درود مهمان گرامی! ثبت نام

اولين دوره مسابقات کشوري سازه هاي ماکاروني کاپ آذربايجان

کاپ آذربايجان

ثبت نام کارگاه ثبت نام مسايقات پوستر

>بستن اين پنجره<

این یک اطلاعیه همگانی است!


امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سقف ها
#1

آشنایی با سقفها و عملکرد آنها
دیوارها می توانند هر فضایی را محصور نمایند ، اما سقف هر فضایی را امن می نماید . سقف ها به فضا آسایش می بخشند و آنها را از هجوم عوامل طبیعی مانند آفتاب و برف و باران حفظ می نمایند . به کمک سقف ها همانطور که در یک قفسه کتابخانه دیده می شود می توانیم ساختمان را به طبقات متعدد تقسیم نماییم در حقیقت ، دیوارها محیط اطراف خود را در جهت افقی تقسیم می کنند و سقف ها محیط را در جهت قایم تقسیم می نمایند.
مهم ترین ویژگی های یک سقف را می توان به ترتیب زیر برشمرد :
مقاومت و پایداری آن در برابر نیروهای وزن خود و بارهایی که قرار است سقف تحمل نماید که عمده ترین آن در بام بار برف می باشد .
مقاومت در برابر آب و هوا : سقف باید به وسیله مصالح عایق مانع از عبور رطوبت به داخل فضا شود . دوام قطعات و اجزای مختلف تشکیل دهنده سقف در برابر فرسودگی. همچنین مقاومت در برابر گرما و سرما و آتش سوزی از جمله ویژگیهای یک سقف مناسب است .
هر سقفی از لحاظ نوع ساخت و عملکرد سازه ای با توجه به شرایط می تواند به طرق مختلفی طراحی و اجرا گردد،که از آن جمله اند :
الف ) سقف طاق ضربی
ب )سقف چوبی
ج ) دال ها ( یکطرفه ،
دوطرفه و تیرچه بلوک
د ) سقف های کمپوزیت
ه ) سقف های خرپایی یا فضایی
لازم به ذکر است که سقف های تیرچه بلوک که خود نوعی دال یکطرفه می باشد ، از سه عنصر دال ، تیرچه و بلوک تشکیل یافته که تیرچه ها و بلوک ها خود انواع مختلفی دارند .
بلوک ها که نقش باربری ندارند و فقط خاصیت پرکنندگی دارند انواع مختلفی دارد ازجمله :
بلوک های بتنی
بلوک های سفالی
بلوک های پلاستوفوم
تیرچه ها نیز چند نوع مختلف دارند :
•تیرچه های پیش کشیده
•تیرچه های پس کشیده
•تیرچه های پیش تنیده

انواع سقف‌هاي بتني :
يكي از اجزاي اصلي تشكيل‌دهندة انواع ساختمان‌ها، سقفهاي بتني هستند كه نقش اساسي آنها انتقال نيـروهاي قائم و افقي ناشي از وزن مـردة سقف، سربارها و نيروهاي با دو زلزله به تيرها و ستونها و ديوارهاي بابر است. در ضمن، اتصال كليه اجزاي بابر قائم (ستونها و ديوارها) به يكديگر، موجب تقويت آنها شده و به اين ترتيب، كل ساختمان در مقابل نيروهاي وارده، به طور واحد واكنش نشان مي‌دهد.
نظر به اينكه سقفها سهم نسبتاً زيادي از قيمت تمام شده ساختمان را به خود اختصاص مي‌دهند. طراحان ساختمان، سيستم‌هاي متنوعي را به منظور هرچه اقتصادي‌تر كردن آنها، ابداع و اجرا كرده‌اند كه صرفه‌جويي در مصرف بتن و فولاد، كاهش يا حذف قالب‌بندي، بهبود روشهاي ساخت و ارتقاي كيفيت اجراي محورهاي اساسي، كوششهاي انجام شده را تشكيل مي‌دهند. در زير، روند اساسي اين مراحل پيشرفت به طور مختصر شرح داده مي‌شود.
براي صرفه‌جويي در مصرف بتن و سبكتر كردن وزن سقف، قسمتي از مقطع سقف كه در منطقة كششي قرار مي‌گيرد، حذف و فقط آن مقدار از سطح مقطع بتن كه براي جاگذاري آرماتورهاي عرضي و كششي لازم است، باقي گذاشته مي‌شود. اين كار به ويژه براي كاهش وزن مردة سقف و ساختمان، داراي اهميت خاصي است. فاصله محلهاي باقي‌مانده به حد كافي نزديك به هم انتخاب مي‌شوند، تا مناطق فشاري و كششي مقطع بتني سقف به طور يكپارچه عمل كنند و سقف حالت اولية خود را از دست ندهد. اين روش منجر به طرح دالهاي مجوف، با پشت‌بند، لانه زنبوري مانند آنها گرديده است. مصرف بتن در اين نوع سقفها، به حدود مقدار اوليه، و وزن سقف نيز تقريباً به همين ميزان كاهش مي‌يابد. از طرف ديگر، به علت سبك‌تر شدن وزن سقفها، در مصرف ميلگرد و هزينة اجراي بقية قسمتهاي باربر ساختمان، صرفه‌جويي قابل ملاحظه‌اي شود.
قالب‌بندي براي ايجاد فضاهاي مجوف در دال، معمولاً به روشهاي زير انجام مي‌شود:
در روش نخست، براي اجتناب از قالب‌بندي محلهاي خالي و پر كردن آن محلها، از بلوك‌هاي مجوف و سبك وزن استفاده مي‌شود. به اين منظور، مصالح پركننده را به فواصل معين روي قالب كف قرار داده و ميلگردها را نصب مي‌كنند و سپس بتن‌ريزي انجام مي‌شود.
در روش ديگر، از قالبهاي فلزي و يا پشم‌شيشه كه به راحتي قابل نصب و جمع‌آوري هستند، استفاده مي‌گردد

سقف تيرچه و بلوك
سقف تيرچه و بلوك جزء دال هاي يك طرفه به حساب مي آيد كه در اين نوع سقف براي كاهش بار مرده از بلوك هاي توخالي بسيار سبك ( مجوف) بتني يا سفالي براي پر كردن سقف استفاده مي شود0

كاربرد تيرچه و بلوك در ساختمان
: تيرچه و بلوك براي پوشش سقف ساختمان هاي اسكلت آجري و اسكلت فلزي واسكلت بتن ارمه استفاده مي شود.

اما چرا جزء بهترين ها است ؟
1: باعث سبكي سقف مي گردد
2: دوام خوب در مقابل آ تش سوزي دارد
3: مقاومت خوبي در مقابل نيروهاي افقي مانند باد و زلزله دارد
4: عايق صوتي خوبي است
5: عايق حرارتي در مقابل سرما وگرماست
6: عايق رطوبتي است
7: صاف و هموار بودن سطح زير و روي سقف پس از اجرا از ديگر محاسن اين نوع سقف محسوب مي گردد
اما همانند ديگر سقفها اين نوع سقف نيز داراي معايبي نيز هست كه عمده عيب آن:
1: اجراي آن نسبت به سقف هاي مشابه زمان زيادي نياز دارد
2:اجراي سقف تيرچه و بلوك نياز به نيروي ماهر و متخصص دارد كه متاسفانه به اين موضوع اهميت چنداني داده نمي شود
3: و بزرگترين عيب اين سقف اين است كه در دهانه هاي بزرگ نمي توان استفاده گردد

جدول ارتفاع بلوك و ضخامت سقف

ضخامت سقف ارتفاع بلوك
۲۵ ۱۸
۳۰ ۲۲
۳۵ ۲۶

نكات مربوط به تيرچه ها:
نكته 1: اندازة عرض تيرچه ها 8تا 12 سانتيمتر است.
نكته 2: ضخامت تيرچه ها معمولا 4 سانتيمتر است.
نكته 3: پس ازبتن ريزي تيرچه ها آن را بوسيله ويبراتور خوب ويبره كنيم.
نكته 4: بتن داخل قالب فلزي يا سفالي جهت ساخت تيرچه با عيار 400تا500كيلوگرم سيمان در متر مكعب بتن ريز با مصالح سنگي ريزدانه تهيه شود.
نكته 5:فاصله محوروسط تا محوروسط تيرچه ديگر معمولا 50سانتيمتر شود.


سقف تیرچه و بلوک
پاره ای از محدودیت ها و ویژگیهای فنی سقف تیرچه و بلوک شامل تیرچه پیش ساخته نیز می شود. در زیر ویژگیهای مهم اجزای تشکیل دهنده خود تیرچه ، مورد بحث قرار می گیرد. تیرچه پیش ساخته از قسمت های زیر تشکیل می یابد :
1-1 عضو کششی
1-2 میلگردهای عرضی
1-3 میلگرد بالائی
1-4 بتن پاشنه

عضو کششی
حداقل تعداد میلگرد کششی دو عدد بوده و سطح مقطع میلگردهای کششی از طریق محاسبه تعیین می شود . در هر صورت ، سطح مقطع میلگرد کششی برای فولاد نرم ، از 0.0025 ، و برای فولاد نیم سخت و سخت ، از 0.0015 برابر سطح مقطع جان تیر نباید کمتر باشد . توصیه می شود قطر میلگرد کششی از 8 میلیمتر کمتر و از 16 میلیمتر بیشتر نباشد. در مورد تیرچه هایی که ضخامت بتن پاشنه آنها 5.5 سانتیمتر یا بیشتر باشد ، می توان حداکثر قطر میلگرد کششی را به 20 میلیمتر افزایش داد. برای صرفه جویی در مصرف فولاد و پیوستگی بهتر آن با بتن ، معمولا از میلگرد آجدار ، به عنوان عضو کششی استفاده می شود. حداکثر سطح مقطع میلگردهای کششی ، بستگی به نوع فولاد و بتن مصرفی دارد و نباید از مقادیر مندرج در جدول زیر بیشتر باشد.


حد جاری شدن فولا بر حسب
کیلوگرم بر سانتیمتر مربع 200 3600 4200
تاب فشاری بتن 250 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع 3.4% 2.98% 2.1%
تاب فشاری بتن 300 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع 4.2% 3.7% 2.6%
تاب فشاری بتن 350 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع 4.85% 4.24% 3%

مقادیر بالا بر حسب درصد سطح مقطع جان تیر است.
نکته بسیار حائز اهمیت اینست که در عمل باید از تطبیق مقاومت میلگردهای مورد استفاده با مقاومت قید شده در جدولها و محاسبات اطمینان حاصل کرد.
در صورت استفاده از میلگردهای کششی به تعداد بیش از دو عدد ، دو میلگرد طولی باید در سرتاسر طول تیرچه ادامه یابند ، ولی طول مورد نیاز بقیه میلگردها را می توان با توجه به نمودار لنگر خمشی محاسبه و در مقطعی که مورد نیاز نیست ، قطع نمود.
فاصله آزاد بین میلگردهای کششی نباید از قطر بزرگترین دانه شن بتن مورد مصرف در پاشنه تیرچه به اضافه 5 میلیمتر کمتر باشد.
فاصله میلگرد کششی از لبه جانبی بتن پاشنه تیرچه ، به شرط وجود بلوک ، نباید از 10 میلیمتر کمتر باشد و فاصله آزاد میلگرد کششی از سطح پائین تیرچه ( پوشش بتنی روی میلگرد ) نباید از 15 میلیمتر کمتر باشد . در صورتی که از کفشک ( قالب سفالی ) استفاده شود ، فاصله آزاد میلگرد کششی از قسمت بالائی کفشک نباید از 10 میلیمتر کمتر باشد.
پوشش روی میلگردها که در بالا شرح داده شد ، مربوط به تیرچه های مورد استفاده برای فضاهای داخلی ساختمانهاست. در صورتی که این تیرچه ها در محیط های باز ، مانند بالکن یا در فضاهایی که دارای مواد زیان آور برای بتن می باشند ، ادامه یابند ، اجرای یک لایه اندود ماسه سیمان پر مایه به ضخامت حداقل 15 میلیمتر در زیر پوشش ، ضروری است. در ساختمانهائی که خورندگی فراگیر است یا در اقلیمهای خورنده باید حداقل ضخامت پوشش بتنی روی میلگردها رابه 30 میلیمتر افزایش داد.

میلگردهای عرضی
این میلگردها جهت منظورهای زیر در تیرچه منظور می شوند:
1. تامین اینرسی (=لختی ) لازم جهت مقاومت تیرچه در هنگام حکل و نقل.
2. تامین مقاومت لازم جهت تحمل بار بلوک و بتن پوششی در بین تکیه گاه های موقت ، پیش از به مقاومت رسیدن بتن.
3. جهت تامین پیوستگی لازم بین تیرچه و بتن پوششی ( درجا )
4. تامین مقاومت برشی مورد نیاز تیرچه.

برای میلگردهای عرضی از نوع فولاد نرم و نیم سخت استفاده می شود که بصورت مضاعف یا منفرد تولید می شوند.
سطح مقطع میلگردهای عرضی نباید از 0.0015bw.t کمتر اختیار شود که bw عرض جان مقطع و t فاصله دو میلگرد عرضی متوالی است.قطر میلگردهای عرضی از 5 میلیمتر تا 10 میلیمتر تغییر می کند ، و در هر حال ، حداقل قطر برای خرپای با میلگردهای عرضی مضاعف 5 میلیمتر ، و برای خرپای با میلگرد عرضی منفرد، 6 میلیمتر است. در مورد خرپای ماشینی ، میلگردهای عرضی به طور مضاعف و از نوع نیم سخت می باشند. قطر میلگردهای عرضی این نوع خرپاها بین 4 الی 6 میلیمتر تغییر می کند.
حداقل زاویه میلگرد عرضی نسبت به خط افق ، 30 درجه است و معمولا از 45 درجه کمتر نیست. ارتفاع خرپای تیرچه معمولا با توجه به ضخامت سقف ، که خود تابعی از دهانه مورد پوشش است ، تعیین می شود. فاصله میلگردهای عرضی متوالی در تیرچه ها ، حداکثر 20 سانتیمتر است.
در بعضی از انواع تیرچه ها ، به جای میلگرد عرضی ، از ورق خم کاری شده با تسمه استفاده می شود.

میلگرد بالائی
از میلگرد بالائی ( میلگرد ساده یا آجدار ) به منظور تحمل نیروی فشاری خرپا در مرحله اول باربری تیرچه استفاده می شود و قطر آن با توجه به نوع میلگرد و طول دهانه ، فاصله تیرچه ها ، ارتفاع خرپای تیرچه و ضخامت بتن پوششی ، همچنین فاصله های جوشکاری عرضی ، از 6 تا 12 میلیمتر متفاوت است
در بعضی از انواع تیرچه ها ، از تسمه یا ورق به جای میلگرد بالایی استفاده می شود. جدول زیر به عنوان راهنمای تعیین میلگرد بالائی تیرچه های غیر ماشینی توصیه می شود:


تا دهانه 3 متر 6 میلیمتر
دهانه 3 متر تا 4 متر 8 میلیمتر
دهانه 4 متر تا 5.5 متر 10 میلیمتر
دهانه 5.5 متر تا 7 متر 12 میلیمتر

میلگرد کمکی اتصال : این میلگرد ، به منظور مهار کردن میلگردهای کششی و امکان استقرار بیش از دو میلگرد کششی در ناحیه پاشنه تیرچه ، به کار برده می شود.
قطر میلگردهای کمکی اتصال ، 6 میلیمتر و طول آنها در حدود فاصله میلگردهای کششی است. میلگردهای کمکی اتصال در فواصل 40 تا 100 سانتیمتری از یکدیگر نصب می گردند. در بعضی از کارخانه های تولید تیرچه که جهت قالب بتن پاشنه از ناودانی استفاده می شود ، معمولا بتن پاشنه تا انتهای میلگرد کششی ادامه می یابند. در این موارد ، بهتر است میلگرد کمکی در فاصله 12 سانتیمتری از دو انتهای میلگرد کششی نصب شود تا هنگام اجرای سقف ، و در صورت شکستن دو سر تیرچه جهت نمایان شدن میلگردهای کششی ، خرپا صدمه نبیند.

جوشکاری : اتصال میلگردهای عرضی و اعضای بالایی و زیرین خرپای تیرچه ، معمولا توسط نقطه جوش تامین می گردد. البته می توان از هر نوع عمل جوشکاری مناسب ، جهت اتصال اعضای خرپا استفاده کرد ، مشروط بر آنکه در مرحله جوشکاری ، از سطح مقطع اعضای خرپای تیرچه کاسته نشود ، مشخصات مربوط به جوشکاری باید مطابق آئین نامه های معتبر داخلی یا خارجی باشد.

بتن پاشنه
حداقل عرض بتن پاشنه 10 سانتیمتر است و نباید از ( 3.5/1 ) برابر ضخامت سقف کمتر باشد. ارتفاع بتن پاشنه باید به میزانی باشد که قابل بتن ریزی بوده و پوشش بتن روی میلگرد را جهت ایجاد مقاومت در برابر آتش سوزی تأمین نماید و همچنین پس از قرار گرفتن بلوک با سطح زیری تیرچه همسطح گردد. معمولا ضخامت بتن پاشنه 4.5 تا 5.5 سانتیمتر و عرض آن 10 تا 16 سانتیمتر است.
پاشنه پس از جاگذاری خرپا در قالب فلزی یا در قالب دایمی سفالی ( کفشک ) بتن ریزی می گردد. بتن پاشنه نقش بسیار مهمی در نحوه اجرای سقف دارد. چنانچه سطوح افقی و عمودی تیرچه ، در امتداد طولی انحنا داشته باشند ، جاگذاری بلوکها با مشکلاتی مواجه خواهد گشت. نشمینگاه بلوک باید صاف و یکنواخت باشد تا بلوکها به طور یکنواخت در محل خود قرار گیرند و سطح زیرین سقف برای نازک کاری بعدی مناسب گردد.
حداقل تاب فشاری بتن پاشنه ، 250 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع است. مواد تشکیل دهنده مخلوط بتن برای یک متر مکعب بتن پاشنه تیرچه به شرح زیر توصیه می شود :

شن و ماسه تا 12 ( تا 12 میلیمتر ) 1200 لیتر
سیمان 300- 400 کیلوگرم
پس از بتن ریزی پاشنه ، باید مراقبت های لازم جهت نگهداری و مرطوب نگهداشتن بتن معمول گردد. نوع بتن و ضخامت پوشش بتنی روی میلگردهای کششی ، تأثیر زیادی در مقاومت سقف در مقابل آتش سوزی دارد. در صورتی که بتن پاشنه تیرچه معیوب و شکسته باشد، باید آن تیرچه را از محل عیب به دو تیرچه کوتاهتر تقسیم نمود، و یا نسبت به خرد کردن کامل بتن پاشنه و بتن ریزی مجدد آن اقدام کرد.
در صورت استفاده از قالب فلزی و عدم استفاده از کفشک، تیرچه بتن ریزی شده را می توان، بسته به شرایط حرارت محیط پس از 24 تا 48 ساعت از قالب خود جدا کرد. هنگام بتن ریزی پاشنه تیرچه باید به دقت خرپا داخل قالب فلزی یا کفشک قرار گیرد و میلگرد کششی در تمام طول تیرچه به طور یکسان و طبق ویژگیهای یاد شده رعایت شود. معمولا بتن تیرچه در مدت 10 روز پس از بتن ریزی به مقاومت عملی (working strength) خود می رسد.
مشخصات مواد افزودنی جهت زود گیر کردن و ایجاد کارائی بیشتر باید مطابق آئین نامه های معتبر داخلی یا بین المللی باشد

مزایای سقف تیرچه بلوک
در زیر مهمترین ویژگیهاای این نوع سقف در مقایسه با سقف تیرآهن – طاق ضربی و دال بتنی یکپارچه آمده است:
1) به علت مصرف بلوک تو خالی و حذف بتن ناحیه کششی در مصرف بتن صرفه جویی می شود.
2) به علت تولید تیرچه و بلوک در کارخانه نیروی انسانی کمتری مورد نیاز است .
3) وزن تیرچه ها کم است به طوریکه توسط کارگران قابل نصب است و در طبقات کم نیاز به جرثقیل نیست .
4) به علت پیش ساخته بودن تیرچه و بلوک نصب سقف بسیار آسان و سریع خواهد بود .
5) قالب بندی زیر سقف فقط به شمع بندی و نصب چهار تراش در فاصله های معین جهت تامین تکیه گاههای موقت تیرچه ها محدود میشود .
6) به طور یکپارچه بتن ریزی می شود و بتن کمتری نسبت به سقفهای بتن آرمه معمولی مورد نیاز است .
7) مقاومت سقف اجرا شده با تیرچه بلوک در برابر نیروهای افقی ( باد – زلزله ) بسیار خوب است .
8) به علت تو خالی بودن بلوک سقف عایق حرارتی و صوتی خوبی است .
9) به علت مسطح بودن زیر سقف در مقایسه با طاق ضربی ضخامت نازک کاری به حداقل می رسد و بار مرده سقف کمتر می شود .
10) با توجه به مصرف کم فولاد از نظر اقتصادی مناسب است .

محاسبه وزن سقف‌ها:
توجه : وزن سقفها طبق وزن واحد حجم‌هاي ارائه شده توسط آيين‌نامه 519 و مبحث ششم سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور مي‌باشد. اگر چه ممكن است ، بعلّت اجراي نادرست سقفها ، عملاً به وزنهاي بالاتر از آنچه محاسبه شده است برسيم ، ولي در هر صورت ، ارقام فوق جهت مقايسه نسبي وزن سقف‌ها صحيح و قابل استناد مي‌باشد.
*در صورت عدم استفاده از سقف كاذب سياك و استفاده از سقف كاذب گچي (طبق آيين‌نامه 519 ،سقف كاذب گچي = ) وزن سقف‌هاي سياك حدود مي‌باشد.


سقفهاي داراي تيرچه بتني
1 - مشخصات اين نوع سقف بر اساس نشريه شماره 94 سازمان برنامه و بودجه تعيين مي‌شود.
2 - در تمامي سقفهاي معرفي شده ، ميلگرد افت و حرارت با قطر 6 ميليمتر کفايت مي کند. چنانچه فاصله آکس تا آکس تيرچه‌ها تا 50 سانتيمتر باشد، در جهت تيرچه‌ها بين هر دو تيرچه يک عدد و چنانچه فاصله آکس تا آکس تيرچه‌ها بيش از 50 سانتيمتر باشد، در جهت تيرچه‌ها بين هر دو تيرچه دو عدد ميلگرد حرارتي مورد نياز است. ميلگردهاي حرارتي در خلاف جهت تيرچه‌ها هر 25 سانتيمتر يک عدد مي‌بايستي اجرا گردد.
3 - ميلگرد تقويت ممان منفي تيرچه‌ها حداقل مي‌بايستي سطح مقطعي برابر 15% سطح مقطع ميلگردهاي کششي همان تيرچه را دارا باشد و طول آنها از هر طرف يک پنجم طول تيرچه باشد. بايد توجه نمود که اين ميلگردها را با ميلگردهاي تقويت برشي (اتکاي سر تيرچه) اشتباه نکنيم. اين ميلگردها درون جان تيرچه خم نمي‌خورد بلکه بصورت صاف به ميلگرد فوقاني تيرچه‌ها بسته مي‌شود.
4 - در سقفهايي که بار زنده کمتر از 350 کيلوگرم بر متر مربع باشد ، در دهانه‌هاي زير 4 متر نيازي به کلاف مياني (Tie Beam) نمي‌باشد و در دهانه‌هاي بين 4 تا 5.30 متر يک کلاف مياني و در دهانه‌هاي بيش از 5.30 متر دو کلاف مياني مورد نياز است. در تمام اين حالات حداقل سطح مقطع کل ميلگردهاي طولي کلافهاي مياني بايستي برابر نصف سطح مقطع ميلگرد کششي تيرچه‌ها باشد.
5 - در سقفهايي که بار زنده بيشتر از 350 کيلوگرم بر متر مربع باشد ، در دهانه‌هاي زير 4 متر يک کلاف مياني (Tie Beam) و در دهانه‌هاي بين 4 تا 7 متر دو کلاف مياني و در دهانه‌هاي بيش از 7 متر سه کلاف مياني مورد نياز است. در تمام اين حالات حداقل سطح مقطع کل ميلگردهاي طولي کلافهاي مياني بايستي برابر کل سطح مقطع ميلگرد کششي تيرچه‌ها باشد.
6 - ميلگرد زيگزاگ تيرچه‌ها براي هر طول تيرچه بصورت جداگانه بايستي طراحي گردد.
7 - در سقفهايي که خيز مطرح نباشد مي‌توان تا دهانه‌اي معادل 32 برابر ضخامت سقف ، از اين سقفها استفاده نمود. اما اگر خيز مطرح بوده و تيرهاي اسکلت داراي تکيه‌گاه گيردار باشند حداکثر دهانه مجاز 26 برابر ضخامت سقف و در صورتيکه تيرهاي اسکلت داراي تکيه‌گاه ساده باشند حداکثر دهانه مجاز 20 برابر ضخامت سقف مي‌باشد.
8 - در اين سقفها چنانچه ميلگرد زيگزاگ براي برش انتهايي محاسبه شود، نيازي به تقويت برشگير (اتکاي سر تيرچه) نمي‌باشد. ولي در صورتيکه ميلگردهاي زيگزاگ برش انتهايي را جوابگو نباشند بايد از تقويت برشي (اتکا) طبق محاسبه استفاده نمود.
نکتة مهم : دانستن اين نکته مهم است که محدوديت و تعدد انواع سقفهاي تيرچه و بلوک قابل اجرا دقيقاً بستگي به وجود انواع بلوکه‌هاي سقفي موجود در بازار دارد و از آنجا که بدليل حجم و وزن زياد بلوکه‌هاي سقفي عملاً حمل و نقل آن از يک نقطه کشور به نقطه‌اي ديگر مقرون به صرفه نمي‌باشد، بنابراين ممکن است در بعضي نقاط کشور عملاً امکان اجراي برخي از سقفهاي معرفي شده زير بدليل نبودن بلوکه متناسب با آن وجود نداشته باشد و يا احياناً در بعضي مناطق علاوه بر سقفهاي معرفي شده زير بتوان سقفهاي ديگري نيز اجرا نمود. درضمن لازم به ذکر است که با استفاده توأم انواع بلوکه‌هاي سقفي با مواد ديگر (مانند يونوليت) گاه بنا به ضرورت مي‌توان سقفهايي با ارتفاع بيشتر نيز اجرا نمود.
کد سقف : R1
نوع سقف : تيرچه بتني با بلوکه سفال
ارتفاع کل سقف : 25 سانتيمتر - مرکز تا مرکز تيرچه‌ها 50 سانتيمتر


محاسن :
1 - اين سقف داراي وزني متعادل در محدوده وزن سقفهاي کروميت مي‌باشد.
2 - قيمت تمام شده اين سقف معمولا پايين است خصوصا در دهانه‌هاي کوچکتر اين اختلاف قيمت کاملا تأثير گذار است.
3 - بدليل شمع بندي در حين اجرا اين سقف لرزش کمتري نسبت به سقفهاي کروميت و کامپوزيت دارد و به لحاظ عايق صوت و حرارت از سقفهاي کروميت و کامپوزيت بهتر عمل مي‌کند.
4 - سطح نسبتا صافي در زير سقف مي‌دهد و به کاذب کاري نيازي ندارد.

نقاط ضعف احتمالي :
نقطه ضعف مشهودي را نمي توان براي اين سقف برشمرد.

کد سقف : R2
نوع سقف : تيرچه بتني با بلوکه سيماني
ارتفاع کل سقف : 25 سانتيمتر - مرکز تا مرکز تيرچه‌ها 50 سانتيمتر

محاسن :
1 - قيمت تمام شده اين سقف نيز نسبت به ساير سقفها معمولا پايين است.
2 - بدليل شمع بندي در حين اجرا اين سقف لرزش کمتري نسبت به سقفهاي کروميت و کامپوزيت دارد و به لحاظ عايق صوت و حرارت از سقفهاي کروميت و کامپوزيت بهتر عمل مي‌کند.
3 - سطح نسبتا صافي در زير سقف مي‌دهد و به کاذب کاري نيازي ندارد.

نقاط ضعف احتمالي :
1 - اين سقف در مقايسه با سقف R1 سنگين‌تر است و جزو سقفهاي نسبتا سنگين محسوب مي‌گردد. معمولا تنها زماني از اين سقف استفاده مي‌شود که امکان اجراي سقف R1 نباشد (مثلا زماني که بلوکه سفال سقف R1 موجود نباشد)
2- از آنجا که وزن اين سقف با سقف R3 تقريباً برابر است در دهانه هاي بلند تر معمولاً اجراي اين سقف در مقايسه با سقف R3 مقرون به صرفه نخواهد بود.

کد سقف : R3
نوع سقف : تيرچه بتني با بلوکه سفال
ارتفاع کل سقف : 30 سانتيمتر - مرکز تا مرکز تيرچه‌ها 50 سانتيمتر


محاسن :
1 - اين سقف لرزش کمتري نسبت به تمام سقفهاي معرفي شده و سقفهاي کامپوزيت دارد و به لحاظ عايق صوت و حرارت از سقفهاي کروميت و کامپوزيت بهتر عمل مي‌کند.
2 - سطح نسبتا صافي در زير سقف مي‌دهد و به کاذب کاري نيازي ندارد.
3 - از آنجا که وزن اين سقف با سقف R2 تقريبا برابر است در دهانه‌هاي بلندتر معمولا اجريي اين سقف در مقايسه با سقف R2 مقرون به صرفه و اصولي‌تر خواهد بود.
نقاط ضعف احتمالي :
اين سقف جزو سقفهاي نسبتا سنگين‌ محسوب مي‌گردد.






کد سقف : R4
نوع سقف : تيرچه بتني با بلوکه سيماني
ارتفاع کل سقف : 30 سانتيمتر - مرکز تا مرکز تيرچه‌ها 50 سانتيمتر

محاسن :
1 - اين سقف نيز لرزش کمتري نسبت به تمام سقفهاي معرفي شده و سقفهاي کامپوزيت دارد و به لحاظ عايق صوت و حرارت از سقفهاي کروميت و کامپوزيت بهتر عمل مي‌کند.
2 - سطح نسبتا صافي در زير سقف مييدهد و به کاذب کاري نيازي ندارد.
نقاط ضعف احتمالي :
1 - اين سقف جزو سقفهاي سنگين‌ محسوب مي‌گردد.
2 - معمولا اجراي اين سقف با توجه به وزن آن توجيه اقتصادي ندارد.


کد سقف : R5
نوع سقف : تيرچه بتني با بلوکه سفال
ارتفاع کل سقف : 31 سانتيمتر - مرکز تا مرکز تيرچه‌ها 70 سانتیمتر
محاسن :
1 - اين سقف لرزش کمتري نسبت به سقفهاي کروميت و کامپوزيت دارد و به لحاظ عايق صوت و حرارت از آنها بهتر عمل ميکند.
2 - سطح نسبتا صافي در زير سقف مي‌دهد و به کاذب کاري نيازي ندارد.
3 - در مقايسه با سقف R3 علاوه بر اينکه وزن کمتري دارد معمولا در دهانه‌هاي کوتاهتر به لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه‌تر است.
نقاط ضعف احتمالي :
1 - اين سقف جزو سقفهاي نسبتا سنگين‌ محسوب مي‌گردد.

سقف کامپوزیت
سقف های کمپوزیت سقفهایی هستند که ترکیبی از فولاد و بتن برای اینکه یکپارچگی این سقف رعایت شوند شود از برشگیر (نبشی)استفاده می شود که این نبشی با بتن درگیری ایجاد کرده و یکپارچگی درست می کند و چون تیرهای فرعی کمپوزیت به علت گیردار بودن تیرهای اصلی و با توجه به لنگر پوش (لنگر زلزله) بتن روی تیرهای اصلی نمی تواند به مقاومتش کمک کند .
میلگردهایی که روی سقف کامپوزیت قرار دارند میلگردهایی حرارتی هستند که در جهت مخالف با تیرهایی فرعی باعث یکپارچه شدن بتن و درگیری با سقف کامپوزیت می شود وبا جوش دادن به تیرهای فرعی مانع ترک خوردن بتن می شود
قالب بندی این سقفها معمولا از تخته کوبی استفاده می شود و بعد از اتمام بتن ریزی نایلون باعث راحت جدا شدن تخته ها می شود و در برخی موارد از یونولیت استفاده می شود که به علت محکم نبودن باید شمع کوبی کنند و مشکلات اجرایی بیشتری دارد و دلیل دیگر اینکه یونولیت زیر سقف می ماند و ما نمی توانیم از فضای زیر سقف کامپوزیت که تیر های فرعی آنها معمولا زنبوری هستند برای عبور لوله تاسیساتی استفاده کنیم در ضمن عایق خوبی برای حرارت بالا نیست.
در قالب بندی تخته کوبی مهمترین مزیت آنها این است که در زیر سقف کامپوزیت خلائی وجود دارد و از این خلا برای لوله های تاسیساتی استفاده می شود.
یکی از مزیت های سقف کامپوزیت قدرتمندی آن نسبت به سقفهای تیرچه بلوک است چون یکی از راههای یکپارچه کردن رفتار ستون ها در هنگام زلزله از طریق سقف می باشد و سقف کامپوزیت به دلیل برش گیر های نصب شده روی تیرهای فرعی یکپارچگی بین فولاد و بتن ایجاد شده و در اطراف ستونها هم همین طور در نتیجه ستون ها در هنگام زلزله رفتار یکپارچه دارند ولی در سقف تیرچه بلوک این گونه نیست.
کلا در باره سیستم های خمشی باید گفت در این سیستم تمام تیرهای اصلی گیردار عمل می کنند و معمولا از پروفیل های سالم استفاده می کنند (لانه زنبوری نباشد)چون اصلا دارای لنگر می باشند و در نتیجه باید آنجا ورق بزنیم و ثانیا لنگرماکزیمم برش در یک سوم تکیه گاهها وجود دارد. ما باید در صورت استفاده از زنبوری آنجا را پر کنیم و ما هم وسط را پر کرده و هم گوشه را پر می کنیم و این تنها وقتی است که ما پروفیل نداریم مگرنه بهتر است از پروفیل استفاده شود.
سقف کامپوزیت کُرمیت
سیستمهای معمول کامپوزیت در امریکا عینا" با تیرچه های با جان باز انجام می شود و معمولا" همراه با گذاشتن یک ورق فولادی موجودار به عنوان عرشه و آرماتور بندی روی آن بتن ریخته می شود . در این سيستم قالب ماندگار است و قطعات جان نیز با بتن احاطه نمی شود. در طراحی سیستم قالب کامپوزیت کُرمیت، نظر بر آن بوده که علاوه بر سرعت و تطبیق با آیین نامه ها ، هر چه ممکن اقتصادی تر باشد. از این رو اولا" قالب باید قابل استفاده مداوم باشد، ثانیا" جان تیرچه با بتن پر شود که بتوان قطعات جان را اقتصادی تر طراحی نمود و از لرزش سقف نیز کاسته شود. سیستمهای کامپوزیت رایج در ایران که با تیرآهن ساده یا لانه زنبوری با تیر ورق استفاده می شوند، دارای جان باز نیستند.


در وهله اول قالب هاي سقف كرميت سه قطعه بوده و براي باز كردن ، قطعات آن بايد از يكديگر جدا مي شد ، با تحقيق بخش R&D اين شركت این قالب با بهینه سازی و استفاده از خاصیت تغییر شکل ارتجاعی فولاد به قالبی یکچارچه تبدیل شد.
این قالب در بین تیرچه ها قرار گرفته و بعد از گيرش اولیه بتن قالب از زیر سقف در آورده می شود . این قالب محاسن بسیار زیادی دارد و با سرعت چیده و جمع آوری می گردد و با دقت مختصری , بارها قابل استفاده است. این قالب هم اکنون در پروژه های مختلف این شرکت مورد استفاده است.
آخرین بررسی ها و دستاوردها نشان داد که بهتر است جهت تطبیق سیستم با سیستم تیرچه بلوک و استفاده از آرماتور حرارتی یک جهته و حذف آرماتور خمشی در دال فوقانی و در نتیجه صرفه جویی اقتصادی، فاصله لب با لب تیرچه ها حداکثر 75 سانتی متر باشد. مزیت این قالب در آن است که با رعایت دیگر شرایط آیین نامه می توان آرماتور دو جهته را حذف و فقط آرماتور عمود بر تیرچه را منظور نمود.
هم اکنون این شرکت قالبهای جدید خود را به انتخاب مصرف کننده در فواصل و ارتفاع مختلف آماده عرضه نموده است. فاصله محور به محور تیرچه ها حدود 85 سانتی متر تا 95 سانتی متر و با ارتفاع 20 تا 25 سانتی متر، بسته به انتخاب خریدار و با مشاوره دفتر فنی شرکت و نوع تیرآهنهای مصرفی در سازه و طول دهانه است.

سقف تیرچه کرمیت
سیستم سقف کُرمیت از تیرچه های فولادی با جان باز در ترکیب با بتن استفاده می شود. در ساخت تیرچه های مذکور از یک تسمه، در بال تحتانی و نیز یک میلگرد خم شده در جان استفاده می شود. برای پرکردن فضای خالی بین تیرچه ها از قالب های ثابت مانند بلوک های سیمانی، پلی استایرن، طاق ضربی ، قالب های موقت فولادی (کامپوزیت ) و یا هر پرکننده سبک استفاده می شود. فواصل تیرچه ها بسته به نوع قالب از 73 سانتی تا 100 سانتی متر متغیراست ، روی سقف نیز با 4 الی 10 سانتی متر بتن پوشانده می شود.
تیرچه ها از نوع خود ایستا بوده و به همین علت هیچ نوع شمع بندی در زیر سقف مورد نیاز نمی باشدو تیرچه ها به نحوی طراحی می شوند که بتوانند وزن بتن خیس، قالب ها و عوامل اجرایی سقف را به تنهایی تحمل کنند.
پس ازاین که بتن به 75% مقاومت مشخصه خود می رسد ، تیرچه های فولادی با بتن به صورت یک مقطع مختلط وارد عمل شده و بارهای مرده و زنده سقف را تحمل می کنند.




سقف تیرچه و بلوک کُرمیت
ا متداول شدن سقف های تیرچه و بلوک سنتی برخی از مشکلات سیستم طاق ضربی مرتفع شد. اما این سقف ها مشکلات دیگری را به همراه خود پدید آوردند که عمده ترین آنها ضرورت استفاده از شمع بندی در زیر سقف است.

شمع بندی علاوه بر دست و پاگیر بودن هزینه زیادی را نیز بر ساختمان تحمیل می کند. در سال 1363 با استفاده از بلوك کُرمیت به جاي طاق ضربي كه قبلا" در اين سيستم بعنوان قالب ثابت بكار مي رفت عملا" سقف تیرچه وبلوک کُرمیت وارد بازارشد.


این سقف به علت خود ایستا بودن تیرچه ها نیازی به شمع بندی ندارند و به همین علت از سرعت اجرای بسیار بالایی برخوردار می باشد. اجرای این سقف بر روی اسكلت های فولادی بتنی و دیوارهای باربر امکان پذیر می باشد.



سقف پلیمری کُرمیت
در راستای سبک سازی ساختمان، این شرکت هم زمان با ستفاده از قالب کامپوزیت و بلوک های پوکه ای اقدام به استفاده از مصالح پلیمری در ساختمان کرده است.
استفاده از بلوک های پلی استایرن نسوز در سقف باعث کاهش مصرف تیرچه تا حدود 20% و کاهش فولاد مصرفی سازه تا حدود 7% می شود.

سهولت اجرای این نوع سقف، باعث افزایش سرعت اجرا و درنیتجه کاهش هزینه های اجرایی می گردد. در عین حال در هزینه های حمل و نقل نیز صرفه جویی قابل ملاحظه ای صورت می گیرد. شیارهای مناسب ایجاد شده در زیر این بلوک ها باعث پیوستگی گچ و خاک در زیر سقف می گردد.
در جهت بهبود استفاده از مصالح پلیمری، بخش تحقیق و توسعه این شرکت مشغول مطالعات و بررسی های بیشتر می باشد.

سقف ضربی کُرمیت
به علت اجبار در استفاده ار مصالح فشاری از زمان های قديم استفاده از طاق قوسی متداول بوده و به همین جهت استفاده از سیستم طاق ضربی نیز به عنوان نوعی طاق قوسی رواج داشته است. وجود اشکالات عمده در عملکرد سقف های ضربی با تیرآهن مانند عدم ایجاد یک دیافراگم مناسب بین ستون ها و مصرف زیاد فولاد در مقایسه با مقدار باربری ، باعث شد تا در سال 1356 با ارائه طرحی بهینه « سقف ضربی کُرمیت » نسبت به اصلاح این سیستم اقدام گردد.
در سیستم طاق ضربی کُرمیت وجود بتن روی سقف می تواند یک دیافراگم مناسب بین ستون ها ایجاد کند و همچنین به علت بازبودن جان تیرچه ها مقدار زیادی در مصرف فولاد صرفه جویی می شود.



اگر چه از اين سيستم در انبوه سازي استفاده نمي شود ، اما براي پروژه هاي كوچك و يا دور افتاده ، هنوز هم كاربرد دارد.


سقف کاذب
سقف های کاذب اولیه به صورت قطعات پلاستیکی در سالهای 1365 به بعد در اولین سقف های کامپوزیت کُرمیت به کار رفت. اما گران بودن مصالح ، نچسبیدن به گچ و خاک و خزش (Creep) باعث گردید که استفاده از آن مقید گردد. از سوی دیگر انواع تولیدات ورق گالوانیزه به صورت رابیتس در شکلها و فرمهای مختلف و تولید مواد اولیه آن (ورق گالوانیزه) در ایران ، ما را به سمت استفاده از این محصول سوق داد.




مزایای این سیستم در مقایسه با دال بتنی
1-صرفه جویی در مصالح مصرفی در سقف ( سیمان ، سنگدانه ، آب و فولاد ...) – هر یک کیلو گرم پلاستیک ، جایگزین صد کیلوگرم بتن می شود – اگر یک دال بتنی را با یک دال بتنی مجوف بادکنکی ، با ضخامت یکسان در نظر بگیریم ، مصالح مصرفی در سقف بادکنکی حدودا 34 درصد کمتر می باشد.
2-مقاومت در برابر زمین لرزه (به علت کاهش وزن )
3-کاهش وزن سقف باعث ایجاد آزادی عمل در طرح معماری – انتخاب شکل مناسب سازه ای - ساخت طره های بزرگتر – ایجاد دهانه های بزرگ با تکیه گاه های کمتر می گردد. با اجرای این سیستم به علت در دست داشتن فضای قابل ملاحظه بدون ستون میانی در طراحی و معماری داخلی می توان با سهولت بیشتری عمل نمود. برای میزان معادل فولاد و بتن با این نوع دال می توان دهانه های تا 40 درصد بزرگتر را پوشاند و در عین حال 15 درصد اقتصادی تر عملیات ساخت را انجام داد.
4-با در نظر گرفتن جرم یکسان در مقایسه این دو سقف ، صلبیت سقف بادکنکی سه برابر دال بتنی توپر می باشد. فاصله محل اعمال نیرو تا تکیه گاه وdضخامت دال می باشد.
11- خزش
گزارشات به دست آمده از آزمایشات متعدد هیچگونه تفاوت قابل توجهی را در مقایسه این نوع دال ها با دال های توپر در خزش نشان نمی دهد.
12- کاهش هزینه های حمل و نقل
13- زمان کوتاهتر ساخت ( 20% - 40%(
14- عمر مفید و طولانی تر ساختمان
الحاقات سازه های یکپارچه در سیستم سنتی موجب افزایش نسبی هزینه ها در قیاس با الحاقات غیر یکپارچه و قابل تعویض در این سیستم می گردد. بنابراین طول عمر سازه با به کار گیری این سیستم در حدود 10 برابر بیشتر شده و می توان در صورت لزوم قطعات مستهلک و قدیمی را با قطعات جدید تعویض نمود.
15- در مقایسه به عمل آمده بین این نوع دال و دال توپر ، این نتیجه حاصل شده است که قابلیت عایق صوتی بودن این نوع دال ، دست کم به میزان dB 1 بیشتر از دال توپر می باشد. (مهم ترین علت این امر وجود فضای مجوف در المانهای میانی این نوع دال می باشد(
منابع:
http://www.civilca.com
http://www.iransaze.ir



......................................................................
پاسخ
 سپاس شده توسط فاطمه اسمعیلی سوره ، علی رنود ، محمد جواد رضایی ، علیرضا افخمی ، حسین ترکی ، سعید قاسم پور
#2
مرسی مهندس
ان شاا...شاهد حضور پررنگ تره شما باشیم.



اگر دریابی که در وجود هر انسانی روح خداوند نهفته است آیا باز هم حاضر خواهی شد به کسی توهین کنی؟
پاسخ
 سپاس شده توسط علی رنود ، مرضیه شریعتی ، محمد جواد رضایی
#3
مرسی مهندس خیلی خوب بود. مخصوصا بحث تیرچه بلوک چون خودمون کارگاه تیرچه داریم خیلی استفاده کردم ممنون
پاسخ
 سپاس شده توسط مرضیه شریعتی


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان