درود مهمان گرامی! ثبت نام

اولين دوره مسابقات کشوري سازه هاي ماکاروني کاپ آذربايجان

کاپ آذربايجان

ثبت نام کارگاه ثبت نام مسايقات پوستر

>بستن اين پنجره<

این یک اطلاعیه همگانی است!


امتیاز موضوع:
  • 5 رأی - میانگین امتیازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زبان تخصصی برای ارشد
[/align]
بلند پرواز Ambition


معذرت خواستند Apologize


تجارتی Commercial


واکس زدن Polish

باید Ought to
لهجه Accent




اگر دریابی که در وجود هر انسانی روح خداوند نهفته است آیا باز هم حاضر خواهی شد به کسی توهین کنی؟
پاسخ
 سپاس شده توسط حسین ترکی ، حمید رضا نظری ، ساجده نوروزی ، علی رنود
اجاق Stove


دامن Skirt


ضرب کردن Multiply

نمره Scare


مبلمان Furniture

محکم بهم زدن Slam





اگر دریابی که در وجود هر انسانی روح خداوند نهفته است آیا باز هم حاضر خواهی شد به کسی توهین کنی؟
پاسخ
 سپاس شده توسط مرضیه شریعتی ، حمید رضا نظری ، حسین ترکی ، سعید قاسم پور ، مسعود شفقی ، علی رنود
ناقص،معلول Deformed


پراکنده کردن،متفرق کردن Disperse

آویزان کردن Bang


ممنوع کردن Ban


قلاب Hook


کوبیدن،ضربه زدن Knock


جراحی Surgery




اگر دریابی که در وجود هر انسانی روح خداوند نهفته است آیا باز هم حاضر خواهی شد به کسی توهین کنی؟
پاسخ
 سپاس شده توسط حمید رضا نظری ، سعید قاسم پور ، مرضیه شریعتی ، احسان نظری ، علی رنود
Ticket Please

Three engineers and three accountants are traveling by train to a conference. At the station, the three accountants each buy tickets and watch as the three engineers buy only a single ticket. “How are three people going to travel on only one ticket?” asks an accountant. “Watch and you’ll see,” answers an engineer. They all board the train. The accountants take their respective seats but all Three engineers cram into a restroom and close the door behind them. Shortly after the train has departed, the conductor comes around collecting tickets. He knocks on the restroom door and says, “Ticket, please.” The door opens just a crack and a single arm emerges with a ticket in hand. The conductor takes it and moves on. The accountants see this and agree it is quite a clever idea. So after the conference, the accountants decide to copy the engineers on the return trip and save some money. When they get to the station, they buy a single ticket for the return trip. To their astonishment, the engineers buy no tickets at all. “How are you going to travel without a ticket?” says one perplexed accountant. “Watch and you’ll see,” answers an engineer. When they board the train the three accountants cram into a restroom and the three engineers cram into another one nearby. The train departs. Shortly afterward, one of the engineers leaves his restroom and walks over to the restroom where the accountants are hiding. He knocks on the door and says, “Ticket please.”



اگر دریابی که در وجود هر انسانی روح خداوند نهفته است آیا باز هم حاضر خواهی شد به کسی توهین کنی؟
پاسخ
 سپاس شده توسط حمید رضا نظری ، سعید قاسم پور ، احسان نظری ، ساجده نوروزی ، علی رنود
خیلی باحال بود این ذکاوت مهندسین رو نسبت به حسابدارها میرسونه Big Grin Smile Smile
مردان عمل هیچگاه شکوه و ناله سر نمی دهند، به ویژه از سخت بودن صخره ها ، ابری بودن آسمان یا سرد بودن یخ هرگز شکایت نمی کنند .
-------------------------------------------------------------

هرکس بخواهد کاری را انجام دهد راهش را پیدا می کند،

و هر کس نخواهد کاری را انجام دهد ، بهانه اش را.
---------------------------------------------------------

مردی که کوه را برداشت،کسی بود که شروع به برداشتن سنگریزه ها کرد.

---------------------------------------------------------------------------
http://www.niktarahan.blogfa.com
niktarahan@gmail.com
پاسخ
 سپاس شده توسط فاطمه اسمعیلی سوره ، حمید رضا نظری ، علی رنود
(08-23-2012، 11:40 PM)فاطمه اسمعیلی سوره نوشته است:  
Ticket Please

Three engineers and three accountants are traveling by train to a conference. At the station, the three accountants each buy tickets and watch as the three engineers buy only a single ticket. “How are three people going to travel on only one ticket?” asks an accountant. “Watch and you’ll see,” answers an engineer. They all board the train. The accountants take their respective seats but all Three engineers cram into a restroom and close the door behind them. Shortly after the train has departed, the conductor comes around collecting tickets. He knocks on the restroom door and says, “Ticket, please.” The door opens just a crack and a single arm emerges with a ticket in hand. The conductor takes it and moves on. The accountants see this and agree it is quite a clever idea. So after the conference, the accountants decide to copy the engineers on the return trip and save some money. When they get to the station, they buy a single ticket for the return trip. To their astonishment, the engineers buy no tickets at all. “How are you going to travel without a ticket?” says one perplexed accountant. “Watch and you’ll see,” answers an engineer. When they board the train the three accountants cram into a restroom and the three engineers cram into another one nearby. The train departs. Shortly afterward, one of the engineers leaves his restroom and walks over to the restroom where the accountants are hiding. He knocks on the door and says, “Ticket please.”



بلیط لطفا!!!
سه مهندس و سه حسابدار برای شرکت در یک کنفرانس با قطار به سفر می روند. در ایستگاه، حسابدارها می بینند که آن سه مهندس، فقط یک بلیت می خرند. یکی از حسابدارها می پرسد: «چگونه شما سه نفر می خواهید با یک بلیت مسافرت کنید؟» یکی از مهندس ها پاسخ می دهد: «ببین و تماشا کن!» همگی سوار قطار می شوند. حسابدارها در صندلی خودشان می نشینند، اما هر سه مهندس در یکی از دستشویی ها می چپند و درب را پشت سرشان می بندند. اندکی پس از حرکت قطار، رئیس قطار در حال جمع آوری بلیت ها پیدایش می شود. او درب دستشویی را می زند و می گوید: «بلیت، لطفا.» درب فقط اندکی باز می شود و یک دست که بلیت را نگاه داشته از شکاف در خارج می شود. رئیس قطار بلیت را می گیرد و می رود. حسابدارها این اتفاق را می بینند و قبول می کنند که ایده خیلی زیرکانه ای است. به همین خاطر بعد از کنفرانس، حسابدارها تصمیم می گیرند که در مسیر برگشت از کار مهندس ها تقلید کنند و پول خود را صرفه جویی نمایند. آن ها وقتی به ایستگاه می رسند، فقط یک بلیت برای مسیر بازگشت می خرند. اما در کمال تعجب می بینند که مهندس ها اصلا بلیتی نمی خرند. یکی از حسابدارهای بهت زده می گوید: «چگونه می خواهید بدون بلیت مسافرت کنید؟» یکی از مهندس ها پاسخ می دهد: «ببین و تماشا کن!» وقتی سوار قطار می شوند، سه حسابدار در یکی از دستشویی ها و سه مهندس در یکی دیگر از دستشویی های همان نزدیکی می چپند. قطار حرکت می کند. اندکی بعد یکی از مهندس ها از دستشویی خارج می شود و به سمت دستشویی ای که حسابدارها در آن پنهان شده بودند می رود. درب را می زند و می گوید: «بلیت لطفا.»





اگر دریابی که در وجود هر انسانی روح خداوند نهفته است آیا باز هم حاضر خواهی شد به کسی توهین کنی؟
پاسخ
 سپاس شده توسط علی رنود ، حسین ترکی ، ساجده نوروزی ، احسان نظری ، سعید قاسم پور ، مرضیه شریعتی ، علیرضا جاودانیان ، حامد احمدپور
با تشکر از دوستان بابت مطالب عالی ...
برهنگی تنها به یک تکه پارچه بستگی ندارد .
برهنگی یعنی بی توجهی به شرافت انسانی و شخصیت انسانها

IdeaIdea
پاسخ
 سپاس شده توسط فاطمه اسمعیلی سوره
سلام.
این تاپیک کم کم داشت خاک میخورد.
http://uplod.ir/1spjnexzehdl/zaban_fani.pdf.htm



اگر دریابی که در وجود هر انسانی روح خداوند نهفته است آیا باز هم حاضر خواهی شد به کسی توهین کنی؟
پاسخ
 سپاس شده توسط حمید رضا نظری ، علی رنود ، سعید قاسم پور ، مسعود شفقی ، حسین ترکی ، حامد احمدپور ، ساجده نوروزی ، احسان نظری
سلام خدمت دوستان
از اونجایی مشکل اساسی بیشتر افراد اینه که با داشتن دایره لغات متوسط باز هم نمیتونن ترجمه کنند،تصمیم گرفتم فعالیت رو از سر بگیرم و فن ترجمه رو بگم.البته اگه حوصلشو داشته باشید.اگر نه که بازم لغت روی سایت بذارم؟



اگر دریابی که در وجود هر انسانی روح خداوند نهفته است آیا باز هم حاضر خواهی شد به کسی توهین کنی؟
پاسخ
 سپاس شده توسط حمید رضا نظری ، حسین ترکی ، مسعود شفقی

سرکار خانم اسمعیلی سوره

بنده به شخصه از طرف خودم و سایر مسئولین سایت از حسن توجه و بزرگواری شما در امر زبان تخصصی و سایر مشتقات آن کمال تشکر و سپاس رو دارم.
شاید جزء معدود تاپیک هایی باشه که بنده در اکثر مواقع حداقل کامل مطالعه کردم و بعضا بهره مند هم شدم.

با آرزوی توفیق برای شما
تماس با بنده از طریق:

http://www.masoudshafaghi.com
http://www.facebook.com/masoud.shafaghi.1
masoudshafaghi@gmail.com
info@masoudshafaghi.com



پاسخ
 سپاس شده توسط فاطمه اسمعیلی سوره ، حمید رضا نظری ، حسین ترکی


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 5 مهمان