزومه معماران بزرگ ومطر ح رو قرار بدیم.


لودویگ میس وندروهه[تصویر:  ?di=613356272707]


لودویگ میس در ۲۷ مارس ۱۸۸۶ در شهر آخن آلمان به دنیا آمد. وی نام مادرش وند روهه را بعدها به نامش افزود و گفت:هر کس که میس بگوید باید وند روهه را نیز بگوید.
وی بعد از تحصیلات در مدرسه حرفه ای در رشته بنایی در سال ۱۹۰۱ بعنوان طراح تزئینات مشغول به کار شد. در سال ۱۹۰۵ به برلین رفت و در اداره ساختمان منطقه Rixdorf مشغول به کار شد و بعدها در دفاتر مختلف معماری کار کرد. در کنار کارنیز وی به تحصیل در هنرستان هنر مشغول به تحصیل شد. از سال ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۲ در دفتر معماری Peter Behrens کارکرد. در سال 1909 کارخانه توربين سازي بهرنس استفاده کردن از شيشه و آهن در ميس وندروهه تاثير گذاشت در همان دوره ميس وندروهه تحت تاثير شينکل Shinkelو بعدها تحت تاثير معماري کلاسيک و اکسپرسيونيسم آلمان بود .ميس تحت تاثير هنر دستايل ، تاثير بهرنس در بکار بردن مصالح جديد و پلان آزاد رايت بود . در شروع دهه ۲۰ طرح هایی برای ساختمان های بلند مرتبه با نمای شیشه ای و ایده هایی برای میادین مختلف شهر برلین داشت. طرح های وی برای ویلاهای شهری نیز به

مرحله اجرا در آمد.در سال
۱۹۲۶- ۱۹۲۷او اولین مشاور و بعد مدیر هنری نمایشگاه ًآپارتمان ً که توسط ورک بوند Werkbundدر شهر اشتوتگارت آلمان برقرار شده بود شد. در سال ۱۹۲۷ بمدت ۱0 سال با معمار داخلی بنام Lilly Reich همکارشد. در سال ۱۹۲۹ میس وند روهه برای طراحی غرفه آلمان در نمایشگاه جهانی بارسلونا برگزیده شد و برای این نمایشگاه یک مبل چرمی نیز
طراحی کرد. میس در1937 در سن 50 سالگی از ترس نازی ها از آلمان به ایالات متحده آمریکا گریخت.ودر عرض چند سال به عنوان یک معمار نابغه شهرت یافت.در واقع او دردهه 1950 با ساختن آسمان خراش هایی که دیواره های شیشه ای داشتند شکل شهرهای آمریکا را عوض کرد. ساختمانهای قدیم آمریکا ساختمانهایی حجیم وتیره وتاریک بودند.در حالیکه آسمان خراش هایی که میس طراحی کرد در عین عظمت همچون کوهی از سنگ وآجر جلوه گر نمی شدند ودر میان ساختمانهای اطراف خود از تشخص وزیبایی برخوردار بودنددر حومه شهرها ودر مناطق روستایی نیز با الهام گرفتن از شیوه های میس مراکز داد وستد، مدارس و مراکز صنعتی بسیاری ساخته شدوسبک کار او به زودی در سرتاسر جهان مورد تقلید قرار گرفت.میس در آمریکا نخست به شیکاگو رفت وپس از چند سال ریئس مدرسه ایلی نویز شد.ودر ضمن به مطالعه معماری ساختمانهای بلند اواخر قرن 19 شیکاگو پرداخت بعضی از
این ساختمانها پنجره های سرتاسری شیشه ای داشتند واین همان چیزی بود
که میس در زمینه ساختن آسمان خراش قبلا درباره اش فکر کرده بود. معماری که میس بعدها آن را تقریبا (هیچ) می نامیدایجاد فضایی در داخل دیوارهای شیشه ای چیزی که تقریبا در ساختمان به نظر نمی آید.

معماری آمریکا بر خلاف معماری کشورهای دیگر معماری اسکلت فلزی و مصالح پیش ساخته بود واقتصاد منحصر به فرد آمریکا تولید مصالح پیش ساخته را ایجاب می کرد.ایده معماری ساختمان به عنوان تقریبا (هیچ چیز) نقطه شروعی شد در زیبایی شناسی میس. وی این ایده را با ایده دیگری که کمتر بیشتر است نام گرفت ، تکمیل کرد. مقصود او ازکمتر بیشتر است این بود که هرچه بیشتر از زوائد غیر ضروری معماری یک بنا بکاهیم بیشتر
به نفس جوهر معماری نزدیک شده ایم.میس وند روهه می گفت من نمی خواهم معمار قابل توجهی باشم بلکه می خواهم فقط معمار خوبی باشم.او با ترکیب معماری خود ومعماری رایت ولوکوربوزیه یک شیوه جهانی را در معماری بوجود آورد وگرامر مدرن را پایه گذاری وابداع کرد وظرافت ودقت آن را نشان داد.گرامر این معماری مدرن سابقا برای حفاظت ساختمانها از اتش سوزی دیوارهای آنها را از مصالح سفالی می ساختند میس برای نمایش اسکلت ساختمان دستور داد که ورقه هایی از فولاد روی روکش سفالی دیوارهای خارجی نصب کنند.او غالبا برای نمایاندن واقعی بنا دستور دادتیر آهن بلندی از کف ساختمان تا زیر سقف کار بگذارند.

این تیراهن در کارهای میس به 3 دلیل اهمیت دارد:اول از نظر ساختمانی . دوم از نظر بصری . سوم از نظر سمبلیک بود.نشان از نظر ساختمانی این تیراهن ها پنجره را در خود می گیرند وباعث استحکام آنها می شوند.از نظر بصری این تیر ها حالتی مجسمه وار به بنا می دهند ورهگذر در موقع عبور از کنار آنها خیال می کنند که دیوارها مرتبا باز وبسته می شوند.از نظر سمبلیک این تیرها یادآور ستون های ساختمان های عصر رنسانس هستند.طرح ها وکارهای میس در صنایع مصالح پیش ساخته نیز اثر عمیقی گذاشت وموفقیت جهانی او در واقع تا حدود زیادی به همین تاثیر در صنایع ساختمان مر بوط می شود . او همچنین به عنوان پایه گذار اصول معماری ارزش جهانی بخشید البته شاگردان و مقلدانش به به طرق گوناگون به منظورهای متفاوت از این اصول پیروی می کردند.از شاگردان وپیروان معروف او می توان به این 3 نفر را نام برد: اروسارنین ،گوردون با نشفت ، فلیپ جانسون که صمیمی شاگرد اوست وکتابی درباره استادش نوشته است و در طراحی ساختمان سیگرم در نیویورک با او همکاری کرد.البته او پیروان دیگری هم پیدا کرد فقط به پرکردن جیبهایشان فکرمی کردندوکارهایشان صرفا جنبه تجارتی دارد . ولی بااین حال حتی این قبیل پیروان اونیز نا چارند تا حدودی به نظم و دقت وملاحظات فنی موجود در گرامر معماری او وفادار بمانند.

عده ای بر این عقیده اند ودو دلیل می آورند یکی اینکه کارهای مکعب مستطیل مانند آمریکایی او از نمایش کاربرد این ساختمان ها بطور مخص عاجزند . دیگر اینکه زیبایی شناسی میس تقریبا فاقد هر نوع جنبه معنوی واحساس است .بطوریکه ساختمان هایش همه یک شکل و یک دست از آب در آمده است .اینان در واقع معماری میس را آبستره وخشک برون متهم می کنند.در حقیقت ،میس از زمانی که وارد ایالات متحده شد، روی نما وظاهر معماری
شروع به کارکرد.از نظر او فضاهای داخلی را می شود به هر صورتی تقسیم بندی کرد واین نمای یک ساختمان بود که شکل آن نظر بیننده ایجاد می کرد .از نظر تکنولوژی و وسایل وتجهیزات زمانه ما می توانست هر نوع نقص وکمبودی را در فضاهای داخلی برطرف کند واین حقیقت داشت زیرا که مادر عصر برق و حرارت مرکزی وتهویه به سر می بریم ومی توانیم بدون هراس در خانه ها وساختمانهایی که دیوارهای شیشه ای دارند زندگی وکارکنیم .ولی بسیاری از معماران با معماری متکی بر تکنولوژی مطلق موافق نیستند وعدهای هم در فضای مکعب ومستطیل شکل رایج ،نوعی محدودیت حس می کنند وامامی بینیم درباره خشکی ویک دستی معماری میس وند روهه چه می توان گفت. معماران بسیاری با استفاده از انواع واقسام دکوراسیون ویا با اضافه کردن ملحقاتی به ساختمان نظیر گنبد و غیره اصول معماری مدرن را که در واقع میس پایه گذار آنها بود تلطیف کرده اند.

آنها در واقع به زیبایی شناسی میس لطمه ای وارد نیاورده اند وهمچنان از اصول او که تقریبا کلاسیک شده است . تبعیت کرده اند.ولی در عین حال ساختمان های آنها دیگر صرفا مکعب مستطیل هایی برای کار وسکونت نیستند.بلکه اکال متنوع وجالب وزیبایی که نظر بیننده را جلب می کند. به این ترتیب می بینیم که بر خلاف آنچه در نظر اول ممکن است به نظر آید میس و اصول زیبایی شناسی آن چندان خشک و غیر قابل انعطاف نیست و در درون خود امکانات بالقوه بسیاری برای پدید آوردن انواع واقسام اشکال متنوع گوناگون معماری دارد ساختمان هایی که میس طراحی کرده ظاهرا شبیه هم هستند مثل تابلوهای پیت موندریان ولی در ورای این شباهت ظاهری یک پژوهشگر آگاه می توانند متوجه شود که که هر یک از این ساختمان ها برای خودش طرحی جدید است وهمه انها بر اساس یک طرح جهانی واحد ساخته شده اند .مثل دو بنای باستانی یونانی ،معبد پوزیدون درپاستوم وساختمان پارتنون در آتن که به ظاهر شبیه هم اند ولی در واقع کاملا از یکدیگر متمایزند.میس هم مثل معماران یونانی باستان اصول خاصی بوجود آورد که گفتیم کلاسیک شدند.او هم دو طرح ساختمانی ارائه داد که به ظاهر خیلی شبیه همدیگر بودند ولی در واقع هرکدام برای خود تجربه ای جداگانه بود.یکی آپارتمانهای لیک شر در شیکاگو ودیگری ساختمان سیگرم در نیویورک. ساختمان های لیک شر را از نظر حالت مستحکمی که دارند می توان با پوزیدون مقایسه کرد.


در حالیکه ساختمان سیگرم از نظر ظرافت قابل مقایسه باپارتنون در آتن می باشد.در مورد ساختمان لیک شر باید گفت که این دو ساختمان لیک شر باید گفت که این دو ساختمان در کنار هم در فضایی نسبتا باریک ساخته شده اند در واقع نه جلو دارند نه عقب در حالیکه ساختمان سیگرم میدانی در جلوی خود دارد وبه طرز کاملا مشخص در میان ساختمان های اطراف بالا رفته ومیدان جلوی آن عظمت بخصوصی به مدخل آن بخشیده است در ساختمان های لیک شر تقسیم بندی های افقی (پنجره ها) جلب نظر می کند. درحالیکه نمای ظاهری جلوی ساختمان سیگرم نمایی کاملا عمودی به نظر می رسد.میس مکتبی در معماری به وجود آوردکه به حق آن را می شود نئوکلاسیک نامید.معماری او یک یک معماری واقعا جهانی بود احساساتی و رومانتیک نبودن معماری او نقص ان نبوده بلکه ویژگی ان بود. او بیهوده به طرح های عجیب و غریب وملحقات غیر ضروری روی نیاورده زیرا که در کارهای اوهمه چیز حساب داشت وهمه چیز زیادی نبود اوبا حداقل مصالح وزمین مقدار فضای بیشتری را در اختیار مردم می گذاشت حتی معمارانی که بر ضد او می شوند مدیون اوهستند زیرا تقریبا
(هیچ چیز) او به طرزی غریب وطعنه انگیز به عنوان مدلی بنیادی برای کار معماری امکاناتی در خود دارد که بسیار با اور و پر ثمر است.

مفاهيم اصلي كارهاي ميس وند روهه به صورت كاملا گسترده مشخص شده براي ميس وند روهه اين مفاهيم از دومقوله تداخلي برخاسته است.
1- معماري از جايي اخذ شده و به تدريج به صورت گسترده شهر سازي در امده است.
2-تفكر و تشخيص فيزيكي ان از كار برد ساختار واضح تكميل شده است.
معماري و شهر سازي. ميس وند روهه معتقد بود ارزشمند ترين معماري بدون انعكاس راههاو حفظ نيروهاي زمانه ارزشي ندارد . وند روهه يك مد نيست و چيزي جاودانه هم نيست . در نيروهاي علم و دانش فناوري صنعتي سازي و اقتصادو الگوهاي اجتماعي كي با تا ثيراتشان توسعه مي يابند او نياز به جهاني شدن را در زمان ما حس كرد و پذيرفت كه اين واقعيت است .او مي گفت من سعي كرده ام معماري را براي جامعه ي فني به وجود اورم تا معماري داشته باشد كه كسي قادر به ايجادش نباشد .معماري و عمارت سازي. دانش ميس وند روهه از امكانات و محدوديتهاي موادي كه ما مي سازيم به ويژه انهاي كه در زمان ما نمونه هستند مانند بخشهاي با روكش فلزي يا ورقهاي بزرگ از صفحات شيشه او را قادر ساخت تا پتانسيلهاي مربوط را به عنوان عناصر ساخت سطحي رومانتيك توسعه بخشد.

در حقيقت او به ساختن به عنوان روح اصلي زمان توجه كرد چون هدف اصلي بود و توسط سليقه شخصي فرد متاثرنمي شود. بدين ترتيب اساس و بنياد جانبهاي معماري او را به استيلاي ساختار تبديل نمود ...كه او مي كرد به ساختن متمركز بود كه و مدام كلمه الماني baukunst را درمبا حث خود به كار مي برد و بيشتر در مقاصدش مورد نظر داشت BAU به توضيح او ساخت بناهاي با استراكچراشكار بود در حالي كهKUNSEPT به تنهایي معني نداشت . معماري زماني شروع ميشود كه دو اجر به دقت روي هم گذاشته مي شوند . اصول نظم ساختن در عصر معماري استفاده مي شود دو عنصر ارگا ني بودن (نظم داشتن ) و همگني شرايطي را پديد اورده كه منتج از ساختن است ولي دليل ساختن نيست . ميس وندروهه معتقد بود كه بدين شيوه ساختن مفهومي فيلسوفا نه است . در تمام كارهايش از بالا تا پايين تا اخرين جزء را با همين ايده كار كرد . نياز هاي بيشمار مختلف كاري در زمان ما به طور ازاد با عصر گذشته مرتبط مقابله دارد و عدم اصول راهنما درمعماري امروز به سادگي مي تواند نابساماني محيط زيستي ايجادكند و اصول استراكچر ميس وند روهه مفاهيم جامع سا زگا ري با نيازهاي متعدد كاربردي روزكار ما به چشم مي خورد .
[تصویر:  ?di=213356272695]
[تصویر:  ?di=1513356272698]
[تصویر:  ?di=1413356272706]
[تصویر:  ?di=313356272707]
[تصویر:  ?di=7133562727010]
[تصویر:  ?di=1413356272701]
[تصویر:  ?di=013356272701]
[تصویر:  ?di=1213356272709]
[تصویر:  ?di=713356272702]

از آثار مشهورش :
(1923)- طرح خانه آجری
(1963)- پروژه گالری قرن بیستم- برلین
(1921)آپارتمانهای مسکونی در شیکاگو
Tugendhat House(1928-30)
illinois Institute Of Technology(1939-56)) دانشگاه فنی ایلی نویز
Hubbe House(1935)) - خانه هوبی
Glass House ( Farnsworth House )(1950)) - خانه شیشه ای
Seagram Building, Newyork(1954-8) - برج سیگرم
Crown Hall , Chicago (1955) - کرون هال
Gallery Of The Twentieth Century , Berlin( 1963) - گالری برلین
German Pavilion , Barcelona , Spain (1929)- پاویون آلمان در بارسلون
Lake-Shore-Drive-Appartments(1952)

بير اوچايديم بو چيرپينان يئلينن
باغلاشايديم داغدان آشان سئلينن

آغلاشايديم اوزاق دوشن ائلينن

بير گؤرئيديم آيريليغي كيم سالدي

اؤلكه ميزده كيم قيريلدي كيم قالدي !؟

پاسخ
 سپاس شده توسط سعید قاسم پور ، حمید رضا نظری ، سجاد مقدس پور ، رضا اله ورن ، مهران ترابی ، میرباقر زمزمی
#2
زندگی نامه زاها حدید


[تصویر:  ?di=1313351955416]


زاها حدید در سال ۱۹۵۰ در بغداد در خانواده‌ای روشنفکر و مسلمان متولد شد. او تحصیلات دوران ابتدایی را در یکی از دیرهای کاتولیک فرانسوی‌زبان بغداد سپری کرد. پس از آن، به‌سبب جوّ فرهنگی خانواده، با حمایت والدینش و روابط گسترده‌شان به آرزوی ایام کودکی‌اش تحقق بخشید و بعد از گذراندن دورة ریاضیات در دانشگاه امریکایی بیروت (۱۹۶۸ـ۱۹۷۱) به مدرسة معماری AA۱ لندن رفت و بدین ترتیب وارد دنیای مردانة معماری شد. او دربارة ایام کودکی‌اش چنین می‌گوید: «من یک عرب عراقی‌ام و هرگز نمی‌توانم روزهای زیبایی را که در وطن داشتم از ذهنم بیرون کنم. کودکی من در آنجا در میان منابع سرشار انسانی و تاریخی به رویا شبیه است. مدرسة ما لابه‌لای علفزارها و در دل طبیعتی سبز بود که امروز از آن فقط خرابه‌هایی برجاست... شهر بغداد در آن ایام پر از آدم‌های عجیب با ملیت‌ها و مذاهب مختلف بود و پرورش در این محیط پر از تجربه‌های متفاوت شانس بزرگی برای من بود.» پدر زاها، محمد، فردی فعال در زمینة اقتصاد و پیشرو در حزب سوسیال‌دموکرات عراق بود. او فارغ‌التحصیل مدرسة LSE۲ بود. مادرش شاغل نبود ولی زن فعال و پویایی بود که طراحی را به زاهای کوچک آموخت. زاها در این خانوادة فرهنگی بورژوا با تمکن نسبی مالی رشد یافت، چنانکه هر دو برادرش هم برای ادامة تحصیلات به کمبریج رفتند. کهن‌ترین خاطره‌ای که زاها را در دنیای کودکانه‌اش به خانه‌سازی و طراحی دکور برای عروسک‌هایش تشویق کرده بود، خاطرة بازسازی خانة عمه‌اش به‌دست یکی از دوستان معمار پدرش بود.






اتفاق شاخص دیگر در همان ایام، سفری بود که طی آن پدرش او را برای بازدید از بازمانده‌های تاریخی شهرهای سومری به شمال عراق برد: «تصاویر آن ابنیه و ویرانه‌های کهن هرگز از ذهنم خارج نشد. شاید همین‌ها باعث شد که فضا و پلان‌های شهری را همیشه در معماری‌ام مد نظر داشته باشم.» تاریخ معماری با شکل‌گیری نخستین شهرها و رواج مفهوم مدنیت آغاز می‌شود. عراق امروزی نیز مهد تاریخ و مدنیت است. پس عجیب نیست که معماری در رگ و خون زاها حدید جاری است. «هر بار با شنیدن اسم عراق در گوشه و کنار قلبم به‌درد می‌آید.» چرا که کار معمار ساختن است و نه مشاهدة‌ تخریب. و این وضعیت روبه‌ نابودی وطنش او را رنج می‌دهد. از عراق چیز زیادی برجای نمانده است. این سرزمین مجروح باید درمان شود و اصلی‌ترین مراکزی که به آنها نیاز دارد ـ خانه، بیمارستان و مدرسه ـ در آن ساخته شود. حدید می‌خواهد همان‌طور که با ساختن یک ساختمان برای دانشگاه امریکایی بیروت دینش را به لبنان (که مدتی در آنجا زیسته و تحصیل کرده بود) ادا کرد، برای زادگاهش هم مفید واقع شود و اساسی‌ترین نیازهایش را برآورده کند، آن هم درست در زمانی که جهان از او توقع ساخت آسمان‌خراش‌ها و سالن‌های کنسرت را دارد.

زاها حدید پس از فراغت از تحصیل و اخذ مدرک دیپلم در زمینة معماری (۱۹۷۷) به دفتر معماری OMA۳ پیوست و به همکاری با الا زنگلیس۴ و نیز رم کولهاس۵، شخصیت برجستة هایپرمدرنیسم، که استاد او نیز بود، پرداخت. دعوت این دو معمار از حدید جوان به‌عنوان یک همکار به او اعتمادبه‌نفس و شجاعت خارق‌العاده‌ای بخشید. در ۱۹۸۰، حدید OMA را ترک کرد و دفتر شخصی خود را بنا نهاد و همچنین به تدریس در مدرسة معماری AA (که خود زمانی محصل آن بود) پرداخت. او در هاروارد، دانشگاه شیکاگو و دانشگاه هامبورگ نیز به تدریس پرداخت. حدید عنوان CBE۶ را به‌دلیل خدماتش به معماری دریافت کرد و در سال ۲۰۰۴ به‌عنوان نخستین زن معمار توانست جایزة پریتزکر را به مبلغ صد هزار دلار از آنِ خود کند. مراسم اهدای این جایزه، که معادل نوبل در معماری است، هرساله در گوشه‌ای از جهان به منظور ادای دین و احترام به ساختمان‌های تاریخی و حتی معاصر برگزار می‌شود. زاها حدید سخنرانی‌های متعددی در سراسر اروپا و امریکا انجام داده است و عضو هیئت تحریریة دایره‌المعارف بریتانیکا نیز هست. او در سال ۲۰۰۶ موفق به اخذ درجة افتخاری از دانشگاه امریکایی بیروت شد و درحال‌حاضر پرفسور دانشگاه هنرهای کاربردی وین است.

حیطة گستردة فعالیت‌های زاها حدید مشتمل بر معماری، طراحی داخلی، طراحی صحنه و اشیا، ایستگاه‌های قطار، هتل‌ها، موزه‌ها و مجموعه‌های صنعتی، فرهنگی و ورزشی است. فهرست پروژه‌های او به شرح زیر است. ـ ایستگاه آتش‌نشانی در شهری در مرز سوئیس و آلمان (۱۹۹۰ـ۱۹۹۴)| ـ پل مسکونی لندن روی رودخانة تِمز (۱۹۹۶) ـ مرکز هنر معاصر رزنتال در سین سیناتی امریکا (۱۹۹۸) ـ مرکز علمی فائنو در ولفسبورگ آلمان (۱۹۹۹ـ۲۰۰۵) ـ ترمینال تراموا و پارکینگ اتومبیل در استراسبورگ فرانسه (۲۰۰۱) ـ بنایی برای پیست اسکی برگیزِل در اینسبروک اتریش (۲۰۰۲) ـ ساختمان ب.ام‌.و. در لایپزیک آلمان (۲۰۰۵) ـ ساختمانی برای مجموعة مراکز درمانی سرطان مگی در اسکاتلند (۲۰۰۶) ـ موزة هنر معاصر در کاگلیاری ایتالیا (۲۰۰۷) ـ آسمان‌خراشی در مارسی (۲۰۰۷ـ۲۰۰۹) ـ پلی در زاراگوزای اسپانیا (‏۲۰۰۸)‏‏ ـ ترمینال سالرنوی ایتالیا ـ کتابخانه‌ای برای دانشگاه سویل ـ دانشگاهی در مکزیک ـ پلی در ابوظبی ـ یک سالن اپرا در دبی ـ موزة امپرسیونیسم کوپنهاگن ـ موزة هنر جدید دانشگاه میشیگان (۲۰۱۰) ـ دپارتمان هنر اسلامی لوور در پاریس (در دست ساخت) ـ مرکز ورزشی المپیک آبی لندن (۲۰۱۲) ـ مجتمع هنرها در رم (در دست ساخت) همچنین تعدادی از طرح‌های او در مسابقات متعدد معماری برنده شده‌اند اما متأسفانه برخی از آنها به مرحلة ساخت نرسیده‌اند که از آن جمله‌اند: ـ کلوپ پیک در هنگ‌کنگ که در سال ۱۹۸۲ اولین جایزة بین‌المللی را نصیب او کرد. ـ سالن اپرای کاردیف در ۱۹۹۹ زاها حدید، که در دنیا شهرتی معادل «چهره‌های معروف» دارد، علاوه بر آثار چشمگیرش، به‌دلیل ظاهر متفاوت و تأثیرگذارش هم مطرح است: زنی درشت‌اندام در پوششی همیشه مشکی، با چشمان درشت شرقی که وجهه‌ای دراماتیک به او می‌بخشد. اطلاق عناوینی چون «خانم خارق‌العاده۷» و «اژدها بانو۸» از سوی رسانه‌ها به وی نیز برداشتی از ظاهر متفاوت اوست. اما رفتار و شرم خاص آسیایی‌اش زنی مهربان را معرفی می‌کند که کلام مختصرش با لهجة غلیظ عربی او را دلنشین‌تر هم جلوه می‌دهد.

زاها زنی فعال است که در عرصة مردانة معماری بسیار جسورانه رفتار می‌کند؛ عرصه‌ای که در آن زنان سنتاً به اوج و کمال نمی‌رسند. البته زنان بسیاری دکتر یا وکیل‌اند و یا دارای مشاغلی سخت هستند که مجبورند ساعات متمادی کار کنند اما در مورد معماری ـ به‌عنوان یک شغل ـ مشکل آنجاست که لازمه‌اش یک‌جور پیوستگی و تداوم روند کاری است، چه برای مرد و چه برای زن. معماری فدا کردن صددرصد انرژی و وقت را می‌طلبد. این موضوع که به اختلاط زندگی خصوصی و زندگی کاری منجر می‌شود حضور در این عرصه را برای زنان دشوار می‌کند. و شاید مجرد بودن حدید در موفقیت او تأثیرگذار بوده است، گرچه او تمایلی به افشای نکات ریز زندگی شخصی‌اش ندارد و می‌خواهد همچنان آن را خصوصی نگاه دارد. جالب اینجاست که همه‌جا هم، به‌سردی، فقط بحث از پروژه‌ها و آثار اوست. او عکس‌العمل رسانه‌ها در مقابل موفقیت‌های زنان را نادرست می‌داند، چرا که به اعتقادش آنها فقط وقت زیادی را صرف اتفاقات حاشیه‌ای، نحوة پوشش فرد و... می‌کنند. این برای یک زن موفق محدود کردن او صرفاً به مسائل ظاهری‌اش و نپرداختن به کنه فعالیت‌های اوست که جای تأسف دارد، مخصوصاً اگر این نگاه از سوی جامعة زنان باشد. اینکه چگونه زنی مسلمان از جهان سوم و خاورمیانه ـ عراق، کشوری پر از محدودیت‌های حتی روزمره برای زنان ـ این‌گونه در زمینه‌ای یکه‌تاز است که مردان نقش‌آفرینان اصلی آن در طول تاریخ بوده‌اند، جای تعمق بسیار دارد.

در طول تاریخ، زنان معمار بسیاری فعال بوده‌اند اما در واقع همیشه به‌عنوان عضوی از گروه و یا همکاران همسرانشان به حساب می‌آمده‌اند. مثال واضح این مورد خانم دنیس اسکات براون۹ معمار، همسر رابرت ونتوری۱۰، معمار مشهور، است که هرگز جدا از سایة ونتوری و به‌طور مستقل مطرح نشد. زنان به‌طور غریزی و طبیعی دوستدار و مولد زیبایی هستند. طبق این تعریف، حدید خود را دشمن خویش به‌عنوان یک زن می‌داند. چرا که او سازه‌هایی زیبا طراحی نمی‌کند. برای او دارا بودن کیفیات اساسی و جوهری حرکت مهم است. مثلاً، او منظرة برفی یک غروب را با کنتراست‌های شدید سفید و سیاه و انعکاس قرمز خونین زیبا می‌داند، چرا که کیفیت نور، حرکت و نهایتاً زندگی را در خود دارد. با این جسارت و نوآوری در ارائة مفاهیم و نگاه تازه به جهان، او نه‌تنها مرزهای معماری، بلکه مرزهای جنسیتی را هم درنوردیده است. طرح‌ها و سازه‌های حدید بخصوص در دوران اولیة‌ کارش ـ از حیث تمرکز بر طراحی، پراکندگی قطعات، سادگی، و خلاصگی‌شان به همراه زوایای تند و خطوط پرحرکت ـ مؤکداً از هنر و معماری انقلابی اوایل قرن اتحاد جماهیر شوروی یعنی کانستراکتیویسم و سوپره‌ماتیسم و نیز نقاشی‌های هندسی تأثیر گرفته‌اند. کازیمیر مالویچ۱۱، تئوریسین اصلی سوپره‌‌ماتیسم، در سال ۱۹۲۸ در بیان تئوری آن چنین می‌گوید: «ما فقط زمانی به درک فضا نایل می‌شویم که از زمین آزاد شویم. یعنی، به شکلی، اصلی‌ترین نقطة گرانش از بین برود.» این رهایی از جاذبة زمین، اصلی‌ترین ایده‌ای است که در آثار حدید می‌توان پی گرفت. این نکته در طرحی که برای کلوب پیک کشیده کاملاً مشهود است، چنانکه کل بنا به شکل هواپیمایی در حال صعود از زمین ترسیم شده است. نکتة جالب این است که در سال ۲۰۰۴ مراسم اهدای جایزة پریتزکر به حدید در شهر سن پترزبورگ روسیه برگزار شد؛ شهر زیبا و بااصالتی که مالویچ در آن زیست و کار کرد.

از حیث بازنمایی حرکت و انرژی، می‌توان قرابت‌هایی بین آثار حدید و نهضت فوتوریسم ایتالیا در اوایل قرن بیستم مشاهده کرد. چنانکه، به‌عنوان مثال، اومبرتو بوتچونی۱۲ هم متأثر از سرعت و تلاطم ماشین‌ها و زمانة جدید درصدد نمایش حرکت بود. اما اگر بخواهیم واکاوی عمیق‌تری در کنه تاریخ معماری کنیم، شاید حدید را هم‌سنخ‌تر با معماران باروک ایتالیا ببینیم تا کانستراکتیویست‌هایی که در عکس‌العمل به استالین به سمت اشکال انتزاعی گرایش یافتند. چرا که معماری باروک سرشار از حرکت و انرژی است و قدرتی بالقوه و آمادة انفجار در دیوار ساختمان‌هایش نهان دارد؛ فضایی تئاتری که جنب‌وجوش سرشارش کاملاً در تغایر با سکون و ایستایی رنسانسی است. اما در مجموع، به‌سبب ساختارشکنی‌های فرمی، حدید همچون فرانک گهری۱۳ و دانیل لیبسکیند۱۴ معمار در زمرة معماران دکانستراکتیویست (در مقابل معماری مدرن، مثل تقابل معماری باروک علیه معماری رنسانس) قرار می‌گیرد. با وجود تمامی معادل‌های تاریخی مذکور، آنچه زاها حدید را معماری معاصر ساخته است جریان «روح زمانة» هگلی در سازه‌های اوست. بدین‌گونه که او معماری‌ای برای جهان پرشتاب و سیلانی امروز طرح می‌کند و، برخلاف اکثر معماران بزرگ، سبکی کاملاً آزاد، رها و بدون تقید و ارجاعی به معابد یونان و یا کاتدرال‌های گوتیک را در پیش می‌گیرد، تا جایی که ارجاعات معدود او را تاحدودی برخاسته از ناخودآگاهش تلقی می‌کنند. چنانکه برخی منتقدان فرم‌های ارگانیک و دورانی جدید آثار او را ملهم از طبیعت پر از باتلاق‌های جنوب عراق می‌دانند. حدید معماری است که جسورانه به ستیز با جاذبه ـ بزرگ‌ترین دشمن معماری از بدو تاریخ تابه‌حال ـ می‌پردازد. (گرچه او این رهاسازی از تقیدها را در سایر حیطه‌ها هم اعمال کرده است). این سازه‌ها گویی مجسمه‌هایی هستند که قوانین گرانش را از یاد برده‌اند و به‌طرز خطرناکی نامطمئن و بی‌ثبات‌اند. انکار جاذبه این تصور را به‌وجود می‌آورد که این بناها، با دیوارهای نازک، سقف‌های در حال پرواز و طبقات در حال فروریزی‌شان، تکیه بر باد دارند و گویی در حال برخاستن از زمین هستند، تا آنجا که نمی‌توان به‌طور قاطع مشخص کرد که خط افق کجاست، یعنی از کجا زمین تمام می‌شود و بنا آغاز می‌شود. از این درهم‌آمیزی زمین و معماری با عنوان فرش شهری۱۵ یاد می‌شود و همین عدم قطعیت یکی از پایه‌های اصلی هنر معاصر است. سازه‌های حسی و تهاجمی حدید انفجارهای جسورانه‌ای در فضا محسوب می‌شوند، چنانکه گویی هر آن آمادة انفجار از گوشه‌ای باشند. حدید بدین طریق توانست برداشت و تجربة ما را از فضا تغییر دهد.

به اعتقاد حدید، همراه با پیشرفت تکنولوژی، معماری هم حرکت می‌کند. این همگامی به‌شدت یادآور نوستالژی اوایل قرن بیستم یعنی زمانی است که معماری مدرن با تکنولوژی صنعتی متحد شد تا پیشرفتی اجتماعی را شکل دهد. پیشرفت تکنولوژیک باعث ایجاد حرکت (به‌جای سکون) در معماری می‌شود، چنانکه دیوارهای بنا متحرک می‌شوند، اجزای ساختمان آشپزخانه و... حرکت می‌کنند و دیگر هیچ قانون ثابتی برای قرارگیری حمام در جای خاصی از خانه وجود ندارد. البته تفاوت سلیقه‌ها همواره مطرح است. از این روست که جوامع مختلف گونه‌های متفاوتی از نوع زیست را تجربه می‌کنند. هنوز افرادی روی زمین می‌خوابند، درحالی‌که عده‌ای دیگر تخت‌های بلند را ترجیح می‌دهند. در جوامعی، خانه مجموعه‌ای از چندین فضای تفکیک‌شدة متفاوت برای عملکردهای گوناگون است، حال آنکه برخی فضاهای باز بی‌هیچ حائل و دیواری را ترجیح می‌دهند، مثل معماری دهة ۷۰ نیویورک که مردم فضاهای وسیع خالی را برای زندگی انتخاب می‌کردند. معماری نباید تحمیل‌گر باشد بلکه باید این امکان را به همه بدهد تا بتوانند فضای متناسب با علایق و عاداتشان را انتخاب کنند و برای حدید این نکته حائز اهمیت بسیار است که مخاطبش همة قشرها باشند و نه‌فقط نخبگان جامعه. از این رو، هدف او ساختن ساختمان‌هایی اجتماعی است که از طریق آنها بتواند هیجان و چالش را به زندگی مردم عادی وارد کند. بهترین نمونه از این دست بنای پیست اسکی برگیزل است. او ساختمان‌هایی می‌سازد که گرچه هریک چون جواهری مجزا و تنها در درخشش‌اند، همگی به یکدیگر و فضای اطراف شهری‌شان نیز متصل و مرتبط هستند. ایرادی که او به معماری اکثر شهرهای بزرگ وارد می‌داند سرمایه‌گذاری نکردن برای «عمومی‌سازی» است، بدین معنا که افراد فقیر و ثروتمند نمی‌توانند در کنار هم زندگی کنند. در گذشته، فضاهای عمومی به‌ صورت زیرزمینی گسترش می‌یافت و امروزه این گسترش در ارتفاع رخ می‌دهد و در واقع همین رشد عمودی مانع از تعامل سازه‌ها در بستر یک شهر است. از این رو، هریک از سازه‌های حدید سعی در ایجاد تعامل و ارتباط با فضا و طبیعت اطراف خود دارند. برای او هر ساختمان جزئی از یک محیط شهری به‌حساب می‌آید که در نهایت قرار است تمامی آنها با هم ترکیبی متناسب داشته باشند. ساختمان‌های حدید تک‌نقطه‌ای نیستند و باید از زوایای مختلف درک و دیده شوند. در واقع، او تعصب و دگماتیسم مدرنیسم را با فضا و در سطوح مختلف ترکیب کرده و نهایتاً بناهایی را برای حرکت و سیلان عرضه کرده است. او همچنین این سنت را که در ساختمان فقط از زوایای ۹۰ درجه استفاده شود کنار گذاشت و، در پی ساختِ دیوارهای غیرعمودی، به طراحی مبلمان و وسایلی برای این فضاهای ناصاف و سیال با زوایای نامتعارف (با دید معمارانه) پرداخت. شاید بتوان این‌گونه معماری متحرک، سیال و غیرراکد را ـ که مطلقاً محصورکنندة فضا در یک حجم نیست بلکه به شکل مایعات منجمد و خمیری‌شکل است ـ منتسب به خصلت زنانة ضددگماتیسم و محصورگر مردانه دانست. به همین دلیل هم سازه‌هایش به‌جای القای حس تملک، تصرف، استواری و تکیه بر زمین، سرکشانه میل به حرکت در فضا دارند. زاها حدید به‌عنوان یک معمار و تئوریسین به بررسی طرح‌های شهرهای مختلف می‌پردازد. او علت حس شدید نوستالژیک مردم به شهرهایی چون پاریس را عدم تغییر آنها می‌داند. پاریس قطعاً کمبودهای بسیاری دارد ولی برای قرون متمادی همواره محلی زیبا و خاطره‌انگیز بوده است. شکی نیست که پاریس زیباست اما بدون انرژی. دقیقاً مثل ونیز که هنگام برگزاری فستیوال فیلم و بی‌ینال زیباست، اما جای رشد و ترقی ندارد. این شهرهای ساکن باید به مدد معماری به جهان امروز مرتبط شوند. از آنجا که زاها به ارتباط معماری با سایر حیطه‌های اجتماعی معتقد است، نسبت به تأثیر منفی مسائل سیاسی بر معماری نیویورک (بعد از ۱۱ سپتامبر) شدیداً معترض است و در پاسخ به سؤال مجلة نیویورکی تایم اوت۱۶ که چرا چاره‌ای معمارانه برای شهر نیویورک نمی‌اندیشد، می‌گوید که مایل است برجی در نیویورک طراحی کند. نیویورک تاکنون هیچ بنایی از حدید نداشته است.

گرچه موزة گوگنهایم ـ مقدس‌ترین معبد هنر و معماری ـ در سال ۲۰۰۶ نمایشگاه مرور بر آثار ۳۰ سالة او را در این شهر به نمایش گذاشت که در واقع بعد از فرانک گهری دومین نمایشگاه مرور بر آثار یک معمار در گوگنهایم بود. نمایش آثار طراحی، نقاشی، «معماری‌های کاغذی» و پیش‌طرح‌های معمارانة او در گالری‌های مارپیچی موزة گوگنهایم، این دینامیک‌ترین موزة جهان که همیشه مایة دردسر برگزارکنندگان نمایشگاه‌ها و مایة سرخوشی مخاطبان بوده است ـ وجه پویا و پرتحرک آثارش را بارزتر می‌کند. طراحی چیده‌مان آثار نمایشگاه هم بر عهدة خود او بوده است. چنانکه سطوح سفید و سیاه دیوارهای گالری‌ها حرکت محیط را تشدید می‌کرد. در واقع، سهم عظیمی از آثار این نمایشگاه را نقاشی‌های او از ساختمان‌ها تشکیل می‌داد که وقتی او فقط ۳۰ سال داشت با همین نقاشی‌ها به شهرت رسید. این پیش‌طرح‌ها که برای ساخت و یا سکونت بسیار سخت و ناممکن به‌نظر می‌رسیدند تا سال‌ها به‌عنوان تنها آثار هنری حدید محسوب می‌شدند و البته هنوز هم در مواردی که به مرحلة ساخت نرسیده‌اند خود طرح‌ها، ماکت‌ها و مدل‌های ساخته‌شده معرفی‌کنندة آن آثار هستند. حدید گونه‌ای نقاشی چندپرسپکتیوی را ترسیم می‌کند که همانند طبیعت بیجان‌های پیکاسو دیدهای متفاوتی از یک شیء واحد را در زوایای مختلف ارائه می‌دهند. این طرح‌های چندپرسپکتیوی امکان ساخت سازه‌هایی پویا و پرحرکت را موجب می‌شوند. اما حدید در آثار طراحی جوهری و مدادی‌اش ـ با حرکات آزادانه‌تر و خطی‌تر ـ تا آنجا در بیانگری و القای حس رهایی پیش می‌رود که می‌توان این خطوط قدرتمند را به هنرمند اکسپرسیوی چون سای تومبلی۱۷ منسوب دانست. او در پیش‌طرح‌های آزمایشی‌اش خط افق را درهم می‌ریزد و آن را به شکل قوسی از یک انحنای وسیع نمایش می‌دهد که فضاهای مجاور بالا و پایین را به هم وصل می‌کند. اخیراً، حدید با ارائة اثری با عنوان «خانة‌ ایده‌آل» در نمایشگاه مبلمان کلن ایدة عدم تفکیک بین رشته‌های هنری را با حضور در نقش یک طراح بارز کرده است. حیطة فعالیت‌های او در زمینة طراحی هم بسیار گسترده و نامحدود است، گرچه همگی این طرح‌ها از «جهان ذهنی» ‌زاها سرچشمه می‌گیرند. او طراحی کارد و چنگال تا لوستر و سایر لوازم خانه را برای شرکت‌های معروف و لوکسی همچون سوارفسکی۱۸، دوپون۱۹، ساوایا و مورونی۲۰، و. ام. اف۲۱، ایوسن لورن۲۲، استبلیشد و پسران۲۳ انجام داده است. همچنین طراحی داخلی گالری هیوارد لندن، سالن هزوین، سالن فیلارمونیک لوگزامبورگ و نیز طراحی صحنه برای تور جهانی گروه موسیقی پِت شاپ ‌بویز۲۴ در سال‌های ۱۹۹۹ـ۲۰۰۰ را هم برعهده داشته است. لوازم و اسباب خانه‌ای که حدید برای زندگی معاصر طراحی می‌کند خانگی و مطابق با فرم‌های سنتی نیستند. برای او چیدمان این لوازم در سازه‌های موّاجش مهم است و اینکه این وسایل چگونه می‌توانند آن فضاهای مایع را اشغال کنند. مثلاً، برای دیواری که صاف نیست باید مبلمان خاص طراحی شود: مبلی به شکل یک موج با تکیه‌گاهی مجزا. او در طراحی این اشکال نرم و سیال که گویی از فرم یخ‌های در حال ذوب شدن الهام گرفته‌اند حتی تاحدودی به بازیابی و احیای سبک‌های دهة ۵۰ هم نظر دارد. حدید توانمندی و قدرت بسیار خود در طراحی و اسکیس‌های دستی‌اش را با یک سیستم حرفه‌ای تکنولوژیک ترکیب کرده و از آن در تحقق بخشیدن به ایده‌ها و رویاهای عجیب و غریبش، که تا مدت‌ها غیرقابل ساخت به‌نظر می‌آمدند، استفاده کرده است. در واقع، این جسارت و مداومت او در تحقق بخشیدن به رویاهایش زمینه را برای دیگرانی که ایده‌های نامعمول داشتند، فراهم کرد. حدید، با وجود تمام شهرت و محبوبیتش در دنیای معماری، منتقدانی هم دارد. رابرت آدام، معمار سنتی انگلیسی، آثار او را مطلقاً در زمرة آثار معماری و یا حتی ساختمان‌سازی نمی‌داند، بلکه آنها را مجسمه‌های آبستره‌ای می‌بیند که می‌خواهند خود را به‌عنوان معماری مطرح کنند بی‌آنکه دلیل خاصی برای ساختار جالب و عجیبشان داشته باشند. به اعتقاد امثال او، صرفاً با تکیه بر شهود و بدون هیچ‌گونه تئوری نمی‌توان به خلق فرم دست زد. این‌گونه انتقادات در حالی مطرح است که عده‌ای دیگر حدید را از تئوریک‌ترین معماران عصر حاضر می‌دانند، عاملی که نقش به‌سزایی در مطرح کردن او به‌عنوان معمار معاصر داشته است
[تصویر:  ?di=2133519554116]
[تصویر:  ?di=213351955416]
[تصویر:  ?di=713351955423]
[تصویر:  ?di=813351955427]
[تصویر:  ?di=613351955427]
[تصویر:  ?di=313351955425]
[تصویر:  ?di=1013351955420]
[تصویر:  ?di=2133519554212]
[تصویر:  ?di=3133519554214]
بير اوچايديم بو چيرپينان يئلينن
باغلاشايديم داغدان آشان سئلينن

آغلاشايديم اوزاق دوشن ائلينن

بير گؤرئيديم آيريليغي كيم سالدي

اؤلكه ميزده كيم قيريلدي كيم قالدي !؟

پاسخ
 سپاس شده توسط سعید قاسم پور ، احسان نظری ، حمید رضا نظری ، سجاد مقدس پور ، رضا اله ورن ، مهران ترابی
#3
Pier Luigi Nervi


[تصویر:  pier-luigi-nervi-1.jpg]

+تولد در سوندریو لومباردی به سال 1891،مرگ در رم به سال 1979.در سال 1913 در رشته مهندسی ساختمان از دانشگاه بولونا فارغ التحصیل شد.از 1946 تا 1961 استاد مهندسی سازه در دانشکده معماری رم بود.

مهندس محاسب و معمار بزرگی که ردیف" فوی ساینت" و"مایار" قرار داردکه در نتیجه ی تسلط برمحاسبات دقیق ریاضی در معماری به شیوه ی زیبا و حیرت انگیزی دست یافت و با فرم هایی که از طبیعت الهام می گرفت همراه با کاربرد تکنیکی مصالح،چشم اندازی موسیقایی در معماری به وجود آورد.او بارها و بارها در نوشته هایش،فرآیند خلاقه ی فرم را در یکسانی،چه در زمینه ی کارهای تکنیکی مهندسی و چه در زمینه های مختلف کارهای هنری به عنوان یک اصل می دانست.روشی که با استناد به آن زیبایی الگوی سازه ای تنها حاصل پی آمدهای روش های محاسباتی نیست،بلکه نوعی روش شهودی است که چگونگی کاربرد محاسباتی آن را معلوم می کند،و بدین ترتیب به آن هویت می بخشد.

نروی متخصص بتن آرمه بود.اولین پروژه ای که طراحی کرد ساختمان سینما ناپل بود که به سال 1927 ساخته شد.روش ساختاری این بنا در عمل رابطه ی بین فرم و عملکرد را به اثبات رساند(روندی که در آینده به نوعی با کژفهمی مواجه شد).این سبک و سیاق را نروی از طریق محاسبات سازه ای به دست آورد و آن را در معماری امری ضروری می دانست.اولین کار مهم او پروژه ی استادیم ورزشی فلورانس بود که در بین سالهای 1930 تا 1932 ساخته شد.پوشش ساده ای که شیوه ی نمایان سازه ای آن از اهمیت خاص برخوردار بود و در اغلب جراید به عنوان الگوی معماری قرن معرفی شد و حالت نمایشی شورانگیزآن با طراحی های لوکوربوزیه قابل مقایسه بود که به نحوی بسیار صریح و روشن امکانات کاربری بتن آرمه را به نمایش درآورد.نروی با طراحی پروژه های آشیانه هواپیما اورویتو(8-1935)و اوربتللو و همچنین ساختمان برج دل لاگو(3-1940)،به مطالعه در زمینه ی روش های سقف پوسته ای شبکه تیرچه های باربر پرداخت.این شیوه ی ساختاری همواره به مثابه یک هدف ثابت دنبال شد و در تحقیقاتش گستره وسیع تری یافت ودر ابعاد بسیار عظیم به صور مختلف ادامه پیدا کرد ودر فرآیند خلاقه ی شخصی اش مورد استفاده قرار گرفت.با اجرای این پروژه های آشینه هواپیما (که تاکنون ویران شده اند)،نروی به فرآیند درخشان سازه ای خود مقام و منزلتی بخشید که در کل به زیبایی تکنیک ساختاری اش متکی بود.

در حدود 1940،به مطالعه تجربی در زمینه ی مقاومت فرم پرداخت،و به نتایج موفقیت آمیزی نایل شد؛روند اینترنشنال استیل بسیار نیرومندی که در پوشش سقفهای پوسته ای کاربرد داشت؛در کل جذبه های تکنیکی و شاکله ی بسیار زیبا از دستاوردهای عظیمش بود.این روش را در پوشش سقف تالار بزرگ نمایشگاه تورین به کاربرد(9-1948)،که یکی از آثار ماندگار و از شاهکارهای معماری قرن بیستم است،هرچند که این پروژه از طرف کسانی که وظیفه ی معماری را اهمیت عملکردی جزئیات داخلی آن می دانند،مورد برداشت های نادرستی واقع شد،در نتیجه ساختمان بسیار مهم وارزشمندی که نروی آن را در زمره ی مهمترین آثارش می دانست،تا حدودی مورد بی توجهی قرار گرفت.ساختمان عظیمی که شامل یک پوشش سازه ای بود که با اجزای پیش ساخته ی بتنی به حالت کج و موجی ساخته شد.

او چند ساختمان پوسته ای بتنی در ابعاد کوچکتر به اجرا درآورد،به نحوی که زیر سقف به طور کامل آزاد بود،بعضی از این پروژه ها پلان دایره ای شکل دارند،از جمله ساختمان کازینوی رم لیدو(1950) و ساختمان تالار اجتماعات و ضیافت "چیانچینو ترم" که بین سالهای 1950 تا 1952 ساخته شد.در همین زمان نیزبه تحقیقاتش در زمینه بتن آرمه ادامه داد،کاربرد قطعات پیش ساخته ی بتنی به صورت تولید انبوه را در رابطه با پوشش سقف سالن های نمایش به عنوان اختراع به ثبت رساند.این ابداع در انواع مختلف سازه های طاق تویزه پشت بنددار کاربرد داشت و همچنین به اغلب پروژه های خیالی و آرمان گرایانه قابلیت اجرایی داد.اختراع مهم دیگراو در عرصه تکنیک،سیستم هیدرولیکی پیش کشیده ی بتن آرمه بود.به هیچ روی دست از تلاش و تحقیق بر نمیداشت.حتی با آزادی عمل هرچه بیشتر روش سازه ای اش را تکامل و بهبود بخشید،با ساده گرایی و سرعت در اجرا،به نحوی متفاوت به تحقیقاتش ادامه داد،شیوه ی ساختاری بسیار زیبایی که از المان های سازه ای ریتمیک تشکیل میشد.نمونه های شاخص این روش،ساختمان ورزش رم بود که با همکاری "آنیباله ویته لوزی"از سال 1956 تا 1957 به اجرا درآمد و مهم تر از همه ساختمان تالار کنفرانس یونسکو در پاریس (که با همکاری مارسل بروئه و زرفوس در فاصله سال های 1953 تا 1957 ساخته شد).

همچنین شبیه به ساختمان تالار کنفرانس پاریس_پوشش پوسته ای بسیار زیبا و پر وقاری که طراحی آن ملهم از پوشش پوسته صدف دریایی و بالهای حشرات و کاسبرگ گل ها بود-ساختمان آسمان خراش پیرلی را نیز با الهام از فرمهای موجود در طبیعت به فاصله 1955 تا 1958 در میلان با همکاری "جیو پونتی و چند معمار دیگر"به اجرا درآورد.این الگوی ساختمانی به صورت قطعاتی مجزا از هم تکامل یافت.

نروی مهارت خلاقه ی سازه ای اش را در ساختمان مرکز صنایع ملی پاریس (که در 1955 با همکاری ژان پرو طراحی شد)؛و نیز در ساختمان نمایشگاه دایره ای شکل کاراکاس (1956) و ساختمان کاخ دولاورو ،تورین(1961)و همچنین در تالار اجتماعات پاپ در واتیکان که در 1971 ساخته شد،به نمایش درآورد.




[تصویر:  Pier-Luigi-Nervi-Ambasciata-dItalia-a-Br...rrieri.jpg]

[تصویر:  palazettodellosport.jpg]

[تصویر:  Pier-Luigi-Nervi-Ambasciata-dItalia-a-Br...rrieri.jpg]

[تصویر:  005.jpg]

[تصویر:  6310605.jpg]

[تصویر:  article_1a2ac4bddbebae68fa5d8d9f42f831f61e8cea9b.jpg]



.

+در هر 3 ثانیه یکی تو دنیا می میره ...

1،2،3 الان یکی مرد!!!

یادت باشه یکی از این سه ثانیه ها سهم ماست !!!

پس قبل از اینکه به 3 برسی قدر همه اون چیزایی که تو زندگیت داری و بدون"

یک . . . دو . . . سه . . .



.
پاسخ
 سپاس شده توسط محمد جواد رضایی ، سعید قاسم پور ، فاطمه اسمعیلی سوره ، سجاد مقدس پور ، بهروز کریمی ، رضا اله ورن ، احسان نظری ، حمید رضا نظری ، مهران ترابی
#4
نورمن فاستر ، در اول ماه ژوئن در شهر منچستر متولد شد . 1953 پس از اتمام دوره متوسطه ، به صورت نیمه وقت و به عنوان منشی در تالار شهر منچستر شروع به کار کرد . سپس به خدمت سربازی رفت و در حین خدمت در نیروی هوایی ، در زمینه مهندسی الکترونیک مهارت یافت و اطلاعاتی در مورد هواپیما کسب کرد . در نهایت ، به دلیل علاقه به هولپیماهای گلایدر به یک خلبان ماهر تبدیل شد . 1955 پس از اتمام دوره دوساله سربازی ، در دفتر دو تن از معماران منچستر مشغول به کار شد
1956 با ثبت نام در دانشگاه معماری منچستر ، به فراگیری دروس نسبتا سنتی ( در مقایسه با دروس و و رویکرد های متفاوت در انجمن معماران لندن و مدرسه ی معماری لیورپول ) پرداخت . با این حال ، در این سال ها توانست مهارت های منحصر به فردی در زمینه ی فنون ترسیم و ارائه به دست آورد
او در این سال دیپلم معماری و مجوز طراحی شهری خود را دریافت کرد . در همطن زمان ، مدال هی وود و مدال برنز انجمن معماران منچستر به وی اهدا شد . علاوه بر این ، با قبولی در بورسیه ی تحصیلی انجمن ساختمان سازان ، به فلاوشیپ هنری نایل شد . پس از آن برای گذراندن دوره دو ساله ی تخصصی در دانشگاه ییل به آمریکا رفت . وی در آنجا تحت تاثیر پل رادولف ، سرج چرمایف و وین سنت اسکالی قرار گرفت و در همین زمان با ریچارد راجرز ( که مانند خود او دانشجوی بورسیه بود ) و جیمز استرلینگ ( که برای مدت کوتاهی در همان مدرسه تدریس می کرد ) ملاقات کرد . 1962 فاستر مدرک فوق لیسانس معماری را با موفقیت دریآفت کرد . سپس گردش معماران را از سواحل شرقی ایالات متحده تا کالیفرنیا آغاز کرد و در این سفر ، روند توسعه ی معماری مدرن را از فرانک لوید رایت تا چالز آیمز بررسی و دنبال کرد . 1963
پس از بازگشت به انگلستان با همکاری ریچارد راجرز ، گروه طراحی " گروه 4 " را در لندن تشکیل داد . دیگر همکاران آنها در این گروه عبارت بودند از : سور راجرز ، همسر ریچارد راجرز ، و جورجیا والتون که با راجرز در انجمن معماران لندن تحصیل کرده بود . مدتی بعد ، وندی چیزمن ( فارغ التحصیل مدرسه معماری بارتلت دانشگاه لندن که بعدها همسر فاستر شد ) نیز به آنها ملحق شد . البته از همان آغاز ، عضویت جورجیا بالتون ( که دفتر اصلی او در هامپ استید بود ) حالتی ظاهری داشت و تاثیر چندانی بر رابطه آنها نداشت
1964 در این سال با وندی چیزمن ازدواج کرد که ثمره آن ، دو فرزند به نام های " تی " و " کال " است . 1966 در این سال به عضویت انجمن معماران سلطنتی انگلستان در آمد
1967 فاستر همراه با " گروه 4 " ساختمانی را طراحی کرد که وی را به شهرت جهانی رساند . این ساختمان ، کارخانه رلیانس در سوئد بود که آخرین بنای ساخته شده توسط این گروه است زیرا این گروه در همان سال منحل شد . سپس نورمن و وندی فاستر با هدف ایجاد یک مرکز برای طراحی و تحقیقات ، دفتر معماری فاستر و همکاران را تاسیس کردند . در این دفتر در مجاورت باغ کوونت قرار داشت
1968 در حین طراحی پروژه تئاتر ساموئل بکت ، با ریچارد باکمینیستر فولر آشنا شد که بعد ها ، تاثیر عمیقی در اندیشه و کارهای فاستر گذاشت . آشنایی ، سر آغازی بود برای دوستی و همکاری طولانی پر ثمری که تا زمان مرگ این استاد آمریکایی ( یعنی سال 1983 ) ادامه داشت . 1971
در این ، دفتر معماری فاستر و همکاران به طبقه همکف ساختمانی در خیابان فیتزروی ( که فقط چند صد متر از برج اداره پست فاصله داشت ) منتقل شد. تجهیز و طراحی داخلی این دفتر ، بستری بود برای بررسی و آزمایش مفاهیم و مصالحی که بعده ها هسته اصلی فلسفه کار فاستر را شکل داد . 1974
فاستر به عنوان نایب انجمن معماری انتخاب شد . شرکت او که قبلا با یک شرکت نروژی به نام " شرکت خطوط کشتی رانی فرداولسن " همکاری داشت ، دفتری در اوسلو تاسیس کرد و ابتدا کارهایی برای این کار فرمای نروژی انجام داد ؛ سپس با کارفرماهای دیگر در نقاط مختلف کشور همکاری کرد
1975 در این سال ، ساخت دفترهای شرکت بیمه ویلیس ، فابروداماس در ایپسوویچ به پایان رسید و این پروژه ، شرکت فاستر را به شهرت جهانی رساند
1978 ساخت مرکز های هنرهای تجسمی سانز بوری ، آغاز مرحله ی مهم و درخشانی در زندگی حرفه ای او شد . پروژه های ارزشمند دیگری را برای او و همکارانش به ارمغان آورد
1979 در این سال شرکت بانکداری هنگ کنگ و شانگهای از وی دعوت کرد که همراه شش شرکت بین الملی دیگر ، در مسابقه ای محدود با موضوع طراحی دفتر مرکزی این بانک شرکت کند . با انتخاب طرح فاست به عنوان طرح برگزیده ، اجرای این پروژه به شرکت وی واگذار شد
1980 فاستر در این سال به عضویت انجمن معماران آمریکایی در آمد ، علاوه بر این ، در همین سال دکترای افتخاری دانشگاه انجلیای شرقی به او اعطا شد . در بیست و چهارم ژوئن نیز ، در مراسم اهدا مدال طلای سال 1980 به جیمز استرلین سخنرانی کرد
1981 در این سال با شرکت در مسابقه محدود طراحی ورزشگاه سرپوشیده فراکفورت آمین ، جایزه طرح برگزیده را دریافت کرد . در همین زمان ، معماری او در یکی از برنامه های مستند هنری Bbc معرفی شد و مورد بررسی قرار گرفت . 1982
در این سال ، دفتر آنها به خیابان گریند پورتلند و در مجاورت دفتر های شرکت Reba منتقل شد . همچنین به عنوان یکی از اعضای هیئت علمی دانشکده صنعتی هنر لندن انتخاب شد .
1983 در این سال ، فاستر بالاترین رتبه این حرفه را از آن خود کرد و " مدال طلای سلطنتی " رشته معماری را دریافت نمود . این مدال ، جایزه بین الملی ارزشمندی است که در سال 1848 ، ملکه ویکتوریا برای پیشرفت حرفه معماری در نظر گرفته بود . در مراسم اهدا این جایزه ، با کمینیستر فولر سخنرانی کرد . فاستر در این سال به عضویت دانشگاه سلطنتی در آمد . پس از برگزاری یک مسابقه ی محدود با شرکت گروه منتخب معماران ، از فاستر برای طراحی مرکز جدیدی برای Bbc در منطقه ی پورتلند دعوت شد . این مرکز در مقابل کلیسای آل سولز اثر جان ناش قرار دارد .
1984 در مسابقه محدودی که شورای شهر نایمز برای طراحی یک مدیاتک و مرکز هنرهای معاصر در آن شهر برگزار کرد ، طرح فاستر برنده شد . در همین سال اتحادیه ی بین المللی معماران ، جایزه آگوست پره را به وی اهدا کرد .
1986 دانشگاه بت ، دکترای افتخاری علوم را به فاستر اعطا نمود. در همین سال ، دو نمایشگاه مهم از کارهای او برپاشد : یکی در انجمن معماران فرانسه در پاریس ( بازگشایی در ژانویه ) و دیگری در دانشگاه سلطنتی لندن ( بازگشایی در اکتبر ) . وی جایزه موسسه طراحی ژاپن را به خود اختصاص دا . شرکت او نیز در همین سال در مسابقه تغییر شکل و بازسازی یک سایت 48 هکتاری در منطقه کینگزکراس در لندن برنده شد . این پروژه ، در نوع خود بزرگترین و وسیع ترین طرح شهر سازی در اروپا است و شامل تفکیک طیف وسیعی از عملکردهای مختلف می باشد. از جمله این عملکردها می توان به ایستگاه تونل راه آهن متصل به پارک بزرگ اشاره کرد که اطراف آن از ساختمانهای مسکونی و اداری پوشیده شده است . این پروژه و پروژه ی چهارراه پاترنوستر ، آغاز مرحله جدیدی از اجرای پروژه هایی در مقیاس شهری بود . در سال بعد ، این شرکت طرح های شهری مختلفی برای شهرهای زیر طراحی و اجرا کرد: کمبریج ( 1989 ) ؛ نایمز، کانس و برلین ( 1990 ) ؛ گرینویچ ( 1991 ) ؛ روتردام ، لودن شید و یوکوهاما ( 1992 ) ؛ بافت تاریخی چارترس ، کورفو و لیسبون ( 1993 ) . هم اکنون این شرکت در حال انجام پروژه ای برای تغییر شکل و بازسازی قسمت وسیعی از مرکز شهر بارسلون است که مساحت سایت آن بیش از 220 هکتار است .
1988 ظرفیت بالای این شرکت باعث شد که بتواند به مجموعه ی وسیعی از برنامه ها و پروژه های کلان مقیاس پاسخگو باشد . یکی از این پروژه ها ، برج مخابرات بارسلون است که به منظور آماده سازی شهر برای مسابقات المپیک در نظر گرفته شده است . نمونه های دیگر این پروژه ها ، مترو شهر بیلبائو ، پل دره گذری در منطقه ی رنس در فرانسه و ایستگاه زیرزمینی کاناری وارف در لندن ( 1991 ) است . 1989 این مصادف بود با فوت زود هنگام وندی ( همسر نورمن ) که آغازفعالیت حرفه ای نورمن همراه او بود و پس ازهمکاری در" گروه 4 " ، یکی از موسسان دفتر معماری فاستر و همکاران بود . 1990 سازمان حفاظت از محیط زیست انگلستان ، ساختمان شرکت بیمه ویلیس ، فابر و داماس در ایپسوویچ ( 74-1973 ) را جزء ساختمان های ارزشمند ( از نظر تاریخی ، معماری و سازگاری با محیط زیست ) اعلام کرد و مدال معتمدین Riba را به نورمن فاستر اعطا نمود . در همین سال ، فاستر عنوان " سر " گرفت . در این زمان ، دفتر معماری فاستر و همکاران ( که از این پس دفتر معماری سر نورمن فاستر و همکاران نامیده خواهد شد ) به ساختمان نوسازی در کیلومتر 22 جاده ی هستار در نزدیکی رودخانه تیمز نقل مکان کرد . در این دفتر جدید ، تمام عملکرد های گوناگون مربوط به کارگاه ماکت سازی و مصالح ، بایگانی پرونده ها ، کتابخانه و آرشیو فیلم های ویدئویی و عکس ، همگی زیر سقف گرد آمده اند .
1991 دانشگاه معماری فرانسه ، به وی مدال افتخار اعطا کرد . در همین سال ، چندین پروژه ی جدید و ارزشمند را به اتمام رساند ؛ از جمله فرودگاه استانزتد، مرکز تلویزیونی آی تی ان ، نگارخانه های ساکلر ( که ملکه الیزابت دوم آنها افتتاح کرد) و برج سده در توکیو که همه آنها علاوه بر دریافت جوایز متعدد ، مورد ستایش تمام جهان قرار گرفت . در مراسم بازگشایی ساختمان کرسنت وینگ ، مرکز هنر های تجسمی سانزبوری نمایشگاهی بر پا کرد که حاصل شش سال فعالیت حرفه ای فاستر را به نمایش گذاشت . در نمایشگاه دو سالانه ی ونیز ، غرفه ی بریتانیا نیز تعدادی از طرح های فاستر و پنج معمار دیگر انگلیسی را به نمایش در آورد .
1992 دانشگاه و موسسه ی هنر و ادبیات آمریکا در نیویورک ، جایزه یادبود آرنولد برونر را به وی اعطا نمود . دانشگاه هامرساید به او دکترای افتخاری داد. برپایی چندین نمایشگاه در شهرهای پاریس ، بوردوکس ، رنس و آرسن سنان ، بر ارزش و اعتبار فاستر در اروپا افزود . در همین سال ، وی در چندین مسابقه معماری برنده شد که مهمترین آنها عبارتند از : فرودگاه جدید هنگ کنگ ، پارک مشاغل برلین ، مجموعه تسهیلات المپیک در منچستر و قسمت الحاقی آن به موزه ی ماقبل تاریخ در پرووانس .
1993 وسعت پروژه ها و تعدد قراردادهای بین المللی باعث شد که این شرکت ، دفتر هایی در شهر های برلین ، فرانکفورت ، هنگ کنگ ، نایمز و توکیو دایر کند . شرکت معماری سرنورمن فاستر و همکاران در آلمان ، در مسابقه طراحی پارلمان جدید برلین برنده شد . از دیگر موفقیت های وی در مسابقات معماری می توان به طرح موزه جنگ در هارتل پول و طرح مجموعه ی نمایشگاهی در لیسبون اشاره کرد . پروژه ی مرکز هنرهای معاصر در شهر نایمز فرانسه افتتاح شد . این پروژه به دلیل مشکلاتی که برای برگزاری مسابقه ( 1983) بوجود آمد ، با مدتی تاخیر انجام شد . ولی این مشکلات در ساخت مدرسه ی متوسطه شهر فرژو وجود نداشت . طراحی این مدرسه ، در سال 1991 به مسابقه گذاشته شد . انجمن معماران آمریکایی نیز ، در همین سال مدال طلای خود را به سر نورمن فاستر اعطا نمود
عزت از خداست و اوست که به ما عزت می دهد ،اگر بخواهد ابروی کسی رابریزد به دست خودش می ریزد و اگر بخواهد به کسی عزت دهد توسط دشمنان او را عزیز می کند .
پاسخ
 سپاس شده توسط فاطمه اسمعیلی سوره ، احسان نظری ، حمید رضا نظری ، سجاد مقدس پور ، مهران ترابی
#5
برخی ازآثار نورمن فاستر:


هرم صلح فاستر

+آنچه ریاست جمهوری قزاقستان از نورمن فوستر خواسته بود، مرکزی عظیم برای گفتگوی ادیان در کنار سالن اپرایی قابل رقابت با بزرگترین سالن های جهان، یک موزه ملی فرهنگ، دانشگاهی برای مقوله تمدن و مرکزی برای تعاملات گروه های نژادی و جغرافیایی قزاقستان بود. تمام این موارد قرار بود در هرم عظیمی که فوستر آن را ساخت جاسازی شود، هرمی با قاعده تقریبی یک هکتار و ارتفاعی بالغ بر 60 متر از سطح زمین....


ظاهرا قضیه بسیار جدی است؛ با ترکیب جمعیتی 50 درصد روس با مذهب ارتدوکس، 50 درصد مسلمان قزاق و نیز با افزایش اختلافات افراط گرایانه قومی، میتوان به نظربایف برای آنچه در ذهن می پرورد حق داد؛ از نظر بین المللی نیز وی در سپتامبر 2003 میزبان کنگره رهبران مذهبی جهان بود و طبیعی است که بخواهد این موضوع را به جریانی دائمی تبدیل کند.

[[تصویر:  3z9cbt3efoxxc5nlx5hb.jpg]

[تصویر:  qiw1oswyvguqsuhm4rx.jpg]

[تصویر:  42piz486qbgj4rzvilz.jpg]


هرمی عظیم، ساخته شده از الگویی الماس گونه، ملبس به صفحات مجوف فولاد ضدزنگ و پلاک های سنگی خاکستری کم رنگ که در راس به تارکی انتزاعی از شیشه رنگی ختم می شود؛ رنگ هایی ملهم از پرچم قزاقستان و عظمتی در خور خودنمایی یک ملت.
قرار است 200 نماینده از مذاهب مطرح جهان هر 3 سال در قالب نشستی عظیم با همکاری شورای امنیت سازمان ملل در این محل گرد هم آیند، یک گردهمایی، درست در نقطه زیرین راس هرم لرد فوستر. فوستر خود در این مورد می گوید: «آنچه برای من اهمیت داشت نمادینه کردن صلح بود....». یک مرکز تحقیقاتی برای مذاهب جهان با کتابخانه ای عظیم، طبقه تحتانی مرکز همایش ها را در بر می گیرد.
برای مردم عادی نیز جنبه های نمایشی قضیه اگر بیشتر نباشد کمتر نیست؛ هرم که بر روی تپه ای دست ساز بنا شده،بسیار عظیم تر از آنچه هست، به چشم می آید. سالن اپرای 1500 نفره، مردم را به سوی خود فرا می خواند و فاصله پایین ترین بخش این تالار با راس هرم بالغ بر 80 متر است!
داستان زندگی این یادمان ملی وقتی بسیار جالب توجه تر می شود که وارد باغ معلق مرکزی شویم؛ نورپردازی تاثیرگزار و ترکیب فضاسازی سبز در داخل حجمی عظیم از دیوار های شفاف و مسیری زیگ زاگ با حرکتی رو به اوج، بهشتی اثیری را تداعی می کند.
شغل سابق نورسلطان نظربایف در زمان کمونیست ها به عنوان کارگر فولادسازی، بسیار به طراحی و ساخت هر چه سریع تر سازه فولادی بنا که حائز شرایطی خاص است، کمک کرد. سازه ای که با توجه به نوسان دما در پایتخت جدید از 40 درجه زیر صفر تا 40 درجه بالای صفر (آب و هوای عادی در استپ های آسیای مرکزی)، بسیار حساس و تعیین کننده است.
فوستر شکل هرمی را برای نداشتن هیچ گونه تاثیر منفی به لحاظ مذهبی انتخاب کرده است. وی که تا کنون تعداد زیادی سالن کنسرت، گالری های هنری و موزه طراحی کرده است، اهمیت این مرکز را بیش از همه تلقی می کند؛ «این مجموعه در اصل یک مرکز فرهنگی است، اما از آنجایی که قرار است میزبان یک کنفرانس صلح متشکل از پیروان 18 مذهب جهانی باشد، دیگر مختصات آن بسیار فراتر از یک مرکز فرهنگی خواهد بود. مختصاتی به عظمت مذهب، صلح و همکاری جهانی...؛ نشانه ای در جهت ترک هر گونه مخاصمه و خشونت برای توسعه عدالت و برابری انسان ها...».


[align=center]


طرح آقای فاستر، برگزيده مسابقه بازسازی برجهای تجارت جهانی:

[تصویر:  wtc1.jpg]

بانک هنگ کنگ:

[تصویر:  hong_kong_bank2.jpg]

[تصویر:  floor_plans_hsbc.jpg]

[تصویر:  sectional_perspective_hsbc.jpg]

[تصویر:  structural_elements_hsbc.jpg]

[تصویر:  south_elevation_hsbc.jpg]

[تصویر:  HSBC_Hong_Kong_small.jpg]

برج های دوقلویی که نورمن فاستر به همراه همکاراش در شهرپاریس طراحی کردن:


[تصویر:  fosterherm-ed02.jpg]

[تصویر:  fosterherm-ed01.jpg]

.

+در هر 3 ثانیه یکی تو دنیا می میره ...

1،2،3 الان یکی مرد!!!

یادت باشه یکی از این سه ثانیه ها سهم ماست !!!

پس قبل از اینکه به 3 برسی قدر همه اون چیزایی که تو زندگیت داری و بدون"

یک . . . دو . . . سه . . .



.
پاسخ
 سپاس شده توسط حمید رضا نظری ، احسان نظری ، سجاد مقدس پور ، بهروز کریمی ، رضا اله ورن ، مهران ترابی
#6
زندگی نامه معماران بزرگ


زندگی نامه تادائو آندو: [تصویر:  ?di=1413356278610]



تادائو آندو در ۱۳ اکتبر ۱۹۴۱ میلادی در اوزاکای ژاپن دیده به جهان گشود، در سالهای ۶۹-۱۹۶۲ م . تعالیم خود آموخته و غیر آکادمیک خود را به عنوان یک معمار با سفرهای آموزشی به اروپا، آمریکا و آفریقا و مطالعه بر روی خانه های فرانک لویدرایت و کارهای مدرنیسم قدیمی (کلاسیک) تکمیل کرد.افزایش کمی آثار او در سطح معماریهای مسکونی، کلیساها، موزه ها و مجتمع های تجاری بزرگ، و … با تکیه ای مداوم و تقریباً انحصاری بر ساختارهای بتن مسلح بزرگ و نمایان است که عظمت را در معماری او فزونی می بخشد. او واسطه ای میان شرق و غرب است، و بتن را ـ با اینکه از مواد جدایی ناپذیر جنبش مدرن اروپاست ـ در جهت نشان دادن زیبایی شناسی شرقی به کار می برد. اولین تمرین معماریش را در سال ۶۹ م . در اوزاکا آغاز کرد و تاکنون بیش از صد و پنجاه پروژه معماری را طراحی کرده است.او از با نفوذ ترین معماران پست مدرن نسل دوم ژاپن محسوب می شود. توجه عمده وی بر تفلیق فرمهای مدرن با مفاهیم و شیوه های سنتی ژاپن استوار است ؛ به بیان دقیق تر، هدف او تغییر معنای طبیعت از گذرگاه معماری است.











زندگی نامه ریچارد راجرز:


[تصویر:  ?di=1133562813416]




ریچارد راجرز در سال ۱۹۳۳، در فلورانس ایتالیا به دنیا آمد. پدر او پزشک بود و مادرش علاقه زیادی به طراحی مدرن داشت. خانواده راجرز در سال ۱۹۳۸، همزمان با پدیدارشدن نشانه‌های آغاز جنگ جهانی دوم، به انگلستان بازگشتند. او در مدرسه AA لندن به تحصیل در رشته معماری پرداخت و مدرک فوق‌لیسانس خود را از دانشگاه Yale دریافت کرد. راجرز در این دانشگاه به همراه نورمن فاستر، همکلاسی خویش، از محضر بزرگانی همچون پل رودلف که رئیس مدرسه معماری بود و جیمز استرلینگ بهره جست. همچنین او در آنجا علاقه زیادی به فرانک لویدرایت پیدا کرد، تا جایی که از او با عنوان my first god یاد می‌کند. راجرز پس از مدتی کار برای Skidmore, Owings & Merrill در نیویورک، به انگلستان بازگشت تا نخستین فعالیت حرفه‌ای معماری خویش را به همراه نخستین همسرش، Su Brumwell، نورمن فاستر و Wendy Cheeseman، در قالب گروهی کوتاه‌عمر بنام Team 4 که فعالیتش تنها تا سال ۱۹۶۷ ادامه یافت، شروع کند. از سال ۱۹۷۱ نیز، با پروژه مرکز ژرژ پمپیدوی پاریس، شراکت او با رنزو پیانو شروع شد که این همکاری تا سال ۱۹۷۸ ادامه داشت.






زندگی نامه لوئی سالیوان

[تصویر:  ?di=11133562835515]

لوییس سالیوان معمار بزرگ آمریکایی و «پدر معماری مدرن» در چنین روزی به دنیا آمد. او با تفکرات و عقاید منحصربه فردش توانست تحولی شگرف در هنر و صنعت معماری به وجود آورد و تاثیرات عمیق او بر کسی پوشیده نیست. سالیوان بنیانگذار مدرسه معماران شیکاگو است و «فرانک لویدرایت» معمار افسانه ای آمریکایی از شاگردان او بوده است. «لوییس هنری سالیوان» در سوم سپتامبر ۱۸۵۶ در شهر بوستون به دنیا آمد و مدت کوتاهی در «موسسه فناوری ماساچوست» (ام آی تی) به تحصیل مشغول شد و دریافت که قادر است تحصیلات دبیرستان خود را یک سال زودتر تمام کند و با گذراندن یکسری امتحانات، دو سال در دانشگاه پیش بیفتد. او تنها ۱۶ سال داشت که وارد دانشگاه ام آی تی شد و پس از یک سال تحصیل به فیلادلفیا رفت و برای خود شغلی در کنار معماری به نام «فرانک فرنس» (Frank Furness) پیدا کرد.













زندگی نامه لوکوربوزیه
[تصویر:  ?di=013356285043]


لوکوربوزیه ( ۲۷ آگوست ۱۹۶۵ – ۶ اکتبر ۱۸۸۷) ، اسم مستعار چارلز ادوارد ژان نرت- گریس(Charles Eduard Jeanneret-Gris) است . او یک معمار معروف بود که با سبکی که امروزه سبک بین المللی نامیده می شود به همراهی لودویگ میس واندر روهه ، والتر گروپیوس و تئو وان داربورگ کار می کرد . او همچنین در طراحی مبلمان دستی داشت .

لوکوربوزیه در لشودفوند (La Chaux-de-Fonds) ، شهر کوچکی در شمال غربی سوئیس ، در نزدیکی مرز فرانسه متولد شد . لوکوربوزیه علاقه ی زیادی به هنرهای بصری داشت و نزد شخصی به نام چارلز لپلاتنیه ، که معلم یک مدرسه ی هنرهای زیبای محلی بود و خود در بوداپست و پاریس درس خوانده بود ، به آموختن مبانی هنر پرداخت .











زندگی نامه رنزو پیانو
[تصویر:  ?di=7133562872315]

رنزو پیانو در سال ۱۹۳۷ در جنوآ، ایتالیا در خانواده ای معمار به دنیا آمد. پدر، ۴ عمو و برادرش همه پیمانکار ساختمانی بودند. هنگامی که دانشجوی معماری در دانشگاه پلی تکنیک معماری میلان بود مرتبا از پروژه های ساختمانی پدرش بازدید میکرد که این بازدید ها تجربه های علمی و کارآمدی را برای او به ارمغان آورد.
مسئولین امر جایزه بهترین شیوه یکپارچگی طرح و بنا را که در پروژه های او خود نمایی می کرد به وی اهدا کردند زیرا کارهای وی قابل مقایسه با کارهای معماران چیره دست قدیمی ایتالیا همچون لئوناردو داوینچی، میکل آنژ و بورنلسکی می باشد.

در حالی که کارهای او آمیخته با تکنولوژی روز معماری می باشد ولی ریشه و اصل کارها به طور واضح نمایانگر فلسفه و سنت ملی کلاسیک ایتالیا است ، مقامات رسمی “پریزکره” گفته اند : همانگونه که وی با شیوه های کهن هماننده فن آوری های نویین به سهولت کار میکند شدیدا به ایجاد معماری قابل سکونت و با دوام در دنیای رو به پیشرفت توجه دارد.









زندگی نامه وارتان هوانسیان

[تصویر:  ?di=8133562887614]

وارتان نخستین مدرنیست معماری ایران بود که نهضت باستان‌گرایی دوره پهلوی را مورد حمله قرار داد.او طی دو دهه ۲۰ و ۳۰ از پیشروترین معماران مدرن و نیز از پرکارترین آرشیتکت‌های ایران به محسوب می شد و شیوه کارهایش به “سبک وارتان” معروف شد.

وارتان هوانسیان در سال ۱۲۷۵ در تبریز متولد شد. او نخست در رشته نقاشی مدرسه هنرهای زیبای پاریس(بوزار) تحصیل کرد ولی پس از مدتی در معماری ادامه تحصیل داد و دروس شهرسازی را نیز فراگرفت. او در سال ۱۳۱۴ پس از ۱۷سال تحصیل و کار در اروپا به ایران بازگشت و به عنوان اولین معمار مدرن ایرانی پایه‌گذار و مجری اندیشه معماران مدرن در ایران شد. شروع کار وی با استخدام در اداره شهربانی بود.













زندگی نامه شیخ بهایی
[تصویر:  ?di=813356291259]

شیخ بهاء الدین ، محمدبن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی دانشمند بنام دوره صفویه است. اصل وی از جبل عامل شام بود. بهاء الدین محمد ده ساله بود که پدرش عزالدین حسین عاملی از بزرگان علمای شام بسوی ایران رهسپار گردید و چون به قزوین رسیدند و آن شهر را مرکز دانشمندان شیعه یافتند، در آن سکنی گزیدند و بهاءالدین به شاگردی پدر و دیگر دانشمندان آن عصر مشغول گردید.

مرگ این عارف بزرگ و دانشمند را به سال ۱۰۳۰ و یا ۱۰۳۱ هجری در پایان هشتاد و هفتمین سال حیاتش ذکر کرده اند.وی در شهر اصفهان روی در نقاب خاک کشید و مریدان پیکر او را با شکوهی که شایسته شان او بود ، به مشهد بردند و در جوار حرم هشتمین امام شیعیان به خاک سپردند.

شیخ بهایی مردی بود که از تظاهر و فخر فروشی نفرت داشت و این خود انگیزه ای برای اشتهار خالص شیخ بود.شیخ بهایی به تایید و تصدیق اکثر محققین و مستشرقین ، نادر روزگار و یکی از مردان یگانه دانش و ادب ایران بود که پرورش یافته فرهنگ آن عصر این مرز و بوم و از بهترین نمایندگان معارف ایران در قرن دهم و یازدهم هجری قمری بوده است. شیخ بهایی شاگردانی تربیت نموده که به نوبه خود از بزرگترین مفاخر علم و ادب ایران بوده اند، مانند فیلسوف و حکیم الهی ملاصدرای شیرازی و ملاحسن حنیفی کاشانی وعده یی دیگر که در فلسفه و حکمت الهی و فقه و اصول و ریاضی و نجوم سرآمد بوده و ستارگان درخشانی در آسمان علم و ادب ایران گردیدند که نه تنها ایران ،بلکه عالم اسلام به وجود آنان افتخار می کند. از کتب و آثار بزرگ علمی و ادبی شیخ بهایی علاوه بر غزلیات و رباعیات دارای دو مثنوی بوده که یکی به نام مثنوی “نان و حلوا” و دیگری “شیر و شکر” می باشد و آثار علمی او عبارتند از “جامع عباسی، کشکول، بحرالحساب و مفتاح الفلاح والاربعین و شرع القلاف، اسرارالبلاغه والوجیزه”. سایر تالیفات شیخ بهایی که بالغ بر هشتاد و هشت کتاب و رساله می شود همواره کتب مورد نیاز طالبان علم و ادب بوده است
زندگی نامه استاد پیرنیا (۱۳۰۱تا ۱۳۷۶) از زبان خود استاد[تصویر:  ?di=1213356294335]


من در اصل نائینی هستم و از بدو تولد تا بعد از دوره دبیرستان در یزد اقامت داشتم .خانه ما در محله یوزداران یزد در محلی به نام جنگل بود .اگر کوچه یوزداران را به طرف دروازه مهریز ادامه میدادیم ،در نزدیکی باروی شهر چهار خانه قرار داشت که متعلق به پدرم بود.خانه به «میرزا صادق خان» معروف بود.در ابتدا خانه کوچک بود و طراحی «اندرونی – بیرونی» داشت ،آب صدر آباد از داخل آن می گذشت که متاسفانه بعد ها خشک و خانه را از سبزی و خرمی انداخت.در وسط حیاط گودال باغچه ای قرار داشت .خانه بعدها گسترش یافت و پدرم زمین کنار آن را خرید و یک نارنجستان و یک بیرونی به آن اضافه کرد.خانه مانند دیگر خانه ها با طرح یزدی ساخته شده بود.از کریاس که وارد می شدیم راهرویی به بیرونی و راهرویی دیگر به اندرونی راه داشت.در کنار اندرونی گودال باغچه ای با فضاهای مختلف مانند پنج دری و سه دری دراطراف آن قرار داشت.بین دو حیاط ،پنج دری ها و سه دری ها دو رو بودند یعنی اتاقها به هر دو حیاط دید و راه داشتند .حیاط اندرونی ،آشپزخانه و دو صفه دیگر داشت .در حیاط جدید تر که پدرم بعدها آن را ساخت انواع سه دری و پنج دری قرار داشت .خانه دارای یک «خروجی» بود .در اطراف خروجی ،یک اتاق بزرگ و دو اتاق کوچک قرار داشت .یک بیرونی هم بعدها در کنار حیاط جدید ساخته شد.کوچ های در کنار این حیاط به باروی شهر می رسید.چاه و منبع و طویله در این قسمت قرار داشتند.فکر می کنم خانه در حال حاضر سه صاحب دارد.

زندگی نامه هادی میرمیران

[تصویر:  ?di=15133568142811]
مهندس سید هادی میرمیران معمار برجستهء ایرانی که طی چهار دهه فعالیت حرفه ای خود موفق به خلق آثار برجسته و قابل اعتنایی گردید. از میان آثار وی می توان به ساختمان کانون وکلای دادگستری مرکز، ساختمان کنسولگری ایران در فرانکفورت، ساختمان مرکزی بانک توسعه صادرات ایران، ساختمان مجموعه ورزشی رفسنجان، طرح ساختمان کتابخانه ملی ایران (اجرا نشده) ، طرح ساختمان فرهنگستان های جمهوری اسلامی ایران (اجرا نشده) و طرح ساختمان موزه ملی آب (اجرا نشده) اشاره کرد.

ویژگی میرمیران در حفظ پیوستار و روح معماری کهن ایران با روش های نوین طراحی است.









زندگی نامه هوشنگ سیحون [تصویر:  ?di=8133568142816]


مهندس هوشنگ سیحون در سال ۱۲۹۹ و در خانواده اى اهل موسیقى به دنیا مى آید.

پدر بزرگ او « میرزا عبدالله » بنیانگذار موسیقى سنتى و معروف به پدر موسیقى سنتى ایران بوده است و مادرش (مولود خانم) از نوازندگان تار و سه تار و معلم زنده یاد « احد عبادى »که دایى سیحون به حساب مى آید. او بعد از راهیابى به دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران استعداد خود را از نقاشى به معمارى توسعه مى دهد و به دعوت « آندره گدار» (رئیس اداره باستان شناسى وقت ایران) براى ادامه تحصیل راهى پاریس و دانشکده هنرهاى زیباى پاریس (بوزار) مى شود و حدود ۳ سال تحت تعلیم « اوتلو زاوارونى » به تکمیل دانش معمارى خود مى پردازد و در سال ۱۹۴۹ به درجه دکتراى هنر مى رسد.

مهندس سیحون بعداز طراحى و اجراى آرامگاه بوعلى سینا (همدان ) پروژه هاى زیادى را طراحى و اجرا مى کند که از جمله آنها مى توان به مقبره عمرخیام (نیشابور)، مقبره کمال الملک (نیشابور)، مقبره و موزه نادرشاه افشار (مشهد)، مجلس شوراى ملى ، موزه توس (مقبره فردوسى )، کارخانه نخ ریسى کوروس اخوان، کارخانه آرد مرشدى ، سازمان نقشه بردارى کل کشور ، بانک سپه (توپخانه )، مجتمع آموزشى یاغچى آباد ، سینما آسیا، سینما سانترال ، کارخانه کانادادراى (زمزم فعلى ) در تهران و اهواز ، کارخانه یخ سازى کورس اخوان و حدود ۱۵۰ خانه و ویلاى خصوصى براى شخصیت هاى مشهور آن زمان اشاره کرد که تقریباً همه به اقتضاى کانسپتى که داشته اند از مصالح ساده و مقاوم محلى تشکیل شده اند و آموزه هاى کلاسیک بوزار پاریس در آنها پیاده شده است.
بير اوچايديم بو چيرپينان يئلينن
باغلاشايديم داغدان آشان سئلينن

آغلاشايديم اوزاق دوشن ائلينن

بير گؤرئيديم آيريليغي كيم سالدي

اؤلكه ميزده كيم قيريلدي كيم قالدي !؟

پاسخ
 سپاس شده توسط احسان نظری ، رضا اله ورن ، مهران ترابی
#7
سلام...ممنــــــــون از عنوان کردن این تاپیک"میتـونه بدرد بخور باشـــــــــــه،خیلـــــــــــــــی!!!! بنظرم اگر امکان داشته باشه فقط بیوگرافی معمارانو به تنهایی بررسی نکنیمـــو در مورد هر معماری(سبکش،نمونه کارهاش و...) تا چند وقت هر کس هراطلاعاتی دربارش داشت بگه بهتر و پر محتواتر میشه!!!البته این نظر شخصی منه
.

+در هر 3 ثانیه یکی تو دنیا می میره ...

1،2،3 الان یکی مرد!!!

یادت باشه یکی از این سه ثانیه ها سهم ماست !!!

پس قبل از اینکه به 3 برسی قدر همه اون چیزایی که تو زندگیت داری و بدون"

یک . . . دو . . . سه . . .



.
پاسخ
 سپاس شده توسط احسان نظری ، بهروز کریمی ، رضا اله ورن
#8
معماران بزرگ زن
گرترود یکیل، شارلوت پریاند. مارگاریت مک دونالد مکینتاش و لیلی رایش. اوا ییریسنا.
جولیا مورگان (به انگلیسی: Julia Morgan) متولد سان فرانسیسکو، نخستین معمار زن ایالت کالیفرنیاو نخستین زن آمریکایی است که در مدرسه بوزار فرانسه تحصیل کرد. معمار قلعه راندولف هرست کالیفورنیا توست جولیا مرگان است.

او بیش از ۷۰۰ اثر خلق کرد.


[تصویر:  ?di=313356869659]



[تصویر:  ?di=1013356869654]
بير اوچايديم بو چيرپينان يئلينن
باغلاشايديم داغدان آشان سئلينن

آغلاشايديم اوزاق دوشن ائلينن

بير گؤرئيديم آيريليغي كيم سالدي

اؤلكه ميزده كيم قيريلدي كيم قالدي !؟

پاسخ
 سپاس شده توسط مهران ترابی
#9
زندگینامه فرانک لوید رایت
[تصویر:  frank%20lloyd%20wright-01.jpg]

رایت در معماری از منزلتی خداگونه برخوردار است


فرانک لوید رایت بزرگترین معمار قرن ۲۰ آمریکا. نابغه ای که هرگز چشمه فیاض قریحه اش به خشکی نگرایید.مسلما درک شخصیت وی تاثیر بسیاری در فهم کارهای بی نظیرش دارد ٬سراسر زندگی رایت با تراژدی٬تهمت و شایعه همراه است .



یک دهاتی که همه جای دنیا رو دیده٬امریکا رو بهم ریخته و آخر به فاصله 5 km از زادگاهش دفن شده.می گویند اگر عکسی از خودش می دیده که تیپ زده بوده خط خطی میکرده!! گاهی عمدا از الفاظ دهاتی استفاده می کرده! غد و جسور بوده. معلوم نیست که امریکا به رایت شناخته میشود یا رایت به امریکا.در دهه های ۵۰ رایت امریکا رو معروف کرده بود.






در ۸ ژون ۱۸۶۷ در ریشلندسنتر ایالت ویسکانسین متولد شد. پدرش William Carey Wright و مادرش Anna Lloyd Jones بود.پسر یک کشیش و تعمید دهنده کلیسا بود. باباش مذهبی بوده و در کلیسا ارگ میزده و برای امرار معاش گاهی موعظه و گاهی موسیقی درس میداد. ۷-۸ تا بچه بودند.در ۱۸۸۱ وقتی رایت ۱۴ سالش بود بدر و مادرش جدا شدند و پدرش برای همیشه خانه را ترک کرد.نام اصلی او Frank Lincoln Wright بود که در این زمان به احترام خانواده مادرش نامش را از Lincoln به Lloyd تغییر داد!!...



به این ترتیب رایت تحت سرپرستی مادری قدرتمند که او را دوست می داشت و همیشه تحسینش می کرد در دشت هایی با صخره هایی تنها و زمینی سیاه و بهاری سبز به شکلی رمانتیک رشد کرد.



بعد از دو سال تحصیل در رشته مهندسی ساختمان در دانشگاه ویسکانسین بدون گرفتن مدرک دانشگاه را ترک کرد و برای کار به دفتر لایمن سیلزبی در شیکاگو رفت. دایی اش که در شیکاگو بوده او را به دفتر سلیوان و ادلر می برد و او به مدت ۵ سال (۱۸۸۸-۱۸۹۳) در دفتر سلیوان بود. رایت از سلیوان به عنوان استاد محبوب و از ادلر به نام کهن سرور بزرگ یاد می کند. در دفتر سلیوان خانه های مکتب شیکاگو طراحی می کردند اما رایت همان روز اول با افراد اتلیه دعواش میشه و سلیوان او را به اتاق جدایی می برد و او به طراحی خانه های ویلایی که الهام گرفته از کلبه های دهاتی زادگاهش بوده به جای ساختمان های مکتب شیکاگو می پردازد. در این زمان مکتب شیکاگو در شکفته ترین ایام خود بر جوانی رایت تاثیر گذاشت اما او دنبال کارهای این مکتب را نگرفت.



همان اول سلیوان با او قراردادی امضا می کند که تو تمام وقت مال منی و رایت بلافاصله مادرش و بر و بچه ها را به شهر می برد.بعد ها سلیوان رایت را به خاطر کار در بیرون از دفترش اخراج میکند.بعدها که سلیوان در اواخر عمرش برشکست شده بود در خانه رایت زندگی میکرد و رایت هم احترام زیادی برای او قایل بوده.






فرانک لوید رایت سه بار ازدواج می کند...



رایت معتقد است که خانه یک معبد است بر عکس لوکوربوزیه که خانه را خوابگاه میداند. و البته ادمی که با این زیبایی خانه طراحی می کند تا آخر عمر حسرت یک خانواده درست و حسابی را داشته . اما ازدواج های رایت(!!...):



رایت همیشه خود را رمانتیک نشان می داد و از همین رو محبوب قلوب خانم های امریکایی بود.او که عمری طولانی داشت (از دوره ویکتورین تا عصر اتم) حیاتی پر فراز و نشیب را پشت سر نهاد.



این مرد ریز نقش شیک پوش علاقه مند به کفش و شنل چند رنگ عصاهایی با سر نقره ای و کلاه های شیک و گرانقیمت و اسب های اصیل یکبار همسر و شش فرزند خود را ترک می کند.رایت در ۱۸۸۹(قبل از تولد ۲۲ سالگیش) با کیتی توبین ازدواج می کند.ازدواج او با کاترین که دختر یک تاجر ثروتمند بود باعث بهبود موقعیت اجتماعی او و شهرت بیشترش می شود.در همین زمان او خانه و استودیوی کارش را در Oak park می سازد و مادرش را به شهر می اورد.



بعد از ۵-۶ سال در ۱۹۰۹ که دیگر مشهورترین معمار امریکا شده بود شش تا بچه دور خودش می بیند!... اما مانند بدرش به خانواده اش وفادار نماند و با همسر یکی از مشتریانش به اروبا فرار کرد!



او در ۱۹۰۳ بعد از طراحی یک خانه برای همسایه اش عاشق همسر چنی یعنی Mamah Borthwick Cheney می شود.اغلب دیده میشده که ان دو با اتومبیل رایت به اطراف اوک پارک می رفتند و صحبت آنها سر زبانها افتاده بود. همسر رایت که تصور می کرد این رابطه کم کم رنگ خواهد باخت از رایت جدا نشد و همینطور همسر ماما و نهایتا در ۱۹۰۹ حتی قبل از اتمام Robie house رایت و ماما همسر و فرزندانشان را ترک می کنند و به اروپا فرار می کنند.



شاید امروزه چندان مایه شگفتی نباشد اما این اتفاق در منطقه ابرومند اوک پارک در حومه شیکاگو به هیچ وجه قابل پذیرش نبود و بعد ها که رایت از کار خود پشیمان میشود و به شیکاگو بر می گردد دوستانش خیابان را به رویش می بندند!!... .این کار از این آدم با این شهرت محلی خیلی عجیبه.



بعد از بازگشت رایت باز هم کاترین از او جدا نشد. رایت با زندگی با ماما رسوایی را به Spring green آورد. او با ماما در Spring green ساکن شد.



از ۱۹۱۰ زندگی رایت توام با فراز و نشیب هایی است که اکثرا همراه با جنبه های کریه زندگی اجتماعی است اما رایت جسورانه مقاومت می کند. این سالها تا ۱۹۱۵ درگیری خانوادگی رایت است با ماما که به اروپا فرار کرده اند و بعد بر می گردند .



در ۱۹۱۰ رایت بعد از یک سال که به آمریکا بر می گردد مادرش را وادار می کند تا در ویسکانسین زمینی برای او بخرد. مادر رایت در ۱۰ آوریل ۱۹۱۰ زمین را می خرد و رایت شروع به ساخت خانه جدیدی برای خودش می کند که آن را تالیسین می نامد.


باز هم خانه رایت آتش می گیرد....

در ۲۲ آوریل ۱۹۲۵ خانه رایت دوباره دچار حریق شد البته این بار از روی تصادف.در این اتش سوزی رایت مجموعه ارزشمندی از اثار هنری خود را از دست می دهد از جمله یادداشتهای سلیوان که ایده هایش در مکتب شیکاگو را در نوشته هایی به نام گفتارهای کودکانه تدوین کرده بود اما موفق به چاپ نشده بود که در اتش سوزی مهیب خانه رایت از بین می رود. رایت برای بار سوم انرا از نو و این بار بزرگتر از گذشته ساخت و ان را تالیسین3 نامید.
اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست او جانشين همه نداشتنهاست
پاسخ
 سپاس شده توسط بهروز کریمی ، احسان نظری ، رحمان مولایی ، مرضیه شریعتی
#10
حسین امانت (1321)

+این طراح و معمار ایرانی، معمار برج آزادی است که نمادی از شهر تهران و ایران مدرن است.


[تصویر:  p33ixnzcjzve7323w71.jpg]


امانت همچنین آرشیتکت و طراح تعدادی چند از مراکز صنایع دستی، مدرسه، کتابخانه و حتی یک شهرک تفریحاتی در ساحل دریای خزر بوده‌است.

او بعدها با بسط دادن کار خویش بناهایی در خارج از کشور را نیز طراحی کرد. از آن جمله: بنای سفارت ایران در شهر پکن، پایتخت جمهوری خلق چین که متمایزترین سفارتخانه ناحیه دیپلماتیک در پکن است.

امانت دانش‌آموخته دانشگاه تهران است.

در سال ۱۹۶۶ حسین امانت دانشجوی ۲۴ ساله دانشگاه تهران با شرکت در یک رقابت ملی شروع زندگی حرفه‌ای خود را پایه‌ریزی کرد.

قرار بود در این رقابت طراحان یک نماد ملی ایرانی و اسلامی را که نشان از ایرانی مدرن داشته باشد طراحی کنند.

حسین امانت با طرح خود که همان میدان بزرگ آزادی بود به معماری ایران سلامی دوباره کرد و توانست خود را در آغاز جوانی به معماری با مقیاس جهانی تبدیل کند.

طرح‌های برجسته حسین امانت در دیگر کشورها نظیر چین، آمریکا، کانادا مورد استقبال قرار گرفته و به مرحله اجرا رسیده‌اند.

طرح‌های حسین امانت را بیشتر به دلیل پیوند معماری کلاسیک غربی با روح معماری شرقی می‌شناسند.

تزئین ساختمان با استفاده از سنگ از دیگر مشخصه‌های معماری حسین امانت است.

این معمار در دفتر کارش در کانادا مشغول به کار در طرح‌ها و پروژه‌های بین‌المللی خود است.

وی از سال ۱۹۸۰ به عنوان یک شهروند کانادایی در کانادا زندگی می‌کند.

[تصویر:  MyPic_2009513351.jpg]




.

+در هر 3 ثانیه یکی تو دنیا می میره ...

1،2،3 الان یکی مرد!!!

یادت باشه یکی از این سه ثانیه ها سهم ماست !!!

پس قبل از اینکه به 3 برسی قدر همه اون چیزایی که تو زندگیت داری و بدون"

یک . . . دو . . . سه . . .



.
پاسخ
 سپاس شده توسط احسان نظری ، بهروز کریمی ، حمید رضا نظری ، مهدی بیات ، رضا اله ورن


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان